هند مژده مي دهد که، (أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا ) آنان پاداش بزرگي دارند، پاداشي که خداوند آن را در بهشت برايشان تهيه نموده و حالت و کيفيت آن را کسي جز خداوند نمي داند. (وأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا) و به مومنان مژده مي دهد کساني که به قيامت  ايمان نمي آورند عذاب دردناکي خواهند داشت. پس قرآن مشتمل بر بشارت و بيم دادن است، و اسبابي که به وسيلۀ آن مژده به دست مي ايد در قرآن بيان شده و آن ايمان و عمل صالح است، و آنچه که به سبب آن انسان سزاوار بيم و تهديد مي گردد کارهاي منافي ايمان و عمل صالح مي باشد.وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً و انسان دعاي شر مي کند، همانگونه که دعاي خير مي کند، و انسان شتابکار است. 
و اين به خاطر جهالت و ناداني انسان و شتابگري وي است که به هنگام خشم، عليه خود و فرزندان و مالش دعاي بد مي کند، همان گونه که براي کارهاي خوب شتاب دست به دعا بر مي دارد، اما خداوند به لطف خويش دعاي خير او را مي پذيرد و دعاي بد او را نمي پذيرد. (ولو يعجل الله للناس الشر استعجالهم بالخير لقضي اليهم اجلهم) و اگر خداوند شر و بدي را زود بر انسان فرود مي آورد آنگونه که انسانها براي آمدن خير شتابزده هستند، وقت و مدتشان تمام مي شد.يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلاً طَيِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ، ای مردم! از آنچه در زمین حلال و پاکیزه است بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید همانا او دشمن آشکار شماست.
إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ، همانا شیطان شما را به بدی و زشتی فرمان می دهد و اینکه آنچه را که نمی دانید به خدا نسبت دهید.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ، و هنگامی که  به آنان گفته شود: « از آن چه خداوند فرو فرستاده است پیروی کنید: ، گویند:« بلکه از آن چه پدرانمان را بر آن یافته ایم پیروی می کنیم »، آیا چنان چه پدرانشان چیزی را درک نکرده و به راه صواب نرفته باشند، باز هم شایسته پیروی هستند؟!
این خطاب متوجه همه مردم اعم از مومن و کافر است. پس خداوند بر آنها منت گذاشته که آنها را فرمان داده تا از تمام  آن چه در زمین است؛ از دانه ها و میوه ها و حیوانات بخورند، به شرطی که «حَلَئلَا » استفاده از آن برایتان حلال باشد و آن چیز به زور گرفته نشود و مال دزدی نباشد و بوسیله معامله ای حرام یا به صورت نامشروع به دست نیامده باشد.
« طَيِّباً» یعنی پاکیزه باشد و ناپاک و آلوده نباشد، مانند مردار و خون، و گوشت خوک و چیزهای نجس و ناپاک. این آیه بیانگر آن است که ا صل در هر چیزی مباح بودن آن است و اینکه خوردن و بهره بردن از آن جایز است. نیز از این آیه استنباط می شود که حرام بر دو نوع است: یا آن چیز ذاتا حرام بر دو نوع است: یا آن چیز ذاتا حرام است، و آن آلوده و ناپاک است، و یا به سبب چیزی که بر آن عارض گردیده حرام است، و آن حرامی است که به خاطر تعلق گرفتن حق خدا یا حق بندگان به آن حرام شده است.
این آیه نیز بیانگر آن است که خوردن به اندازه ای که جسم انسان را تقویت کند واجب است و ترک کننده آن گناهکار محسوب می شود، چرا که فرمان خدا را سرپیچی کرده است. 
خداوند آنها را دستور داد تا از آنچه آنان را بدان مامور کرده و صلاح و نیکی آنها را در بردارد، پیروی کنند، و از پیروی  کردن از گامهای شیطان پرهیز نمایند: « خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ» یعنی راههایی که شیطان به در پیش گرفتن آن امر می کند، و آن راه گناهان و کفر و فسق و ستم می باشد. این آیه مطرح شده است« سوائب» و « حام» و دیگر خوردنی های حرام را در بر می گیرد.
« إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ» همانان او دشمن آشکار شماست. یعنی دشمنی اش آشکار است و از فرمان دادن شما هدفی جز فریب دادنتان و اینکه اهل جهنم باشید، ندارد، و پروردگار « جّل جلاله» فقط به این بسنده نکرد که ما را از پیروی نمودن از گامهای شیطان نهی کند، بلکه ما را از دشمنی او مطلع نمود تا از وی بپرهیزیم . سپس به این اکتفا نکرد و ما را به صورت مشروح از آنچه شیطان به آن فرمان می دهد مطلع نمود و بیان داشت که آنچه شیطان بدان فرمان می دهد زشت ترین و بزرگترین فساد را در پی دارد. به همین جهت فرمود:« إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ» همانا شیطان شما را  به بدی فرمان می دهد و انجام دهنده آن را دچار شر و بدی می کند. و همه گناهان در این داخل اند. « وَالْفَحْشَاء» از باب عطف خاص بر عام است، زیرا « فحشاء» یعنی گناهانی که زشتی آنها به نهایت رسیده است . مانند زنا و نوشیدن شراب و قتل و تهمت و بخل و سایر موارد ، که هرکس عقل داشته باشد آنها را زشت می داند. 
« وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» و اینکه آنچه را نمی دانید به خدا نسبت دهید. نسبت دادن امورات شرعی و تقدیری به خداوند بدون علم و آگاهی، در این مورد داخل است. پس هرکس خداوند را به غیر از آنچه او خود را به آن متصف نموده است توصیف کند، و یا به غیر از آنچه پیامبرش او را بدان متصف  نموده است، متصف نماید، و یا چیزی را از خداوند نفی کند که آن را برای خود ثابت کرده است، و یا چیزی را برای خداوند ثابت نماید که آن را از خویشتن نفی کرده است، به راستی که بدون علم به خداوند چیزهایی نسبت داده و در مورد او بدون شناخت و آگاهی سخن گفته است.
و هرکس ادّعا کند که خداوند همتایی دارد و تصور کند که با پرستش بت ها به خدا نزدیک می شود، بی گمان بدون علم در مورد خداوند سخن گفته است. و هرکس بگوید خداوند فلان چیز را حلال نموده و فلان چیز را حرام کرده است، یا به فلان چیز دستور داده و از فلان چیز نهی کرده است و بدون آگاهی این چیزها را بگوید، همانا او بدون علم بر خداوند سخن بسته است.
و هرکس بگوید خداوند این نوع را مخلوقات را به خاطر فلان علت آفریده است، و برای اثبت سخن خود دلیلی نداشته باشد، به راستی که بدون علم چیزهایی را به خداوند نسبت داده است. و بزرگترین دروغی که به خداوند نسبت داده می شود این است که کلام خدا و پیامبر طبق مفاهیمی را مصطلح کرده اند، سپس گفته شود: منظور خدا از کلامش همین بوده است. پس نسبت دادن سخن به خدا بدون علم او از بزرگترین امور حرام و منحرف ترین راه شیطان است. این است راههای شیطان که او و لشکریانش مردم را به سوی آن فرا می خوانند. آری! آنان برای گمراه کردن خلق آنچه از مکر و فریب که در توان دارند، مبذول می دارند. اما خداوند متعال به عدل، نیکوکاری، و بخشش به خویشاوندان فرمان می دهد و از زشتی و منکر و تجاوز نهی می کند. پس انسان باید فکر کند و تجاوز نهی می کند. پس ان