د از جمله کفار قريش که بيرون رفتن براي جنگ بدر را براي قوم خود زيبا جلوه دادند تا با خدا و پيامبرش بجگند، ولي سرانجام هلاک شدند و بسياري از بزرگان و روسايشان در اين قطعه کشته شدند. 
(جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا) آن سراي نابودي، جهنم است که وارد آن مي شوند و در آن مي سوزند. يعني سوزش و گرماي جهنم آنان را از هر طرف احاطه مي نمايد، (وَبِئْسَ الْقَرَارُ) و چه بد جايگاهي است. 
(وَجَعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا) براي خداوند شريکاني قرار دادند (لِّيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِهِ) تا به وسيلۀ همتاياني که براي خدا قرار دادند، و مردم را به سوي پرستش آنها فرا خواندند، بندگان را از راه خدا گمراه کنند، (قُلْ) با تهديد به آنها بگو: (تَمَتَّعُواْ) مدت کمي از کفر و گمراهيتان بهره مند شويد، (فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ ) و اين به شما فايده اي نخواهد رساند، زيرا بازگشت و سرانجام جايگاهتان جهنم است و بد سرنوشتي است. قُل لِّعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ يُقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَيُنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خِلاَلٌ به بندگان مومنم بگو: «بايد نماز را بر پا دارند و از آنچه بديشان داده ايم مقداري را در پنهان و آشکار ببخشند پيش از آنکه روزي فرا رسد که در آن معامله و دوستي نيست».
(قُل لِّعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ) بندگانم را به آنچه که به صلاحشان است فرمان بده تا فرصت را غنميت بشمارند، قبل از آنکه انجام اين کارها برايشان ممکن نباشد. پس به آنان بگو: (يُقِيمُواْ الصَّلاَةَ ) اعمال ظاري و باطني نماز را بر پا دارند. (وَيُنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً) و از نعمت هايي که به آنان بخشيده ايم مقداري را چه کم باشد يا زياد در پنهان و آشکار انفاق نمايند. و اين شامل نفقۀ واجب مانند زکات، و مخارج کسي که نفقه اش بر انسان واجب است، و نيز نفقۀ مستحب مانند صدقات و غيره مي باشد. (مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خِلاَلٌ ) پيش از آنکه روزي بيايد که در آن هيچ چيزي فايده نمي دهد، و راهي براي جبران آنچه که از دست رفته است وجود ندارد، و نمي توان آنچه را که از دست رفته با خريد و فروش يا بخشش و دوستي به دست آورد، بلکه در آن روز هر کس به فکر خويش است، پس انسان قبل از حضور در روز دادرسي بزرگ بايد اعمال خود را عرضه دارد و خويشتن را محاسبه کند.اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الأَنْهَارَ خداوند ذاتي است که آسمانها و زمين را آفريد، و از آسمان آبي فرو فرستاد، و با آن ميوه هاي را پايدار کرد، و روزي شما گرداند، و کشتي را برايتان رام ساخت تا به حکم او در دريا روان شود، و رودخانه ها را براي شما مسخرنمود. 
وَسَخَّر لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَآئِبَينَ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ و خورشيدو ماه را که پيوسته روانند براي شما رام گردانيد و شب و روز را برايتان مسخر نمود. 
وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ و هر چه را از او خواستيد به شما داد، و اگر نعمت خدا را برشماريد نمي توانيد آنرا به شمار درآوريد، همانا انسان (موجود) ستمگر ناسپاسي است. 
خداوند متعال خبر مي دهد تنها اوست که (خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ ) آسمانها و زمين را گستردگي و بزرگيشان را آفريده است. (وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء)و از آسمان آبي فرو فرستاد، و آن باراني است که خداوند از ابرها قرو مي فرستد. (فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ ) و با آن ميوه هاي مختلفي را پديدار نموده است، (رِزْقًا لَّكُمْ) و آن را روزي شما و چهارپايانتان گردانيده است. (وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ ) و کشتي را برايتان رام ساخته است.( لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ) تا به حکم او در دريا روان باشند، پس اوست که ساختن کشتي ها را برايتان ممکن نموده و توانايي ساختن و نگهداري آن رادر ميان امواج دريا به شما داده است تا به شما و کالاهايتان را به مقصدتان برسانند. (وَسَخَّرَ لَكُمُ الأَنْهَارَ ) و جويبارها را در اختيار شما قرار داده است تا کشتزارها و درختانتان را آبياري نمايند و از آن بنوشيد. 
(وَسَخَّر لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَآئِبَينَ ) و خورشيدو ماه را که پيوسته به چرخش خود ادامه مي دهند و حرکتشان کند نمي شود  در جهت تأمين منافع و مصالح شما انسانها از قبيل حساب زمان و اوقات و مصالح جسم خودتان و حيوانات و کشتزارها و ميوه هايتان برايتان رام نمود. (وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ) و شب را برايتان مسخر نمود تا در آن آرام گيريد و استراحت نماييد. (وَالنَّهَارَ) و روز را برايتان مسخر نمود تا از روشنايي آن است،اده نموده و در آن فضل الهي را بجوييد. 
(وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ ) و هر آنچه را که آرزوي داشتن نموديد و به آن نياز داشتيد از قبيل چهارپايان و وسايل و صنايع و غيره که با زبان «حال» يا زبان «قال» از خدا طلب نموديد، به شما داد. (وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا (و اگر نعمت هاي خدا را برشماريد نمي توانيد آنرا به شمار درآوريد،چه رسد به اينکه بتوانيد سپاس آن را به جاي آوريد. (إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ)  همانا انسان موجود ستمگر ناسپاسي است. يعني ستمگري طبيعت انسان است، و بر ارتکاب گناه جرات مي نمايد و در به جاي آوردن حقوق الهي کوتاهي مي ورزد و شکر نعمت هاي الهي را نمي گذارد و به آن اعتراف نمي کندف مگر کسي که خداوند او را هدايت نموده و شکر نعمت هايش را به جاي آورد و حقوق پروردگارش را ادا کند. 
در اين آيات نعمت هاي زيادي که خداوند به بندگانش عطا نموده به طور مجمل و مفصل بيان شده است، و خداوند با بيان آن، بندگان را به شکرگزاري و ذکر نعمت هايش فرا مي خواند و بندگان را بر اين کار تشويق و ترغيب مي کند و آنها را وادار مي نم ايد تا خداوند را در طول شب و روز فرا بخوانند. همانطور که در همۀ اوقات آنها را از نعمت هاي الهي برخوردارند و نعمت خداوندي آنها را در مي يابد.وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ و به ياد آور آنگاه که ابراهيم گفت: «پروردگارا! اين شهر را محل امن و اماني بگردان و مرا و فرزندانم را از اينکه بتها را بپرستيم دور بدار».
و ابراهيم عليه الصلاه و السلام را در اين حالت زيبا به يادآور که گفت: پروردگارا! شهر مکه و حرم را محل امن و اماني بگردان. و خداوند دعاي او را پذيرفت و اين شهر را شريعت و آيين خويش حرم قرار داد و اسباب حرمت آن را فراهم آورد تا ج