 وَأصحَابِهِ وَمَن تَبِعَهُم بِإِحسَانٍ إلَی یَومِ الدینِ.
تفسیر شیخ عبدالرحمن بن ناصر السعدی – رحمه الله – « تیسیر الکریم الرحمن فی تفسیر کلام المنان» یکی از بهترین تفسیرهاست، چون ویژگی های زیادی دارد که عبارتند از:
سهولت عبارت و وضوح آن به گونه ای که فرد عالم و دانشمند و نیز  فرد کم دانش آن را می فهمند.
از آوردن بحث طولانی که فایده ای جز ضایع کردن وقت و پریشانی فکرِ خواننده ندارد اجتناب شده است.
از ذکر اختلاف پرهیز شده مگر آن که اختلاف مهمی باشد که باید بیان شود. این ویژگی ِ مهم و مفیدی برای خواننده می باشد که حواس او بر یک چیزی متمرکز خواهد بود.
در تفسیر آیات صفات راه سلف در پیش گرفته شده و بدون تحریف و بدون مخالفت با کلا خدا آیات صفات تفسیر شده اند و این در عقیده بسیار امر مهمی است.
استنباط فواید و احکام و حکمت ها، و این در بعضی از آیات آشکار است مانند آیه وضو در سوره مائده که از آن پنجاه حکم استنباط کرده است. و همان طور که در داستان داود و سلیمان در سوره ی «ص»  فواید زیادی استنباط نموده است.
ضمن این که قرآن را تفسیر نموده، صبغه ای تربیتی نیز بدان داده است که خواننده را تربیت می نماید. همان طور که در تفسیر« خُذِ العَفوَ وَ أمُر بِالعُرفِ وَأَعرِضَ عَنِ الجَهِلینَ» در سوره ی «اعراف» مشخص می گردد.
بنابراین به هرکس که می  خواهد کتاب های تفسیر را پیش خود داشته باشد توصیه می کنم که کتابخانه او از این تفسر ارزشمند خالی نباشد.
از خداوند می خواهم که مولف و خواننده را از پاداش آن بهره مند گرداند. بی گمان خداوند بزرگوار و بخشنده است.
و صلی الله علی نبینا محمد و علی آله و اصحابه و من تبعهم باحسان.
محمد بن صالح العثیمین
15/ رمضان/1416 هـ .قفَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَـذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ ، پس وای برکسانی که کتاب را با دست های خود می نویسند سپس می گویند:« این از جانب خداست»، تا آن را به بهای اندکی بفروشند، پس وای برآنها چه چیزهایی را با دست های خود نوشته و وای بر آنان چه چیزی را بدست می آورند.
«فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ» خداوند کسانی را که کتابش را تحریف می کنند مورد تهدید قرار می دهد، آنهایی که در خصوص عمل زشت خود می گویند: « َهذَا مِنْ عِندِ اللّهِ» این از جانب خدا است . و این کار اظهار باطل و کتمان حق است، و آنها از روی شناخت و بصیرت چنین کردند« لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً» تا آن را به بهای اندکی بفروشند. و دنیا از اول تا آخر بهای اندکی است. پس آنها باطل خود را دامی برای شکار دارایی های مردم قرار دارند و از دو جهت به مردم ستم کردند: یکی از جهت مشتبه کردن دین بر آنها و دیگر از جهت گرفتن اموالشان به ناحق، آنها به باطل ترین وسیله اموال مردم را می گرفتند، و گناه این کار از گناه کسی که مال مردم را به صورت غصب و دزدی چپاول می کند، برگتر است. بزرگترین خداوند دو بار آنها را مورد تهدید قرار داده و می فرماید: « فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ» پس وای بر آنها به سبب تحریف و باطلی که می نویسند،«وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُون» و وای بر آنها به سبب اموالی که جمع می کنند. ـویل» یعنی عذاب شدید و حسرت جانگاه، برای تهدید شدید به کار می رود. و ابوالعباس پس از آنکه آیات «أَفَتطمَعُونَ» را تا « یَکسِبُونَ» ذکر کرد، فرمود: خداوند کسانی را مورد مذمت قرار داده است که کلام او را تحریف نموده و غلط تفسیر می کنند. این مذمت همچنین شامل حال کسانی می شود که «کتاب» و «سنت» را براساس بدعت های باطل تفسیر می کنند.
خداوند کسانی را که از کتاب او (تورات) جز تلاوت نمی دانند، مذمت کرده است و این مذمت شامل کسی نیز می شودکه اندیشیدن و تدبر در قرآن را ترک نموده و جز خواندن کلماتش چیزی از آن نمی داند . نیز این مذمت شامل کسی می شود که با دستان خود چیزی می نویسد که با کتاب خدا م خالف است، تا به وسیله آن منافع دنیایی را به دست آورد، و ادعا  کند این از جانب خدا است، مانند اینکه بگوید: چیزی که در این کتاب است عین شریعت و دین است، و این مفهوم کتاب و سنت است، و نزد سلف و ائمه معقول، و یکی از اصول دین است که اعتقاد به آن هم واجب عینی و هم کفائی است.
این آیات همچنین مذمت کسی را در بردارد که کتاب و سنت را پنهان می سازد تا مخالفِش با استفاده از آنچه که او می داند علیه وی استدلال نکند. و این خرافات و بدعت گذاری در میان هواپرستان بسیار زیاد به چشم می خورد و بسیاری از منتسبین به فقها نیز از چنین رویه ای پیروی می کنند.وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ؛ خدا و پيامبرش  را اطاعت  کنيد و پروا کنيد  اگر رويگردان  شويد  بدانيدکه ، وظيفه  پيامبر ما رسانيدن  پيام  روشن  خداوند است.
اطاعت از خدا و اطاعت از پيامبر يکي است. پس هرکس از خدا اطاعت نمايد به راستي که از پيامبر اطاعت کرده است و هرکس از پيامبر اطاعت کند در حقيقت از خدا اطاعت کرده است. و اطاعت از خدا و پيامبر شامل اموري است که خدا و پيامبرش به آن فرمان داده اند از قبيل اعمال و اقوال ظاهري و باطني واجب و مستحب که متعلق به حقوق خدا و بندگانش مي باشند. همچنين اطاعت از خدا و پيامبر به معني اجتناب از چيزي است که خدا و پيامبر از آن نهي کرده اند. و اين دستور ، کلي ترين و فراگيرترين دستور است، و هر امر و نهي ظاهر و باطني در آن داخل است، « وَاحْذَرُواْ» و از نافرماني خدا و نافرماني پيامبرش بپرهيزيد، زيرا نافرماني خدا و پيامبرش باعث خسران و زيان آشکار خواهد شد. « فَإِن تَوَلَّيْتُمْ» پس اگر از آنچه که به آن دستور داده شده ايد، و يا از آن نهي شده ايد، روي گردانديد، « فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ» بدانيد که فقط رساندنِ آشکار بر پيامبر است، و او اين وظيفه را انجام داده است، پس اگر هدايت شويد به سود خودتان است، و اگر بد کنيد به زيان خودتان مي باشد، و خداوند از شما حساب مي گيرد. و پيامبر آنچه را بر دوش وي گذاشته شده بود و آنچه را که وظيفه اش بود ادا نمود.لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُواْ إِذَا مَا اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّأَحْسَنُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ؛ بر آنان  که  ايمان  آورده  اند و کارهاي  شايسته  کرده  اند در آنچه  خورده   اندگناهي  نيست  ، هر گاه  پرهيزگاري  کنند و ايمان  بياورند و به  کارهاي   شايسته  پردازند ، باز هم  پرهيزگاري  کنند و ايمان  بياورند ، باز هم   پرهيزگاري  کنند و نيکي  ، که  خدا نيکوکار