5-113</a><a class="text" href="w:text:214.txt">آيه 117-116</a><a class="text" href="w:text:215.txt">آيه 119-118</a><a class="text" href="w:text:216.txt">آيه 120</a><a class="text" href="w:text:217.txt">آيه 123-121</a><a class="text" href="w:text:218.txt">آيه 126- 124</a><a class="text" href="w:text:219.txt">آيه 127</a><a class="text" href="w:text:220.txt">آيه 129-128</a><a class="text" href="w:text:221.txt">آيه 132-130</a><a class="text" href="w:text:222.txt">آيه 136-133</a><a class="text" href="w:text:223.txt">آيه 138-137</a><a class="text" href="w:text:224.txt">آيه 143-139</a><a class="text" href="w:text:225.txt">آيه 145-144</a><a class="text" href="w:text:226.txt">آيه 148-146</a><a class="text" href="w:text:227.txt">آيه 151-149</a><a class="text" href="w:text:228.txt">آيه 152</a></body></html>كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِـلاًّ لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلاَّ مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ، همه  طعامها بر بني  اسرائيل  حلال  بود ، مگر آنها که  پيش  از نزول  تورات   ،اسرائيل  بر خود حرام  کرده  بود بگو : اگر راست  مي  گوييد تورات  را  بياوريد و بخوانيد.
فَمَنِ افْتَرَىَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ، از آن  پس  هر که  بر خدا دروغ  بندد از ستمکاران  است.
قُلْ صَدَقَ اللّهُ فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ، بگو : خدا راست ، مي  گويد  آيين  حنيف  ابراهيم  را پيروي  کنيد و او از  مشرکان  نبود.
از جمله ايراداتي که يهوديان نسبت به رسالت عيسي و محمد (ص) مطرح مي کردند اين بود که گمان مي بردند نسخ، چيز باطلي است، و ممکن نيست پيامبري دستوري بياورد که با دستور پيامبر قبلي مخالف باشد. خداوند آنها را از طريق مطرح کردن موضوعي که خود به آن آگاهي داشتند تکذيب کرد، زيرا آنها اعتراف مي کردند که همه غذاها قبل از نازل شدن تورات براي بني اسرييل حلال بود به جز چيزهاي اندکي که يعقوب عليه السلام به خاطر بيماري اش بر خود حرام کرده بود.
و انگهي در تورات امور حرام شده ي بسياري وجود دارد که نسخ شده اند؛ امور حرام شده اي که در گذشته حلال بوده اند. پس اگر ين مطلب را انکار مي کنند به  آنها بگو: « فَأْتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» اگر گمان مي بريد نسخي وجود ندارد و حرام کردن و حلال کردني در ميان نيست، پس تورات را بياوريد و بخوانيد اگر راست مي گوييد. و  اين قوي ترين دليل است، و آن عبارت است از اين که چيزي به عنوان دليل براي کسي آورده شود که خود بدان معترف  است و آن را انکار نمي کند. پس چنانچه آن انسان حق را گردن نهاد و تسليم آن شد حرفي نيست، و اگر از تسليم شدن در برابر آن امتناع ورزد، پس از آنکه حق برايش روشن شد نقدي از آن به عمل نياورد، دروغ و افترا و ستم و بطلان راهي که بر آن قرار دارد روشن مي شود. و يهوديان چنين بودند.
« قُل صَدَقَ اللَّهُ » بگو: « خداوند در همه آنچه که گفته است، راست فرموده، و سخن چه کسي از سخن خداوند راست تر است؟!» خداوند در اين آيات دلايلي بر صحت و درستي رسالت محمد (ص) و دعوت او، و باطل بودن ادعاي منحرفان و کساني از اهل کتاب که پيامبر خدا را تکذيب کردند، و دعوتش را رد نمودند ارائه کرده است. پس خداوند در اين مورد راست گفته است، و بندگانش را با ارائه دلايل  و حجت هايي که کوهها در برابر آن از هم مي پاشند و متفکران در برابر آن سرخم مي کنند، قانع کرده است.
پس هيچ راهي نمانده است جز اينکه همه مردم از آيين ابراهيم که آيين توحيد و يگانه دانستن خداست تبعيت کنند و تمام فرستادگان الهي و همه کتابهايي را خدا نازل کرده است تصديق نمايند، و از اديان باطل و منحرف روي بگردانند، زيرا ابراهيم از هر آن چيزي که با توحيد مخال بود، روي گردان بود، و از شرک و مشرکين بيزاري مي جست.إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ، نخستين  خانه  اي  که  براي  مردم  بنا شده  همان  است  که  در مکه  است   خانه   اي  که  جهانيان  را سبب  برکت  و هدايت  است.
فِيهِ آيَاتٌ بَيِّـنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ ، در آنجاست  آيات  روشن  و مقام  ابراهيم   و هر که  بدان  داخل  شود ايمن   است ، براي  خدا ، حج  آن  خانه  بر کساني  که  قدرت  رفتن  به  آن  را داشته   باشندواجب  است  و هر که  راه  کفر پيش  گيرد ، بداند که  خدا از جهانيان   بي  نياز است.
 پروردگار متعال از عظمت خانه اش خبر داده و مي فرمايد: کعبه نخستين خانه ايست که خداوند جهت عبادت و ذکر خود در زمين بنا نهاده، و در آن انواع برکت ها و هدايت ها قرار داده است، خانه اي که منافع و مصالح گوناگوني براي جهانيان در بردارد، و در آن بخشش فراوان الهي و نشانه هاي روشني است، و يادآور مقام ابراهيم خليل و اعمالي است که او در حج مقام ابراهيم خليل و اعمالي است که او در حج انجام داده است. خانه کعبه همچنين يادآور خاطرات سرور و رهبر پيامبران محمد (ص) است. اين خانه، حرمِ امن الهي است که هر کس وارد آن شود خداوند برايش مقدر مي گرداند که در امنيت و آسايش باشد، و از نظر شرع و دين نيز مومن به حساب آيد.
و چون خانه کعبه از فضايل و برکات فراواني برخوردار است که بطور خلاصه ذکر گرديد، خداوند حج، و زيارت آن را بر کساني که توانايي رفتن به آن جا را دارند واجب  گردانيده است. توانايي آن است که آدمي براي رسيدن به آن ديار وسيله سواري مناسبي داشته باشد، و بتواند توشه راه را تهيه نمايد. بنابراين جمله « مَنِ استَطَاعَ إِلَيه سَبِيلَاَ» همه وسايل سواري جديد و آنچه در آينده پديد خواهد آمد را در بر مي گيرد.و اين از معجزات قرآن است که احکامِ آن براي هر زمان و مکاني تناسب دارد، و مسلما بدون احکام قرآن رسيدن به نيکي و درستي کامل ممکن نيست، پس هرکس به اين فريضه ارجند حج يقين پيدا کرد و آنرا انجام داد، از مومنان هدايت يافته است، و هرکس به آن کفر بورزد، و حج خانه خدا را انجام ندهد، از دين خارج مي باشد. وهرکس کفر بورزد همانا خداوند از جهانيان بي نياز است.قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَاللّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا تَعْمَلُونَ ، بگو : اي  اهل  کتاب  ، چرا آيات  خدا را انکار مي  کنيد ? خدا ناظر بر  اعمال  شماست.
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا وَأَنتُمْ شُهَدَاء وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ، بگو : اي  اهل  کتاب  ، به  چه  سبب  آنها را که  ايمان  آورده  اند از راه   خدا باز مي  داريد و مي  خواهيد که  به  راه  کج  روند  و شما خود به  زشتي  کار  خويش  آگاهيد و خدا نيز از آنچه  مي  کنيد غافل  نيست.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُ