 که به دلها باور و آرامش و نور مي بخشد بيان کرده است . و اين ايجاب مي کند که انسان در برابر قرآن تسليم شود و از آن اطاعت نمايد، و با قرآن در هيچ چيزي به ستيز برنخيزد. با وجود اين بسياري از مردم بعد از اينکه حق برايشان روشن شد دربارۀ آن به مجادله مي پردازند و در باطل فرو مي روند تا حق را در هم بکشنند. بنابراين فرمود: (كَانَ الْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا) و انسان بيش از هر چيز به مجادله و مشاجره مي پردازد، با اينکه جرو بحث و مشاجره شايستۀ آنان نيست و کاري منصفانه و دادگرانه نمي باشد. و آنچه باعث شده تا انسان به مشاجره و مجادله بپردازد و به خداوند ايمان نياورد ستم و کينه توزي است، نه اينکه بيان و حجت الهي ناقص باشد و اگر عذاب به سراغ آنها بيايد و به مصايبي گرفتار شوند. که پيشينيان به آن گرفتار شده اند، حالتشان چنين نخواهد بود. بنابراين فرمود:وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى وَيَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلَّا أَن تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ قُبُلًا و [چيزي ] مردم را باز نداشت از اينکه ايمان آورند آنگاه که هدايت به سوي آنان آمد و از پروردگارشان آمرزش بخواهند، مگر اينکه سرنوشت پيشينيان بر سر آنان بيايد. و يا اينکه آشکارا عذاب بدينشان برسد. 
چيزي که مانع ايمان آوردن مردم شد حال آن که بر آنان اقامه ي حجت شده بود، و نور و هدايتي که با آن هدايت از گمراهي و حق از باطل تشخيص داده مي شوند و به آنان رسيده بود عدم بيان حقيقت نبود، بلکه ستم و تجاوزگري آنان بود. پس چيزي باقي نمانده مگر اينکه سنت و قاعدۀ خداوند که در مورد گذشتگان جاري شد و آن عبارت بود از اينکه هرگاه ايمان نياوردند در اين دنيا آنان را به عذاب گرفتار نمايد، دامنگيرشان گردد، و يا با دو چشم خود مشاهده کنند که عذاب به استقبالشان مي آيد يعني : بنابراين مردم بايد بترسند از اينکه چنين وضعيتي برايشان پيش آيد، و بايد دست از کفر و بي ايماني بردارند، قبل از اينکه عذابي به سراغشان بيايد که قابل برگشت نيست.وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنذِرُوا هُزُوًا و ما پيامبران را جز مژده رسان و بيم دهنده نمي فرستيم، و کافران به باطل مجادله مي کنند تا با آن حق را از ميان ببرند، و آيات مرا و چيزي که از آن بيم داده شده اند به استهزا مي گيرند. 
ما پيامبران را بيهوده نفرستاده ايم، و نيز آنها را نفرستاده ايم تا مردم آنان را به خدايي بگيرند، و آنان را نفرستاده ايم که [ديگران را] به سوي خودشان دعوت نمايند، بلکه براي اين فرستاده ايم تا مردم را به سوي خوبي فرا خوانند و از بدي باز دارند، و آنها را مژده دهند که اگر از امر و نهي آنها فرمان ببرند در اين دنيا و در آن جهان پاداش خواهند داشت. و آنها را بيم دهند که اگر سرپيچي کنند، در اين دنيا و در آن جهان به عذاب گرفتار خواهند شد. پس به اين طريق حجت خدا بر بندگان اقامه مي گردد. با وجود اين ، ستمگران کافر، بيهوده در باطل مجادله کرده، و مي خواهند با اين روش حق را از ميان ببرند. بنابراين کافران تا جايي که مي توانند براي کمک کردن باطل و شکست دادن حق مي کوشند، و آنها پيامبران خدا و آيات الهي را به مسخره گرفته، و به دانش انکي که دارند شادمان هستند اما خداوند نور خويش را کمال مي نمايد گرچه کافران نپسندند، و خداوند حق را بر باطل چيره مي گرداند. (بل نقذب بالحق علي البطل فيدمعه فاذا هو زاهق) بلکه به وسيلۀ حق، باطل را در هم مي کوبيم، و [سرانجام] حق، باطل را در هم مي شکند، و باطل از بين مي رود. 
و از جمله حکمت و رحمت الهي اين است که مقدر نموده باطل گرايان که به وسيلۀ باطل با حق به ستيز و مجادله مي پردازند. يکي از بزرگترين اسباب روشن شدن حق و مشخص شدن شواهد و دلايل آن، و يکي از بزرگترين اسباب براي روشن شدن باطل و فساد آن مي باشند، زيرا هر چيزي با ضدش شناخته مي شود.وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَن يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا و کيست ستمکارتر از کسي که با آيات پروردگارش پند داده شود، آنگاه از آن روي گرداند، و آنچه را که از پيش فرستاده است فراموش کند؟ ما بر دلهاي آنان پرده ها افکنده ايم تا آن را نفهمند، و در گوشهايشان سنگيني قرار داده ايم، و اگر آنها را به سوي هدايت بخواني هرگز راه نيابند. 
وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ بَل لَّهُم مَّوْعِدٌ لَّن يَجِدُوا مِن دُونِهِ مَوْئِلًا و پروردگار تو بس آمرزنده و صاحب رحم است ، اگر آنان را در برابر آنچه بدست آورده اند مجازات مي کرد، عذاب را به شتاب برايشان مي فرستاد، ولي موعدي دارند که [با فرا رسيدن] در برابرش پناهي نمي يابند. 
وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِدًا و [مردمان ] اين شهرها را چون ستم کردند، نابود کرديم، و براي هلاکشان معيادي مقرر نموديم.
خداوند خبر مي دهد که هيچ کس ستمگر و مجرم تر از بنده اي نيست که به آيات خدا پند داده شود و براي او حق از باطل و هدايت از گمراهي روشن شده، و از عذاب الهي بر حذر داشته شده و به پاداش او تشويق شود، اما باز از آن روي بگرداند، و پند نپذيرد، و از آنچه بر آن بوده است  برنگردد، و گناهاني را که مرتکب شده است فراموش کند، و خداوند دانا به پنهان را مد نظر نداشته باشد. پس چنين کسي ستمگر تر است از آن کس که آيات الهي به او نرسيده و به آن پند داده نشده و روي گردان شده است. چنين فردي گرچه ستمگر است اما آن يکي از روي علم و آگاهي روي گردانده است ستمگرتر مي باشد، زيرا کسي که از روي دانش و بينش مرتکب گناه مي شود مجرم تر از کسي است که چنين نيست. خداوند متعال چنين کسي را به سبب روي گرداني اش از آيات خدا و به سبب اينکه گناهانش را فراموش کرده و به سبب اينکه علي رغم اين که شر را مي شناسد اما آن را براي خود بر مي گزيند و به آن خشنود مي گردد، مجازات مي نمايد و درهاي هدايت را به روي او مي بندد، به اين صورت که بر دلش پرده هاي محکمي مي افکند که او را از اينکه آيات الهي را بفهمد باز مي دارد، پس او گرچه آيات را بشنود نمي تواند آن را بفهمد و بر دلش تأثير بگذارد. 
(وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا) و در گوشهايشان ناشنوايي و کري قرار داده ايم، به گونه اي که نميگ ذارد آيات خدا را طوري بشنوند که از آن بهره مند شوند. پس راهي براي هدايت آنها نيست. 
(وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَن يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا ) و اگر آنان را به سوي هدايت بخواني 