طَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيبًا يا اينکه آفريدۀ ديگري باشيد که در نظرتان بزرگ مي نمايد، خواهند گفت: « چه کسي ما را باز مي گرداند؟ » بگو: «همان خدايي که نخستين بار شما را آفريد». پس سرهايتان را به سويت تکان داده و مي گويد: «آن کي خواهد بود؟» بگو:«شايد که نزديک باشد. 
يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً روزي که شما را فرا مي خواند، پس در حالي که او را ستايش مي کنيد، پاسخش مي دهيد، و گمان مي بريد که جز مدت اندکي ماندگار نبوده ايد. 
خداوند از سخن آناني که منکر رستاخيز و زنده شدن پس از مرگ هستند، و آن را تکذيب مي کنند، خبر مي دهد که مي گويند: (أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا) آيا هنگامي که ما تبديل به استخوانها و تکه هاي خشکيده شديم ، (أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا ) آيا دوباره آفرينش تازه اي خواهيم يافت و برانگيخته خواهيم شد؟ يعني چنين نمي شود . و اين کار به گمان آنها غير ممکن بود. پس آنان به شدت گرفتار جهالت و ناداني شده و پيامبر خدا را تکذيب کرده و آيات الهي را انکار نموده و قدرت آفرينندۀ آسمانها و زمين را با قدرت ضعيف و ناتوان خود مقايسه نمودند. و هنگامي که ديدند آنها توانايي چنين کاري را ندارند قدرت خدا را نيز چنين انگاشتند. 
پاک است خداوندي که خلقي از آفريده هايش را که خود را خردمند و اهل عقل مي پندارد و نمونه اي براي ندانستن آشکارترين و روشن ترين چيز (= قيامت) و آنچه دلايلش از همه چيز واضح تر و بالاتر است قرار داده است، تا به بندگانش نشان دهند که دو راه بيشتر وجود ندارد؛ يا اينکه توفيق و مدد خدا ياور انسان باشد، و يا اينکه هلاک و گمراه شود. (ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذهديتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب) پرورگارا پس از اينکه ما را هدايت نمودي دلهاي ما را منحرف مگردان و از جانب خويش رحمتي به ما ببخشاي، بي گمان فقط تو بخشنده اي .
بنابراين خداوند به پيامبرش عليه السلام و الصلاه دستور داد تا به کساني که زنده شدن پس از مرگ را انکار مي کنند و يا آن را بعيد مي دانند، بگويد: 
(قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيدًا أَوْ خَلْقًا مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ )بگو: «سنگ يا آهن باشيد ياغير از اين دو ، چيز ديگري باشيد که در نظرتان از اينها سخت تر و بزرگتر است» تا – به گمان خود از اينکه قدرت الهي شما را دريابد و ارادۀ خداوند در مورد شما اجرا شود، در امان بمانيد . شما هر طور که باشيد و به هر کيفيتي دربيابيد نمي توانيد خدا را ناتوان کنيد؛ نه در زندگي دنيا و نه پس از مرگ نمي توانيد چاره اي بيانديشيد، پس تدبير و تصرف را براي کسي بگذاريد که بر هر چيز و هر کاري تواناست و هر چيزي را احاطه نموده است، (فَسَيَقُولُونَ ) وقتي که دلايلي بر زنده شدن پس از مرگ براي آنها اقدامه شود، مي گويند: (مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ) چه کسي ما را باز مي گرداند؟ » بگو: خدايي که نخستين بار شما را آفريد، آنگاه که چيزي نبوديد، پس همان کس شما را دوباره خواهد آفريد. (کما بدانا اول خلق نعيده) همانطور که نخستين بار جان آفريديم دوباره آن را باز مي آفرينيم. 
(فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ) پس سرهايتان را به علامت تعجب و انکار و نپذيرفتن سخنانت تکان مي دهند، (وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ ) و مي گويند: وقت زنده شدن پس از مرگ که تو آن را نزديک مي پنداري کي هست؟ در حقيقت اين نشانۀ بي خردي آنهاست، چرا که قدرت خداوند را باور نکرده و مي گويند: چنين چيزي امکان ندارد، و آنها اصل زنده شدن را پس از مرگ را قبول ندارند. (قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيبًا) بگو: شايد نزديک باشد و در تعيين زمان آن فايده اي نيست، بلکه آنچه فايده دارد و مدار موفقيت است پذيرش زنده شدن پس از مرگ و تاييد و اثبات آن است و هر آنچه که مي آيد نزديک است. 
(يَوْمَ يَدْعُوكُمْ ) روزي که خداوند شما را براي رستاخيز و حشر فرا مي خواند، و در صور دميده مي شود، (فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ ) و شما با حمد و سپاس پاسخ مي گوييد، يعني تسليم فرمان او مي شويد و از فرمانش سرپيچي نمي کنيد. (بِحَمْدِهِ ) يعني خداوند بر کليۀ کارهايش مورد ستايش قرار مي گيرد، و روز محشر که انسانها را گرد مي آورد، آنها را سزا و جزا مي دهد و بر اين کار هم ستايش مي شود. 
(وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً) و از بس که رستاخيز به سرعت خواهد آمد و نعمت هايي که در آن قرار داشته ايد سريع پايان مي يابند، چنان احساس مي کنيد که گويا اصلاً در چنين ناز و نعمتي نبوده ايد. پس اين همان روزي است که شما را بر آن داشت بگوييد: (مَتَى هُوَ) آن کي خواهد بود؟ و در هنگام تحقق آن روز به شدت پشيمان مي شوند، و به آنها گفته مي شود (هذا الذي کنتم به تکذبون) اين همان روزي است که شما آن را تکذيب مي کرديد.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ، ای کسانی که ایمان آورده اید! از پاکیزه هایی که به شما روزی داده ایم بخورید و شکر خدا را به جا آورید اگر شما فقط او را می پرستید.
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ، بی گمان خداوند مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که هنگام سربریدن نام غیر خدا بر آن برده شده باشد بر شما حرام کرده است، و هرکس که مجبور به خوردن آن شود بی آنکه علاقمند و تجاوز کار باشد، پس گناهی بر او نیست. همانا خداوند بخشنده و مهربان است.
بعد از آنکه خداوند به صورت عمومی فرمانی را صادر کرد، در این آیه به طور خاص مومنان را فرمان می دهد، زیرا در حقیقت مومنان از اوامر و نواهی خدا بهره مند می شوند. پس آنها ایمان دارند، پس خداوند متعال به آنان دستور داده است که از روزی حلال بخورند و خدا را بر این نعمت ها سپاس گویند، و شکر خدا بر این نعمت ها یعنی اینکه از این نعمت ها در راستای اطاعت از خدا استفاده شود، و از آنها بهره گرفت و انرژی کسب کرد، تا آدمی قدرت و نیرو بگیرد و بتواند کارهایی را انجام دهد که مایه ی رسیدن  به خداوند متعال هستند. 
پس خداوند مومنان را به چیزی دستور داد که پیامبران را  به آن دستور داده است و فرمود:« یَآیُّهَا الرُّسُل کُلُوا مِنَ الطَّیّبَت وَاعملُوا صَلِحاً» ای پیامبران! از چیزهایی پاک بخورید و کردار شایسته انجام دهید.
شکر در این آیه به معنی عمل صالح است. و نفرمود از چیزهای حلال بخورید، چون خداوند روزی های پاکیزه و خالص دیگر را نیز برای مومن مباح نموده است، روزیهایی که با ناپاکیها و حرام آلوده نشده اند، و چون ایمانش او را از خوردن