ند، (فَنَجَّيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ ) و او و کساني را که با وي در کشتي بودند که به وي دستور داديم زير نظر ما آن را بسازد نجات داديم و به و گفتيم هرگاه تنور پر شد، (احمل فيها من کل زوجين اثنتين واهلک الا من سبق عليه القول و من امن) در کشتي از هر حيواني يک جفت سوار کن، و خانواده ات را نيز سوار کن مگر کسي که از پيش بر (هلاکت) آنها سخن رفته بود. و کساني را که ايمان آورده اند نيز سوار کن و او چنين کرد، پس خداوند به آسمان دستور داد تا آب فراواني بباراند، و زمين و چشمه هايي را جوشاند و آب آسمان و زمين در جايي به هم رسيدند که خداوند مقدر کرده بود. (وحملته عل ذات الوح و دسر) و او را بر (کشتي) تخته دار و ميخ آجين سوار کرديم. (تجري باعيننا) که زير نظر ما حرکت مي کرد. (وَجَعَلْنَاهُمْ خَلاَئِفَ ) و آنان را بعد از هلاک ساختن تکذيب کنندگان در زمين جايگزين گردانيديم.
سپس خداوند در نسل نوح برکت انداخت و تنها نسل و فرزندان او را باقي گذاشت و آنها را در مناطق مختلف زمين پخش کرد. (وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا ) و کساني را که آيات ما را تکذيب کردند بعد از تبيين حق و اقامه دليل غرق نموديم. (فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ) پس بنگر که سرانجام بيم داده شدگان چه شد؟ سرانجام آنها هلاکت خوار کننده و لعنت و نفرين پي در پي در ميان تمام نسل هايي گشت که پس از آنها مي آيند. به گونه اي که چيزي جز سرزنش و نکوهش و  عيب و طعنه در مورد آنان سرزنش و نکوهش وعيب و طعنه در مورد آنان نمي شنوي . پس اين تکذيب کنندگان بايد بپرهيزند از اينکه به رسوايي و هلاکتي گرفتار شوند که اقوام تکذيب کننده به ان گرفتار شدند.ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِ رُسُلاً إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَآؤُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ بِهِ مِن قَبْلُ كَذَلِكَ نَطْبَعُ عَلَى قُلوبِ الْمُعْتَدِينَ آنگاه پس از او پيامبراني را به سوي قومشان فرستاديم، آنان برايشان دلايل روشن اوردند، اما ايشان هرگز بر آن نبودند به آنچه که پيش از اين تکذيب نموده بودند، ايمان بياورند. بدينسان دلهاي متجاوزان را مهر مي زنيم.
(ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِ رُسُلاً إِلَى قَوْمِهِمْ ) پس از نوح عليه السلام پيامبراني را به سوي قومشان فرستاديم، که آنها را تکذيب کردند . پيامبران آنها را هدايت فرا مي خواندند و آنها را از عوامل نابودي و هلاکت برحذر مي داشتند. (فَجَآؤُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ ) و برايشان دلايل روشن آوردند، هر پيامبري دعوتش را با دلايل روشن ارائه مي داد.(.فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ بِهِ مِن قَبْلُ ) اما ايشان هرگز بر آن نبودند که به آنچه که پيش از اين تکذيب کرده بودند، ايمان بياورند. يعني وقتي که پيامبر پيش آنها آمد و آنها را تکذيب کردند خداوند آنها را مجازات کرده و به کيفر آن بر دلهايشان مهر زد و بعد از آنکه توانايي ايمان آوردن را داشتند ميان آنها و ايمان آوردن حايل قرار داد. همانطور که خداوند متعال فرموده است (و نقلب افئدتهم و ابصرهم کما لم يومنوا به اول مره) و دلها و چشمهايشان را دگرگون مي کنيم آن گونه که اولين بار به آن ايمان نياورند. بنابراين در اينجا فرمود: (كَذَلِكَ نَطْبَعُ عَلَى قُلوبِ الْمُعْتَدِينَ ) بدينسان بر دلهاي متجاوزان مهر مي زنيم پس هيچ خبري وارد آن نمي شود و خداوند بر آنها ستم نکرد، بلکه آنان خودشان با نپذرفتن حق و تکذيب پيامبران بر خويشتن ستم کردند.(ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى وَهَارُونَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُواْ وَكَانُواْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ) سپس بعد از آنان موسي و هارون را با آيات خود به سوي فرعون و سران قوم او فرستاديم ولي تکبر ورزيدند و گروهي گناهکار بودند. 
(ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى ) و بعد از اين پيامبران که خداوند آنها را به سوي قومهاي تکذيب کننده و هلاک شده فرستاده بود، موسي بن عمران، کليم رحمان، و يکي از پيامبران اولوالعزم و پيشوايان بزرگ را فرستاده که آيين هاي بزرگ و گسترده بر آنها نازل شده است. (وَ) و برادرش (هَارُونَ ) هارون را وزير او قرار داديم و آن دو را (إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ ) به سوي فرعون و سران و بزرگان دربار او فرستاديم.چون تودۀ مردم پيرو سرانشان هستند (بِآيَاتِنَا ) موسي و هارون را با آيات خود فرستاديم که بر راست بودن آنچه از توحيد خدا و نهي از پرستش غير وي آورده بودند دلالت مي نمود. (فَاسْتَكْبَرُواْ ) پس آنها بعد از اينکه به حقانيت آن يقين کردند از روي ستم، خود را پذيرفتن آن بزرگتر انگاشتند و تکبر ورزيدند (وَكَانُواْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ) و گروهي گناهکار بودند. يعني به گناهکاري و تکذي کردن عادت کرده بودند. وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ، و چه کسی از آیین ابراهیم روی بر می تابد، مگر آن کس که خویشتن را خوار دانسته و نشناسد؟! و به راستی او را در دنیا برگزیدیم  و او در آخرت از شایستگان است.
إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ، آن گاه که پروردگارش به او فرمود:«فرمانبر باشد»، گفت:« فرمانبر پروردگار جهانیانم.»
وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُون، و ابراهیم و یعقوب فرزندانشان را بدان سفارش کردند که ای فرزندان! خداوند دین را برایتان برگزیده است پس شما نباید بمیرید مگر در حال مسلمانی.
أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَـهَكَ وَإِلَـهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِلَـهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ، آیا شما حاضر بودید وقتی که مرگ یعقوب فرا رسید آن گاه که به فرزندانش گفت: « پس از من چه چیزی را می پرستید؟»، گفتند:« معبودت را، و معبود پدرانت ابراهیم و اسماعی ل و اسحاق را می پرستیم که معبودی یگانه است و ما فرمانبردار او هستیم».
تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ، آن جماعت را روزگار به سرآمد، برای آنان است آنچه کرده اند و برای شما است آنچه کرده اید، و شما از آنچه آنان می کرده اند باز خواست می شوید.
روی برنمی تابد (عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ» از آیین ابراهیم پس از آنکه فضل و بزرگواری ابراهیم یا آیین وی را شناخت « إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ» مگر کسی که خویشتن را نشناسد و خود را خوار و کوچک بشمارد و به بهایی اندک بفروشد. 
همان طور که راه یافته تر و کام