ي بخشد، و امري منفور که عقوبت گناهانشان است از آنان دور مي کند و گناهانشان را مي بخشايد.
« فَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ» و هرکس پس از اين عهد و پيمان و وظايفي که با سوگند مستحکم گشته و نيز با ذکر پاداش و ثواب آن بر آن ترغيب شده است، کفر بورزد، « فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ» به راستي که از روي قصد و آگاهي راه راست را گم کرده است. پس او سزاوار چيزي خواهد بود که گمراهان سزاوار آن هستند، از قبيل محروم شدن از پاداش و حاصل شدن عذاب. شايد عده اي بگويند: کاش که مي دانستم آنها چکار کردند؟ آيا به پيماني که با خدا بستند وفا نمودند يا پيمان شکني ورزيدند؟ خداوند بيان نمود که آنها پيمان را شکستند، پس فرمود:«  فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ» به سبب پيمان شکني، آنها را به روش هاي گوناگون مجازات کرديم:
1- « لَعنَّاهُمْ» آنان را نفرين نموديم و از رحمت خود دور کرديم، چون درهاي رحمت را به روي خود بستند، و به پيماني که از آنها گرفته شده بود وفا نکردند، که بزرگترين سبب براي برخورداري از رحمت خدا وفا کردن به آن پيمان بود.
2- « وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً» و دلهايشان را سخت کرديم، به گونه اي که پند و اندرز و سخنرانيها اثر مفيدي در دلهايشان برجاي نمي گذاشت و آيات و تهديدات سودي به آنان نمي بخشيد و هيچ تشويقي آنها را به انجام کارهاي نيک وادار نمي کرد. و هيچ ترس و تهديدي آنها را از  انجام کارهاي زشت باز نمي داشت. و بزرگترين سزا براي بنده اين است که قلبش  اينگونه باشد، زيرا از هدايت و خير محروم شده و به شر و بدي نايل مي آيد.
3- « يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ» سخنان خدا را تحريف و تبديل مي  کنند. پس معني و مفهومي را که خدا و پيامبرش از سخني در نظر دارند دگرگون کرده، و معني ديگري براي آن دست و پا مي کنند.
4- « وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ» و بخش فراواني را از آنچه بدان اندرز داده شده بودند فراموش کردند. آنان به تورات و به آنچه بر موسي نازل شده بود  اندرز داده شده بودند، اما بخشي از آن را به فراموشي سپردند. و اين شامل فراموش کردن علم و دانش آن است، و آنان دانش آن را فراموش کرده و از دست دادند. و اين شامل نسيان علم و دانش آن است، و اينکه آنان تورات را فراموش کردند و آن را از دست دادند، به گونه اي که بسياري از آنچه که خداوند از يادشان برد ديگر يافت نشد. و اين عقوبتي از جانب خدا براي آنان بود. و شامل فراموش کردن عمل نيز مي شود، که فراموشي عمل، ترک عمل  است. پس آنان به انجام آنچه بدان دستور داده شده بودند، توفيق نيافتند. در پرتو اين بيانات در مي يابيم که اهل کتاب برخي از آنچه در کتابهايشان ذکر شده يا در زمانشان به وقوع پيوسته است، انکار کرده اند، و از جمله آن چيزهايي است که آنها فراموش کرده اند.
5- خيانت هميشگي و مداوم:« وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَآئِنَةٍ مِّنْهُمْ» و همواره خيانتي را از آنها نسبت به خدا و بندگان مومنش مشاهده مي کني. و بزرگترين خيانتشان اين بود که از کسي که آنها را موعظه مي کرد و به آنان گمان نيک داشت حق را کتمان کردند، و بر کفرشان باقي ماندند، که اين خيانتي بس بزرگ بود. و هر کس صفات آنها را دارا باشد به اين خصلت  هاي مذموم و زشت گرفتار مي شود. پس هرکس به دستور خدا و آنچه که پروردگار ما را بدان ملزم نموده است انجام ندهد، بهره اي فراوان از نفرين و سنگدلي خواهد داشت و به مرض تحريف  کلام مبتلا مي شود، وبخشي از آنچه را که به وي تذکر داده شده است فراموش مي  کند و به راه راست و نيک توفيق نمي يابد. و حتما دچار خيانت خواهد شد. از خداوند مي خواهيم که ما را از اين آفات مصون بدارد.
خداوند آنچه را که به آنان تذکر داد « حفظ» يعن بهره و نصيب ناميده است، چون آن بزرگترين بهره است، و ديگر بهره ها، بهره هاي دنيوي هستند. همانطور که خداوند  متعال فرموده است:« فَخَرَجَ عَلَي قَومِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يريدُونَ الحَيوةَ الَّدنيا يلَيتَ لَنَا مِثلَ مَآ أَُوتِي قَرُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظّ عَظِيمٍ» پس قارون با کوکبه خود به سوي قومش بيرون آمد، کساني که زندگي دنيا را مي خواستند، گفتند: « اي کاش مانند آنچه به قارون داده شده است ما هم داشتيم، بي گمان او داراي بهره بزرگي است». و خداوند در مورد بهره مفيد فرموده است:« وَمَا يلَقَّهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوُا وَمَا يلَقَّهَآ إِلَّا ذُو حَظٍ عَظِيمٍ» اين بردباري و چشم پوشي را مگر صابران نمي يابند، و آن را جز کساني که داراي سهم و بهره بزرگي هستند نخواهند يافت.
« إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمُ» جز تعداد اندکي از آنان که به پيماني که با خدا بسته بودند وفا کردند، و خداوند آنها را توفيق داد و به راه راست هدايت کرد.« فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ» پس آنان را به خاطر آزاري که به تو مي رساند مواخذه نکن، بلکه آنها را به ببخش و از آنان درگذر، زيرا عفو و بخشش از نيکوکاري و احسان است. « إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» همانا خداوند نيکوکاران را دوست دارد. احسان يعني اينکه خدا را طوري عبادت کني که انگار او را مي بيني، و اگر او را نبيني او ترا مي بيند. و احسان در حق مخلوق و مردم يعني رساندن نفع و استفاده ديني و دنيوي به آنان.وَمِنَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللّهُ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ ؛ و از کساني  که  گفتند که  ما نصراني  هستيم  پيمان  گرفتيم   پس  قسمتي  از، اندرزهايي  را که  به  آنها داده  بوديم  فراموش  کردند و ما نيز ميان  آنها  تا روز قيامت  کينه  و دشمني  افکنديم   به  زودي  خدا آنان  را از کارهايي   که  مي کنند آگاه  خواهد ساخت.
همچنان که از يهوديان عهد و پيمان گرفتيم، از کساني هم پيمان گرفتيم که به مسيح پسر مريم گفتند:« ِمنَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّا نَصَارَى» از کساني که گفتند: ما ياور و ياران هستيم»، و با متصف نمودن خويشتن به ايمان به خدا و پيامبرانش، و آنچه پيامبران آورده اند خود را پاک مي شمردند، اما آنها پيمان را شکستند.
« فَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ» و آنان بخش قابل توجهي از آنچه را که به آن تذکر داده شده بودند، هم از نظر علمي و هم از نظر عملي به دست فراموشي سپردند. « فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ» و برخي را بر برخي ديگر مسلط گردانديم، و شرارتي در ميان آنان درگرفت که تا قيامت موجب جنگ و کينه و دشمني در ميان آنها خواهد بود. و اين مسئله اي است که هم اکنون به وضوح مشاهده مي شود، زيرا نصارا همواره در کينه و بغض و دشمني و تفرقه به سر مي برند. « وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللّهُ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ» و خداوند آنان را به آنچه مي کردند آگاه مي کند، و آنان را 