 توسط برترین مخلوق و خاتم پیامبران، از جانب خدا کتابی نزد آنان آورده شد که تورات را تصدیق می کرد و آنها به حقیقت این موضوع واقف بودند- چون هرگاه میان آنها و مشرکین در زمان جاهلیت جنگی در می گرفت، می گفتند: اگر این پیامبر بیاید ما پیروز می شویم، و آنها را به سبب آمدن این پیامبر تهدید کرده و می گفتند: همراه با او با مشرکین می جنگیم- پس وقتی این پیامبر با این کتاب ظهور کرد از روی کینه، سرکشی و حسادت ورزی بر اینکه چرا خداوند فضل خود را بر هرکس که بخواهد فرو می فرستد، به آن کفر ورزیدند.
پس خداوند آنها را لعنت کرد و پی در پی بر آنها خشم گرفت، چون زیاد کفر می ورزیدند و به شرک و تردید خود  ادامه می دادند. و برای آنها در آخرت عذابی خوار کننده و دردناک است، و آن وارد شدن به جهنم و از دست دادن نعمت همیشگی بهشت است. پس بد چیزی است آنچه که آنها به جای ایمان به خدا و پیامبران و کتاب های آسمانی بدان چنگ زده اند، زیرا آنان از روی شناخت، به خدا و کتاب ها و پیامبرانش کفر ورزیده اند، پس عذابشان بزرگتر خواهد بود.قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ بگو : در ميان  آنچه  بر من  وحي  شده  است  چيزي  را که  خوردن  آن  حرام  باشد، نمي  يابم  ، جز مردار يا خون  ريخته  يا گوشت  خوک  که  پليد است  يا حيواني   که  در کشتنش  مرتکب  نافرماني  شوند و جز با گفتن  نام  الله  ذبحش  کنند  هرگاه  کسي  ناچار به  خوردن  گردد بي  آنکه  سرکشي  کند و از حد بگذرد ، بداند  که  خدا آمرزنده  و مهربان  است.
وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ وِإِنَّا لَصَادِقُونَ ؛ و بر يهود حرام  کرديم  هر حيوان  صاحب  ناخني  را و از گاو و گوسفند پيه   آن دو را جز آنچه  بر پشت  آنهاست  يا بر چرب  روده  آنهاست  يا به  استخوانشان  چسبيده  باشد  به  سبب  ستمکاريشان  اينچنين  کيفرشان  داديم  ، و  ما راستگويانيم.
وقتي خداوند مشرکين را به خاطر آن که حلال را حرام کردند و آن را به خدا نسبت دادند، مذّمت کرد، و گفته هايشان را باطل شمرد، پيامبرش را دستور داد تا آنچه را که خدا بر مردم حرام نموده است برايشان بيان کند، تا بدانند هر چيزي که خارج از آن دايره باشد حلال است. و هرکس حرام بودن آن را به خدا نسبت دهد دروغگو است، و ياوه مي گويد، چون تحريم جز از طرف خدا و بر زبان پيامبرش انجام نمي گيرد. و خدا به پيامبرش فرموده است:« قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ»  بگو: در آنچه به من وحي شده است بر هيچ خورنده اي چيزي را نمي يابم که خوردنش حرام باشد. البته در اينجا از موضوع تحريم و عدم تحريم، استفاده ي از اين چيزها در غير مساله ي «خوردن» بحث نشده است، بلکه فقط به موضوع تحريم و عدم تحريم در مساله ي خوردن پرداخته شده است. « إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً» مگر مردار، و آن حيواني است که بدون ذبح شرعي مرده باشد، چنين حيواني حلال نيست. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« حُرِّمَت عَلَيکُمُ المَيتَةُ وَالدَّمُ وَلَحمُ الخِنزِيرِ» حيوان مردار و خون و گوشت خوک بر شما حرام شده است.
« أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا» يا خون جاري، و آن خوني است که از حيواني که ذبح مي شود بيرون مي آيد، و ماندنِ آن در بدن حيوان، به کسي که آن را بخورد آسيب مي رساند، اما وقتي از جسم بيرون بيايد زيانِ خوردنِ گوشت برطرف مي شود. و مفهوم کلام، آن است خوني که بعد از ذبح در گوشت و رگها باقي مي ماند حلال و پاک است.
« أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ» يا گوشت خوک. همه موارد سه گانه پليد، آلوده و مضر است. و خداوند نسبت به شما مهربان است و به خاطر اينکه شما را از نزديک شدن به آلودگي ها و ناپاکي ها دور نمايد آنها را حرام نموده  است. « أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ» يا اينکه حيوان سربريده شده براي غير خدا، ذبح شده باشد. پس اين از جمله امور فسق آور است. فسق يعني بيرون رفتن از دايره اطاعت خدا به سوي نافرماني او « فَمَنِ اضْطُرَّ» با وجود اين، هرکس به ناچار خوردن اين چيزهايي حرام باشد، يعني نياز و ضرورت او را به خوردن چيزي از آن وادار کند، به اين صورت که چيزي نداشته باشد و از تلف شدن خودش بترسد.
« غَيْرَ بَاغٍ» و در غير حالت اضطرار خواهان خوردن آن نباشد. « وَلاَ عَادٍ» و از حد نگذرد، و بيش از نياز نخورد، « فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» بدون شک پروردگارت آمرزنده و مهربان است. پس هرکس داراي چنين حالتي باشد خداوند او را مي آمرزد. علما در مورد حصر مذکور در اين آيه اختلاف دارند، هرچند که امور حرام ديگري هست که در اين آيه ذکر نشده است، مانند  خوردن گوشت درندگان و پرندگاني که داراي چنگال هستند، و امثال آن.
پس برخي از علما گفته اند: اين آيه قبل از تحريم موارد ديگري که در اين آيه ذکر نشده اند نازل شده است. به همين جهت حصر مذکور در اين آيه با  تحريمي که پس از آن وارد شده است مخالفتي ندارد، چون در آن وقت پيامبر آن را در آنچه به او وحي شده نيافته بود. و برخي گفته اند: اين آيه ساير چيزهايي را که حرام هستند در بر مي گيرد؛ برخي را به صراحت در برگرفته، و برخي را از طريق مفهوم و عمومِ علت شامل مي شود. زيرا خداوند علت حرمت خوردن مردار، خون و گوشت خوک، يا فقط گوشت خوک را اين گونه بيان کرده است: « فَإِنَّهُ رِجْسٌ» که آن پليد است، و اين صفتي است که شامل هر چيز حرامي مي شود. زيرا چيزهاي حرام همه پليد و ناپاک اند، و آن را به خاطر حفاظت از بندگانش و صيانت از کرامتشان حرام کرده است.
و مشروح و تفاصيل اشياء پليد و حرام ، از سنت گرفته مي شود، زيرا سنت، قرآن را تفسير و هدف و منظور آن را بيان مي کند. پس وقتي خداوند از ميان خوراکي ها جز آنچه را که ذکر شد حرام نکرده است و منبع تحريم جز شريعت خدا چيزي نمي تواند باشد اين دلالت مي نمايد که مشرکين؛ آن کساني که روزي خدا را حرام کردند، بر خدا دروغ بسته و از طرف خود چيزهايي را به دروغ به او نسبت دادند. 
و اگر خداوند در اين آيه خوک را ذکر نکرده بود به احتمال قوي مي توانستيم بگوييم عبادت و سياق آيه در رابطه با نقض گفته هاي گذشته مشرکين در رابطه با تحريم چهارپايان مي باشد؛ مشرکيني که حلالِ خدا را برحسب آنچه نفسشان براي آنها زيبا جلوه داده بود، تحريم مي کردند، در حالي که در ميان چهارپايان چيزي جز آن چه در آيه ذکر شده است حرام نيست، و آن عبارت است از مردار و آنچه که با ياد غير خدا ذبح شده است.اما 