حرکت اختياري و حرکت اجباري را ميداند، گرچه همه درخواست خدا داخل ا ند، و تحت اراده او قرار دارند.
 6- کساني که در ارتکاب گناهان به قضا و تقدير الهي استدلال مي کنند دچار تناقض هستند، زيرا آنها نمي توانند در همه جا اين را قبول داشته باشند، بلکه اگر کسي نسبت به آنها بدي روا دارد و آنها را بزند يا مالشان را بگيرد يا  امثال آن، و بگويد:« تقدير و قضا اينگونه بوده است»، اين استدلال را نمي پذيرند و به شدت از اين استدلال خشمگين مي شوند. بسي جاي تعجي است که چگونه ارتکاب نافرماني و ناخشنودي هاي خدا را تقدير او به حساب آورده، اما به هيچ کسي اجازه نمي دهند آنها را ناراضي و ناخشنود بگرداند و تقدير خدا را بهانه کند؟!
7- بهانه قرار دادن قضا و تقدير، مقصود و هدف نبوده و آنها مي دانند که آن دليلي نيست. بلکه هدف از اين بهانه رد کردن حق است. آنها حق را مانند مرد شروري مي پندارند که بر آنها هجوم مي آورد، پس آن را با هر کلام و سخني که بر دلشان خطور کند هرچند که به خطا و نادرستي آن اعتقاد هم داشته باشند از خود دور مي کنند.قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللّهَ حَرَّمَ هَـذَا فَإِن شَهِدُواْ فَلاَ تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَهُم بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ ؛ بگو : گواهانتان  را که  گواهي  مي  دهند که  خدا اين  يا آن  را حرام  کرده   است  بياوريد  پس  اگر گواهي  دادند تو با آنان  گواهي  مده  ، و از خواسته   هاي آنان  که  آيات  ما را تکذيب  کرده  اند و به  آخرت  ايمان  ندارند و کساني  را با پروردگارشان  برابر مي  دارند ، پيروي  مکن.
به کساني که حلال خدا را حرام مي کنند و آن را به خدا نسبت مي دهند، بگو: گواهانتان را بياوريد تا گواهي دهند که خداوند اين را حرام کرده است، پس وقتي اين سخن به آنها گفته شد آنان ميان دو راه قرار مي گيرند؛ يا گواه و شاهدي را نمي آورند، پس آن وقت ادعايشان باطل و پوچ خواهد بود، و يا اينکه کسي را مي آورند که براين امر گواهي دهد، و امکان ندارد که کسي بر اين چيز گواهي دهد، مگر آدم دروغگو وتهمت زن و گناه پيشه که شهادت و گواهي او مورد قبول نيست. اما افراد عادل هرگز بر آن گواهي نمي دهند. بنابراين در حالي که پيامبر و پيروانش را از اين شهادت و گواهي دادن نهي مي کند، مي فرمايد:« فَإِن شَهِدُواْ فَلاَ تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَهُم بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ » پس اگر گواهي دادند، با آنان گواهي مده، و از هوي و هوس کساني پيروي مکن که آيات ما را تکذيب مي کنند، و از کساني پيروي مکن که به روز قيامت ايمان نمي آورند، و از آنها که براي پروردگارشان شريک مي گيرند. يعني بت ها و همتايان را شريک خدا مي سازند و با او برابر و مساوي قرار مي دهند.
و چون روز قيامت را انکار کرده و خدا را يگانه نمي دانستند، هوي و هوسشان با عقيده شان همسو شد و در شرک و تکذيب فرو رفتند. پس شايسته است که خداوند بنده برگزيده اش را از پيروي کردن از خواست و هواي نفس باز دارد و او را از گواهي دادن با پيروان هوي و هوس نهي کند. و دانسته شد که حرام کردن حلالِ خدا، از هوي و هوسِ گمراه کننده آنان سرچشمه مي گيرد.قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛ بگو : بياييد تا آنچه  را که  پروردگارتان  بر شما حرام  کرده  است ، برايتان بخوانم   اينکه  به  خدا شرک  مياوريد  و به  پدر و مادر نيکي  کنيد  و ازبيم  درويشي  فرزندان  خود را مکشيد  ما به  شما و ايشان  روزي  مي   دهيم   و به  کارهاي  زشت  چه  پنهان  و چه  آشکارا نزديک  مشويد  و کسي  را  که  خدا کشتنش  را حرام  کرده  است  مگر به  حق  مکشيد  اينهاست  آنچه  خدا  شما را بدان  سفارش  مي  کند ، باشد که  به  عقل  دريابيد.
وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ؛ به  مال  يتيم  نزديک  مشويد مگر به  نيکوترين  وجهي  که  به  صلاح  او باشد تا، به سن  بلوغ  رسد  و پيمانه  و وزن  را از روي  عدل  تمام  کنيد  ما به  کسي  جز  به  اندازه  توانش  تکليف  نمي  کنيم   و هر گاه  سخن  گوييد عادلانه  گوييد هر  چند در باره  خويشاوندان  باشد  و به  عهد خدا وفا کنيد  اينهاست  آنچه   خدا شما را بدان  سفارش  مي  کند ، باشد که  پند گيريد.
وَأَنَّ هَـذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ و اين  است  راه  راست  من   از آن  پيروي  کنيد و به  راههاي  گوناگون   مرويدکه ، شما را از راه  خدا پراکنده  مي  سازد  اينهاست  آنچه  خدا شما را  بدان  سفارش  مي  کند ، شايد پرهيزگار شويد.
خداوند متعال به پيامبرش(ص) مي فرمايد: «قُل» به کساني که حلال خدا را حرام مي کنند، بگو:« تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ» بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام نموده است برايتان بيان کنم. يعني آنچه را که خداوند به طور عام حرام نموده است برايتان مي خوانم، که همه محرمات از قبيل خوردني ها و نوشيدني ها و گفتار و کردارها را در بر مي گيرد. « أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا» اينکه هيچ چيز زياد و کمي را شريک او نسازيد. و حقيقت شرک ورزيدن به خدا اين است که مخلوق، مانند خدا پرستش، و يا مانند خدا تعظيم شود، يا يکي از ويژگيهاي ربوبيت و الوهيت به او اختصاص داده شود.
و وقتي که بنده تمام انواع شرک را ترک کند موحدّ و يکتاپرست مي شود و در همه حالاتش مخلص خدا مي گردد. بنابراين حق خدا بر بندگان است که او را بپرستند و چيزي را شريک ا و نسازند.
سپس به بيان مهم ترين حق پس از حق خود پرداخت و فرمود:« وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا» و با پدر و مادر نيکي کنيد، يعني با سخنان خوب و کارهاي زيبا و پسنديده با آنها نيکي کنيد. پس هر سخن يا  کاري که به وسيله آن به پدر و مادر سودي برسد يا باعث خوشحالي آنها شود از جمله نيکوکاري و احسان است. و هرگاه احسان و نيکوکاري با پدر و مادر صورت پذيرد عقوق و نافرماني آنان منتفي مي گردد. « وَلاَ تَقْتُلُواْ أَ