م مي گرداند. « وَنِعْمَ النَّصِيرُ» و بهترين ياور است؛ آنان را ياري مي نمايد، و مکر فاسقان و هجوم اشرار را بر آنان دفع مي کنند. و هرکس که خدا ياور و سرپرست وي باشد بر او ترسي نيست. و هرکس که خداوند با او مخالف باشد هيچ قدرتي ندارد و به جايي نخواهد رسيد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:558.txt">آيه 42-41</a><a class="text" href="w:text:559.txt">آيه 44-43</a><a class="text" href="w:text:560.txt">آيه 49-45</a><a class="text" href="w:text:561.txt">آيه 52-50</a><a class="text" href="w:text:562.txt">آيه 54-53</a><a class="text" href="w:text:563.txt">آيه 57-55</a><a class="text" href="w:text:564.txt">آيه 58</a><a class="text" href="w:text:565.txt">آيه 59</a><a class="text" href="w:text:566.txt">آيه 60</a><a class="text" href="w:text:567.txt">آيه 64-61</a><a class="text" href="w:text:568.txt">آيه 66-65</a><a class="text" href="w:text:569.txt">آيه 69-67</a><a class="text" href="w:text:570.txt">آيه 71-70</a><a class="text" href="w:text:571.txt">آيه 72</a><a class="text" href="w:text:572.txt">آيه 73</a><a class="text" href="w:text:573.txt">آيه 75-74</a></body></html>وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛ و اگر به  خدا و آنچه  بر بنده  خود در روز فرقان  که  دو گروه  به  هم ، رسيدندنازل  کرده  ايم  ايمان  آورده  ايد ، بدانيد که  هر گاه  چيزي  به  غنيمت  گرفتيدخمس  آن  از آن  خدا و پيامبر و خويشاوندان  و يتيمان  و مسکينان  و در  راه  ماندگان  است   و خدا به  هر چيز تواناست.
إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُم بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدتَّمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَـكِن لِّيَقْضِيَ اللّهُ أَمْراً كَانَ مَفْعُولاً لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَن بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ ؛ شما در کرانه  نزديک  تر بيابان  بوديد و آنها در کرانه  دورتر بودند و، آن قافله  در مکاني  فروتر از شما بود  اگر شما با يکديگر زمان  جنگ  را  تعيين مي  کرديد باز هم  از آن  تخلف  مي  ورزيديد تا کاري  که  خدا مقرر کرده   است واقع  شود ، تا هر که  هلاک  مي  شود به  دليلي  هلاک  شود و هر که  زنده  مي   ماندبه  دليلي  زنده  ماند  هر آينه  خدا شنوا و داناست.
خداوند متعال مي فرمايد:« وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ» و اي فاتحان! بدانيد! آنچه از اموال کافران که به حق و با زور به غنيمت گرفتيد، کم باشد يا زياد، « فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ» يک پنجم آن از آن خدا و باقيمانده آن از آن شما است. چون خداوند غنيمت را به آنها نسبت داده و يک پنجمش را از آن بيرون نموده است. پس اين دلالت مي نمايد که باقيمانده يک پنجم مال آنهاست، و طبق شيوه پيامبر (ص) تقسيم مي شود؛ پياده يک سهم دارد، و سواره دو سهم؛ سهم خودش و سهم اسبش.
اما يک پنجم خدا نيز به پنج قسمت تقسيم مي گردد؛ يک سهم از آن خدا و پيامبرش است، و در مصالح عمومي مسلمين صرف مي گردد، بدون اينکه مصلحتي خاص تعيين شود، چون خداوند آن را براي خود و پيامبرش قرار داده است، و خدا و پيامبرش از آن بي نياز هستند، پس دانسته شد که از آنِ بندگان خداست، و خداوند براي  مصرف آن جاي خاصي را تعيين نکرده است. بنابراين  محل مصرف آن  مصالح عمومي است. و سهم دوم از مصرف آن مصالح عمومي است. و سهم دوم از خمس خدا و رسول، براي خويشاوندان است، و آنها خويشاوندان پيامبر(ص) از بني هاشم وبني المطلب هستند. و خداوند آن را به خويشاوندان نسبت داده، و اين بيانگر آن است که علت تعلق گرفتن  فقط خويشاوندي است، پس خويشاوندِ ثروتمند و فقير، و مرد و زن در آن برابر هستند، و به همه تعلق مي گيرد. و سهم سومِ خمس، مال يتيمان است، و آنها کساني اند که پدرانشان را از دست داده اند، در حالي که کوچک هستند، خداوند يک پنجم خمس را براي آنان قرار داده، و  اين ناشي از مهرباني خدا نسبت به آنها است، چون آنان از تهيه مصالح و منافع خود ناتوان اند و کسي را که به کارهاي آنان و امور زندگي شان بپردازد از دست داده اند.
و چهارمين سهم خمس از آنِ مستمندان است ، يعني نيازمندان و فقيران، چه کوچک باشند و چه بزرگ، مرد باشد يا زن. و پنجمين سهم خمس براي مسافر و درمانده در راه است؛ آن که مسافر است، و در شهري ديگر مانده است. برخي از مفسرين مي گويند: يک پنجم  غنيمت که متعلق به خدا و رسولش است به افرادي خارج از اين گروهها داده نمي شود.  و لازم نيست که به همه به يک اندازه داده شود، و همه برابر باشند، بلکه طبق مصلحت و صلاحيت به هريک داده مي شود، و اين بهترين روش است. خداوند دادن خمس به گونه شايسته را شرطِ داشتن ايمان قرار داد، و فرمود:« إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ» اگر شما به خدا و آنچه که در روز جدايي بر بنده خود نازل کرده ايم ايمان داريد.
و منظور از روز جدايي، روز بدر است که خداوند حق را از باطل جدا نمود، و حق را آشکار و پيروز گردانيد، و باطل را نابود کرد. « يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ» آن روز که دو گروه روبرو شدند؛ گروه مسلمين و گروه کافران. يعني اگر شما به خدا و حقي که پروردگار در روز جدايي بر پيامبرش نازل نمود، ايمان داريد، روزي که در آن نشانه ها و دلايل زيادي بر حقانيت آنچه که پيامبر آورده است هويدا گشت، « وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و خداوند بر هر چيزي  تواناست؛ قادر و شکست ناپذيراست.
« إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا» آن گاه که شما در دامنه نزديک دره به سمت  مدينه بوديد، « وَهُم بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى» و آنها در دامنه بالاي دره مستقر بودند، و همگي شما در يک دره جمع شده بوديد. « وَالرَّكْبُ» و کارواني که شما در طلب آن بيرون رفته بوديد و خداوند غير آن را برايتان اراده کرده بود، « أَسْفَلَ مِنكُمْ» پايين تر از شما و به طرف ساحل دريا بود. « وَلَوْ تَوَاعَدتَّمْ» و اگر شما و آنان با اين ويژگي و با اين حال با يکديگر وعده گذاشته بوديد، « لاَخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ» شما خلاف وعده مي نموديد. يعني حتما پس و پيش مي کرديد، و يا منزلگاه ديگري مي گرفتيد، و ديگر چيزهايي که براي شما يا براي آنها پيش مي آمد که شما يا آنها را از وعده گاه باز مي داشت. « وَلَکِن» ولي خداوند شما را بر اين صورت و حالت گرد آورد، « لِّيَقْضِيَ اللّهُ أَمْراً كَانَ مَفْعُولاً» تا خداوند کاري را تحقق بخشد که انجام يافتني بود. يعني در ازل مقدر شده بود و بايد به وقوع مي پيوست. « لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ» تا کسي که نابود مي شود از روي دليل نابود مي شود. يعني تا دليل و حجتي بر مخالف باشد، و کفر را با علم و بينش انتخاب نمايد، و به بطلان  خويش يقين حاصل شود و براي او عذري پيش خدا باقي نماند، « وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَن بَيِّن