 رسانند در حالي که آنها به شدت به ايمان بي علاقه هستند و شديدا به کفر گرايش دارند؟! پس خداوند از آنها بي نياز است. و خداوند کساني ديگر از بندگان نيکوکارش را براي دينش برانگيخته، و فرزانگاني از ميان اهل عقل و خرد را براي آن آماده نموده است. خداوند متعال مي فرمايد: « قُل ءَامِنُوا بِهِ أَولَا تُومِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا العِلمِ مِن قَبلِهِ ، إِذا يتلي عَلَيهِم يحزُِّونَ لِلأَذقَانِ سُجَّدَاَ » بگو: به خدا ايمان بياوريد يا نياوريد، به خدا زياني نمي رسد، همانا کساني که پيش از نزول آن دانش به آنها داده شده است، وقتي قرآن بر آنها خوانده شود به سجده مي افتند.وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِينٌ ، کافران  مپندارند که  در مهلتي  که  به  آنها مي  دهيم  خير آنهاست   به   آنها مهلت  مي  دهيم  تا بيشتر به  گناهانشان  بيفزايند ، و براي  آنهاست   عذابي  خوار کننده .
کساني که به پروردگارشان کفر ورزيده، و دين او را دور انداخته، و با پيامبرش مبارزه کرده اند، گمان نبرند مهلتي که به آنها داده ، و آنها را به اين دنيا ريشه کن نکرده ايم بدان سبب است که آنها را دوست داريم، هرگز آن طور نيست که آنان گمان مي برند، بلکه اين مهلت به خاطر زياني است که خداوند براي آنها مي  خواهد، و اين براي آن است تا بر عذاب و سزايشان افزوده گردد. بنابراين فرمود: « إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِينٌ» پس خداوند متعال به ستمگر مهلت مي دهد تا سرکشي او بيشتر گردد، و ناسپاسي هايش انباشته شود، سپس خداوند او را قدرتمندانه و به شدت مي گيرد. پس ستمکاران از مهلت خداوند بترسند، و گمان نبرند که از دست او در مي روند.مَّا كَانَ اللّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللّهَ يَجْتَبِي مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَاء فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ ، خدا بر آن  نيست  که  شما مؤمنان  را بدين  حال  که  اکنون  هستيد رها کند، مي آزمايد تا ناپاک  را از پاک  جدا سازد  و خدا بر آن  نيست  که  شما را  ازغيب  بياگاهاند ، ولي  برخي  از پيامبرانش  را که  خود بخواهد بر مي   گزيند پس  به  خدا و پيامبرانش  ايمان  بياوريد  و اگر ايمان  بياوريد و  پرهيزگاري  کنيد ، اجري  عظيم  يابيد.
يعني حکمت الهي چنين نبوده است که مومنان را به اين اختلاط و عدم تمييزي که شما بر آن هستيد رها کند، بلکه خداوند ، پاک را از ناپاک و مومن را از منافق و راستگو را از دروغگو جدا مي نمايد. و نيز حکمت الهي چنين نبوده است که بندگانش را ازغيبي که مي داند آگاه سازد، پس حکمت  او اقتضا نموده ا ست که بندگانش را با انواع امتحان و آزمايش بيازمايد تا پاک و ناپاک از هم جدا شوند . پس خداوند پيامبرانش را فرستاد و دستور داد مردم از آنها اطاعت کنند، و فرمانشان را اجر نموده و به آنها ايمان آورند، و خداوند مردم را اگر ايمان بياورند و پرهيزگار باشند به پاداش بزرگ نويد مي دهد.
بنابراين مردم برحسب پيروي کردنشان از پيامبران بر دو نوعند؛ گروهي مطيع و فرمانبردار و مومن و مسلمانند، و گروهي نافرمان و منافق و کافرند. پس به آنان پاداش و سزا مي دهد و براساس عدل و دادگري و فضل و حکمت خود به حساب و کتاب آفريدگانش مي رسد.وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَّهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَّهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُواْ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلِلّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ، آنان  که  در نعمتي  که  خدا به آنها عطا کرده  است  بخل  مي  ورزند ،  مپندارندکه  در بخل  ورزيدن  برايشان  خير است   نه  ، شر است   در روز  قيامت  آنچه را که  در بخشيدنش  بخل  مي  ورزيدند چون  طوقي  به  گردنشان   خواهند آويخت  و از آن  خداست  ميراث  آسمانها و زمين  و او به  هر کاري   که  مي  کنيد آگاه  است.
کساني که بخل مي ورزند و در بخشش آنچه خداوند از فضل خويش به آنها بخشيده است از قبيل مال، و مقام و دانش و ساير نعمت ها بخل ورزيده و آنرا نمي بخشند و بر بندگان انفاق نمي کنند، گمان نبرند که اين امر به صلاح آنهاست، بلکه موجب زيان و بدي آنها در دين و دنيا و آخرتشان مي گردد.
« سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُواْ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» خداوند آن چيز را که بدان بخل ورزيده اند طوق گردنشان مي گرداند، و با آن عذاب داده مي شوند. همانطور که در حديث صحيح آمده است: « إِنَّ البَخيلَ يمَثَّلُ لَهُ مَالُهُ يومَ القِياَمة شُجَاعاً أقرَعَ لَهُ زَبِينَتاَنِ يأخُذُ بِلهزِمَتِه يقُولُ أَنَا مَالَکُ أنَا کَنزُک» همانان انسان بخيل دارايي و ثروتش را در روز قيامت به صورت ماري بزرگ که بر اثر کثرت سنّ و سمّ فراواني که داراي موي سرش ريخته است مي بيند و داراي دو شاخ است؛ و دو طرف دهان بخيل را گاز مي گيرد و مي گويد: « من مال تو هستم، من گنج تو هستم.»
و پيامبر اين آيه را يکي از مصاديق اين حديث قرار داد. پس اينها گمان نبرند که بخل به آنها فايده مي دهد، و افتخاري براي آنهاست، بلکه بخل بزرگترين زيان را به آنها مي رساند و بزرگترين سبب براي عذابشان است.
« وَلِلّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ» و خداوند متعال صاحب فرمانروايي و پادشاهي بزرگي است، و همه ملک و داراييها به سوي او بر مي گردد، و بندگان در حالي از دنيا مي روند که نه درهمي همراه دارند و نه ديناري و نه غير اين. خداوند متعال مي فرمايد: « إِنَّا نَحنُ نَرِثُ الأَرضَ وَمَن عَلَيهَا وَإِلَينا يرجَعُونَ» ما وارث و مالک تمام زمين و آنچه بر آن است، مي باشيم و همه به سوي ما باز مي گردند.
بيانديش که چگونه خداوند سبب ابتدايي و سبب نهايي را بيان کرد، تا بنده در آنچه خداوند به او بخشيده است بخل نورزد.
ابتدا خداوند خبر داد که آنچه نزد بنده و در دست اوست، بخششي است از جانب پروردگار، و نعمتي است از نعمت هاي او، و ملک بنده نيست، بلکه اگر فضل و احسان خدا نبود چيزي از آن به وي نمي رسيد، پس بخل ورزيدن بنده، بخل ورزيدن و جلوگيري از رسيدنِ بخشش و احسان خدا به بندگان است ، چون احسان خداوند ايجاب مي نمايد با بندگانش احسان شود، همانطور که فرموده است: « وَأَحسِن کَمَا أَحسَنَ اللَّهُ إِلَيک» و نيکوکاري کن همان گونه که خداوند با تو احسان کرده است. پس هرکس به يقين بداند آنچه در دست اوست فضل و بخشش خداوند است، بخشش را منع نمي کند، چرا که به او زياني نمي رساند، بلکه به قلب و مالش فايده مي دهد، و ايمانش را مي افزايد، و او را از آسيب و آفت ها محافظت مي کند.
سپس بيان کرد همه آنچه در دست 