ه به اسلام قدرت دهد و مسلمانان را بر يهود و نصارا چيره بگرداند. « أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ» يا امر ديگري را از جانب خودش پيش اورد که منافقان از پيروز شدن کفار اعم از يهود و ديگران نا اميد شوند. « فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ» پس به خاطر آنچه در وجود خود پنهان کرده اند پشيمان مي شوند. آنان از آنچه که دامنشان را گرفته است، و از ضرري که به آنان روي آورده است نادم و پشيمان مي شوند.
پس فتحي که خداوند به وسيله آن اسلام و مسلمين را ياري نمود و کفر و کافران را خوار و ذليل کرد، پيش آمد و منافقان پشيمان شدند، و خدا مي داند که چقدر اندوهگين گشتند!
« وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُواْ» و مومنان با ابراز تعجب از حال کساني که در دلهايشان بيماري است، مي گويند:« أَهَـؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ» آيا اينها کساني اند که به خدا سوگند خوردند، و سوگند خود را محکم و موکد کردند و گفتند: ما هم مثل شما مومن هستيم  و با شما مي باشيم؛ اهل ايمان را ياري مي دهيم و با آنان از درِ دوستي و مودّت وارد مي شويم؟! 
اما آنچه که در دل پنهان کرده بودند آشکار گرديد، و رازهاي نهان آنان روشن شد و مکر و دسيسه، و گمان بد آنها به اسلام و مسلمين باطل گرديد، پس « حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ» کارها و اعمالشان در دنيا تباه و ضايع گشت، « فَأَصْبَحُواْ خَاسِرِينَ» واز زمره زيانکاران گرديدند و به هدف خود نرسيدند و شقاوت و عذاب آنها را در بر گرفت.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، هر که  از شما از دينش  بازگردد چه  باک ، ،زودا که  خدا مردمي  را بياورد که  دوستشان  بدارد و دوستش  بدارند  در  برابر مؤمنان  فروتنند و در برابر کافران  سرکش  ، در راه  خدا جهاد مي   کنند واز ملامت  هيچ  ملامتگري  نمي  هراسند  اين  فضل  خداست  که  به  هر کس   که  خواهدارزاني  دارد ، و خداوند بخشاينده  و داناست.
خداوند متعال خبر مي دهد که از جهانيان بي نياز است، و هرکس از دينش برگردد و مرتد شود نمي تواند هيچ ضرري به وي برساند، بلکه به خودش زيان وارد مي کند. و خداوند بندگان مخلص و مرداني صادق و راستين دارد که آنها را هدايت نموده، و وعده داده است که آنان را خواهد آورد. آنها از همه مردم کاملتر هستند و از همه قويترند و اخلاقشان از همه نيکوتر است.
بزرگترين صفت و ويژگي آنها اين است که « يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ» خداوند آنها را دوست دارد و آنان نيز خداوند را دوست دارند ، به راستي که دوست داشتن خدا و محبت ورزيدن خداوند نسبت به بنده بزرگترين نعمت و بزرگترين فضيلتي است که خداوند به او بخشيده است. و هرگاه خداوند بنده اي را دوست بدارد اسباب را براي او فراهم کرده و هر کار سختي را براي او آسان مي کند و او را بر انجام کارهاي خوب و نيکو، و ترک کارهاي زشت و منکر توفيق مي دهد، و دلهاي بندگان را شيفته او مي گرداند، به گونه اي که همه او را دوست مي دارند و با او محبت مي ورزند. يکي از لوازم محبت بنده نسبت به پروردگارش اين است که در ظاهر و باطن و گفتار و کردار و همه حالاتش از پيامبر (ص) پيروي نمايد. همان طور که خداوند فرموده است:« قُل إِن کُنتُم تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يحبِبکُمُ اللّهُ» بگو:« اگر شما خدا را دوست داريد، پس از من پيروي کنيد تا خداوند شما را دوست بدارد.»
يکي از لوازم دوست داشتن بنده از سوي خدا اين است که بنده با انجام دادن فرائض و نوافل خودش را به وي خيلي نزديک نمايد، همان طور که پيامبر (ص) در حديث صحيح از قول خدا فرموده است:« بنده ام با هيچ چيزي به من نزديکي نمي جويد که براي من محبوبتر باشد از انجام دادن آنچه بر او فرض کرده ام، و بنده ام همواره با انجام نوافل به من نزديک مي شود تا اينکه او را دوست مي دارم، و هرگاه او را دوست بدارم کمکش مي کننم تا گوش و دست و پايش را بدارم کمکش مي کنم تا گوش و دست و پايش را در مسير خشنودي من بکار ببردو از آنها در مسير معصيت من بهره نبرد. و اگر چيزي از من بخواهد قطعا به او مي دهم، و اگر به من پناه بجويد او را پناه مي دهم». و از لوازم محبت خدا، شناخت و کثرت ذکر و ياد اوست. زيرا محبت بدونِ شناخت خدا بسيار ناقص است، بلکه اصلا وجود ندارد، گرچه آدمي ادعاي وجود آن را داشته باشد. و هرکس خدا را دوست بدارد او را ياد مي کند، و هرگاه خداوند بنده اي را دوست بدارد عمل کم او را مي پذيرد، و بسياري از لغزش هايش را مي آمرزد.
و از جمله صفاتِ کساني که خداوند آنها را دوست دارد اين است که آنها « أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ» با مومنان فروتن، و در برابر کافران سخت و سرفرازند. پس آنها مومنان را دوست دارند و خيرخواهشان هستند، و با آنان نرم و مهربان ، و  در مورد آنها آسان گير مي باشند، و منکران خدا و کساني که آيات الهي را به تمسخر مي گيرند و پيامبرانش را تکذيب مي کنند، سخت و نيرومند هستند. تصميم و  اراده آنان براي دشمني با آنها قاطع است و تمام تلاش و توان خود را براي دست يابي به آنچه که سبب پيروز شدن بر کافران مي گردد، مبذول مي دارند.
خداوند متعال  فرموده است:« وَأَعدُِّوا لَهُم مَّا استَطَعتُم مِنّ قُوَّةِ  وَمِن رِّبَاطِ الخَيلِ تُرهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ وَعَدّوَّکُم» و براي جنگ با آنها آمادگي حاصل کنيد و نيرو جمع نماييد، و اسب ها را پرورش دهيد که با آن دشمن خدا و دشمن خود را بترسانيد. و خداوند متعال فرموده است:« أَشِدَّآءُ عَلَي الکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَينَهُم» بر کافران سختگير و با يکديگر مهربان هستند.
پس درشت خويي و سختگيري با دشمنان خدا از جمله صفاتي است که بنده را به الله نزديک مي کند و بنده با خداوند در اينکه وي نيز از آنان خشنود است هماهنگ مي شود. و درشتي نمودن با کافران نبايد مانع از دعوت نمودن آنها به دين اسلام گردد. پس هم بايد بر آنان سخت گرفت، و هم به نرمي دعوتشان کرد، و هر دو کار به مصلحت آنان خواهد بود و فايده اش به آنها برخواهد گشت.
« يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ» با مالها و جانها، و با گفتار و کردارشان در راه خدا جهاد مي کنند« وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ» و از ملامت و سرزنش هيچ سرزنش کنندهاي نمي هراسند، بلکه آنها رضايت و خشنودي پروردگار و ترس از سرزنش الهي را اراده و عزم آنان دلالت مي نمايد، زيرا کسي که قلبش ضعيف است ، هّمت و اراده اش نيز به هنگام سرزنش سرزنش کنندگان ضعيف خواهد بود و عزم  او به هنگام سرزنش سرزنش کنندگان در هم مي شکند، و قوّت و نيرويش سست 