ست، و آن را تحکيم مي نمايد، و بر صحت آن گواهي مي دهد، و با آن موافق است.
« وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ» و هدالت و پندي است براي پرهيزگاران ، زيرا پرهيزگاران از هدايت و رهنمود بهره مند مي شوند و از مواعظ پند مي گيرند و از آنچه که شايسته نيست باز مي آيند.
« وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِيهِ» و پيروان انجيل بايد طبق آنچه در انجيل آمده است حکم کنند. يعني بر آنان لازم است تا به  کتابشان مقيد و پايبند باشند. و براي آنها جايز نيست که از  آن عدول کنند.
« وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» و هرکس طبق آنچه خدا نازل  کرده است حکم نکند پس ايشان فاسق اند. وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَآ آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُون ؛ و اين  کتاب  را به  راستي  بر تو نازل  کرديم  ، تصديق  کننده  و حاکم  بر، کتابهايي  است  که  پيش  از آن  بوده  اند  پس  بر وفق  آنچه  خدا نازل  کرده   است در ميانشان  حکم  کن  و از پي  خواهشهاشان  مرو تا آنچه  را از حق  بر تو  نازل  شده  است  واگذاري   براي  هر گروهي  از شما شريعت  و روشي  نهاديم   و  اگر خدا مي  خواست  همه  شما را يک  امت  مي  ساخت   ولي  خواست  در آنچه   به  شما ارزاني  داشته  است  بيازمايدتان   پس  در خيرات  بر يکديگر پيشي   گيريد  همگي  بازگشتتان  به  خداست  تا از آنچه  در آن  اختلاف  مي  کرديد  آگاهتان  سازد.
وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَيْكَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ؛ ميانشان  بر وفق  آنچه  خدا نازل  کرده  است  حکم  کن  و از خواهشهاشان  پيروي   مکن  و از ايشان  بپرهيز که  مبادا بفريبندت  تا از بعضي  از چيزهايي  که  خدا  بر تو نازل  کرده  است  سر باز زني   و اگر رويگردان  شدند بدان  که  خدا مي   خواهد آنان  را به  پاداش  برخي  گناهانشان  عقوبت  کند ، و هر آينه  بسياري   ازمردم  نافرمانند.
أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ؛ آيا حکم  جاهليت  را مي  جويند ? براي  آن  مردمي  که  اهل  يقين  هستند چه   حکمي از حکم  خدا بهتر است  ?
خداوند متعال مي فرمايد:« وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ» و ما اين کتاب را که قرآن است و برترين و بزرگترين کتابهاست، به سوي تو فرستاديم.
« بِالْحَقِّ» آن را به حق نازل کرده ايم و اخبار و  دستورات و نواهي آن مشتمل بر حق است. « مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ» و کتابهايي را که پيش از آن آمده اند، تصديق مي کند، چون قرآن بر صحت کتابهاي پيشين گواهي مي دهد و اخبارش با  اخبار آنها موافق و برابر، و آيين و قوانين بزرگ آن با شرايع و قوانين کتابهاي گذشته موافق است. پس مصدّق کتابهاي پيشين است. « وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ» و مطالبي را در بر دارد که کتابهاي گذشته در برداشتند، و حتي مطالب الهي و اخلاقي بيشتري را نيز در بردارد. قرآن  کتابي است که از هر حقي که کتابهاي گذشته آورده باشند پيروي مي نمايد؛ به آن دستور داده و آدمي را بر انجام آن تحريک و  تشويق مي نمايد، و براي رسيدن به آن راههاي زيادي را بيان مي کند. قرآن کتابي  است که خبر گذشتگان و آيندگان، و حکمت و احکامي که کتابهاي پيشين آورده اند در آن وجود دارد. 
پس آنچه که قرآن بر صحت آن گواهي دهد راست است و پذيرفته مي شود. و آنچه را نپذيرد و تصديق نکند، مردود مي باشد، زيرا حتما دستخوش تحريف و تبديل شده است، و اگر از جانب خدا بود قرآن با آن مخالفت نمي کرد.
« فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ» پس ميان آنها طبق شرعي که خدا بر تو نازل کرده است داوري کن. « وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ» و به جاي حقي که پيش خود داري، از خواست ها و اميال فاسد آنان که با حق مخالف است پيروي نکن، و چيزي فرومايه و حقير را به جاي چيزي ارزشمند قرار مده. « لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا» براي هر يک از شما امت ها راه و روشي قرار داده ايم. و اين شريعت هاي مختلف که براي ملت هاي مختلف آمده اند، شريعت هايي هستند که برحسب تفاوت حال و زمان تغيير هستند که برحسب تفاوت حال و زماني تغيير مي کنند، و همه در زماني که آيين زندگاني مردم بوده اند دادگرانه و منصفانه حکم کرده اند.
اما اصول کلي تمامي شريعت ها که در هر زمان و مکاني براي مردمان حاوي م صلحت و حکمت بوده اند فرق نکرده و در همه شريعت ها وجود داشته اند. « وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً» و اگر خدا مي خواست همه شما را يک  ملت، و پيرو يک شريعت قرار مي داد، به گونه اي که پيشينيان و پسينيانتان با هم اختلافي نداشته باشند.
« وَلَـكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَآ آتَاكُم» ولي خداوند مي خواهد شما را در آنچه که به شما داده است بيازمايد، و معلوم سازد که چگونه عمل مي کنيد. و هرامتي را طبق حکمت خويش مورد آزمايش قرار داده و به هريک چيزي را مي دهد که شايسته اوست، تا ملت ها با يکديگر به رقابت بپردازند، و هر ملتي تلاش کند که از ديگري سبقت بگيرد. بنابراين فرمود:« فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ» پس به سوي خوبيها و نيکي ها بشتابيد و آن را کامل بگردانيد. نيکي ها هر فرض و مستحبي را اعم از حقوق خدا و حقوق بندگان در بر مي گيرد، و انجام دهنده آن جز با دو چيز از ديگران پيشي نمي گيرد:
1- شتافتن براي انجام نيکي و غنيمت شمردن زمان مناسب.
2- تلاش براي اينکه آن را به صورت کامل و آن گونه که بدان دستور داده شده است انجام دهد.
و از اين استنباط مي شود که بايد سعي نمود نماز و ديگر عبادتها را در اول وقت انجام داد. نيز از اين آيه بر مي آيد که بنده نبايد فقط به انجام نماز و ديگر عبادات مفروض اکتفا کند، بلکه شايسته است مستحبات را نيز انجام دهد تا عبادتش تکميل گردد، و پيشي گرفتن حاصل شود. « إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا» بازگشت همه شما امت هاي گذشته و آينده به سوي خداست، و شما را در روزي که هيچ شکي در آن نيست جمع خواهد کرد.
« فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ» پس در رابطه با شرايع و اعمالي که در آن اختلاف داشتيد شما را آگاه مي سازد و به اهل حق و کارهاي شايسته آنان پاداش مي ده