ٌ حَکِيمٌ) (انفال، 63)
«و (خدا) در میان آنان الفت ایجاد نمود، اگر همة آنچه در زمین است صرف می‌کردی، نمی‌توانستی میان دلهایشان انس و الفت برقرار سازی، ولی خداوند میانشان انس و الفت انداخت؛ چراکه او عزیز و حکیم است.»
اما موضوع این بحث، برادری مخصوصی است که مشروع گردیده و بر آن حقوق و وظایفی محوّل گردیده است که از حقوق و واجبات و وظایف عمومی میان همه مؤمنان خاص‌تر است.(4)  
برخی از علما از برقراری برادری میان مهاجران در مکه سخن گفته‌اند. بلاذری می‌گوید: پیامبر اکرم(ص)  قبل از هجرت بین مسلمانان در مکه براساس حق و مواسات، پیمان برادری برقرار کرد؛ چنانکه بین حمزه و زید بن حارثه برادری ایجاد کرد و ابوبکر و عمر را با هم برادر نمود و بین عثمان بن عفان و عبدالرحمان بن عوف و بین زبیر بن عوام و عبدالله بن مسعود ومیان عبیده بن حارث و بلال حبشی و بین مصعب بن عمیر و سعد بن ابی وقاص وبین ابی عبیده بن جراح و سالم، مولای ابوحذیفه و میان سعید بن زید بن عمرو بن نفیل و طلحه بن عبیدالله پیمان برادری برقرار کرد و خودش با علی پیمان برادری بست.(5) 
بلاذری متولد سال 276 ه‍. ق کسی است که قبل از همه به پیمان برادری در مکه اشاره کرده است و ابن عبدالبر متولد سال 463 ه‍. ق از او پیروی نموده است بدون اینکه تصریح کند که این مطلب را از او نقل کرده است؛ همانطور که ابن سید الناس به تبعیت از آن دو به این مطلب اشاره نموده است بدون اینکه تصریح نماید که این مطالب را از آنها نقل نموده است(6) . حاکم در مستدرک از طریق جمیع بن عمیر از ابن عمر (رض) روایت کرده است که پیامبر اکرم (ص) میان ابوبکر و عمر و بین طلحه و زبیر و بین عبدالرحمن بن عوف و عثمان، پیمان برادری بست(7)  و از ابن عباس روایت است که : پیامبر اکرم (ص) میان زبیر و ابن مسعود پیمان برادری بست.(8) 
ابن قیم و ابن کثیر بر این باورند که پیمان برادری در مکه صورت نگرفت؛ چنانکه ابن قیم می‌گوید: «پیامبر اکرم(ص) میان مهاجران در مکه پیمان برادری منعقد نمود و علی را برادر خود خواند اما آنچه به ثبوت رسید، این است که پیمان برادری در مدینه منعقد گردید؛ چراکه مهاجران به وسیلة برادری اسلامی و پیوند میهنی و خویشاوندی نسبی بی‌نیاز از عقد اخوت بودند، برخلاف مهاجران و انصار که با یکدیگر قبل از آن نسبتی نداشتند.»(9) 
ابن کثیر نیز می‌گوید: برخی از علما پیمان برادری در مکه را نمی‌پذیرند و همان دلیل را که ابن قیم ذکر نموده است، مطرح می‌نماید.(10) 
همچنین کتابهای سیره به ایجاد پیمان برادری در مکه اشاره‌ای ننموده‌اند و فقط بلاذری این مطلب را با کلمه «قیل» بدون اینکه سندی برای آن ذکر کرده باشد، بیان نموده است که بیانگر ضعف این روایت است و به فرض صحت باید گفت: ممکن است پیمان مکه بر همدردی و خیرخواهی نسبت به یکدیگر بوده است، بدون اینکه از یکدیگر ارث ببرند.(11) 
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) الادارة الاسلامیه فی عصر عمر بن خطاب، د. مجد لاوی، ص 52 – 53.
2) البخاری، شمارة 6065 – مسلم، شمارة 24.
3) البخاری، شمارة 2442.
4) السیرة النبویه الصحیحه، عمری، ج 1، ص 240.
5) انساب الاشراف، بلاذری، ج 1، ص 270.
6) السیرة النبویه الصحیحه، ج 1، ص 240.
7) همان.
8) فتح الباری، ج 7، ص 471.
9) زادالمعاد، ج 2، ص 79.
10) السیرة النبویه، ابن کثیر.
11) السیرة النبویه الصحیحه، ج 1، ص 241.نظام برادری میان مهاجران و انصار در پیوند محکمی که امت را با یکدیگر مرتبط می‌ساخت، تأثیر گذاشت. پیامبر اکرم (ص) این ارتباط را براساس برادری کامل میان آنها برقرار کرد. پیمانی که نژادپرستی و تعصبات جاهلی در آن ذوب می‌شود و از بین می‌رود بنابراین، تعصبی جز برای اسلام وجود ندارد و امتیازاتی که براساس نسب و رنگ و وطن وجود داشت، در مقابل آن فاقد ارزش می‌شد و حق تقدم از آن کسی بود که از دیگران در تقوا و جوانمردی پیشی می‌‌گرفت. رسول خدا این برادری را بر پایه‌های محکمی استوار نمود و فقط یک لفظ و سخن بی‌محتوا نبود؛ بلکه عملی بود که پیوندی محکم و ناگسستنی با خونها و اموال داشت و فقط تبریک و سخن خوشی نبود که زبانها ذکر کنند و اثری نداشته باشد.
همچنین عواطف ایثار و همدردی و محبت با یکدیگر در این برادری در می‌آمیخت و جامعه جدید را با زیباترین صورت تشکیل می‌داد.(1) 
عامل اصلی و مهم در تقویت برادری میان مهاجران و انصار این بود که مردم این جامعه کسانی بودند که همه براساس دین و عقیده گردهم جمع شده بودند. آنها را دینشان پرورش داده بود؛ دینی که آنها آن را پذیرفته بودند تا بگویند و عمل کنند؛ پس آنها از شعارهایی که جز از زبان فراتر نمی‌رود، بسیار فاصله داشتند.
آنها مصداق واقعی این فرمودة خداوند بودند: 
(إِنَّمَا کَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْکُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (نور، 51)
«مؤمنان هنگامی که به سوی خدا و پیغمبرش فرا خوانده شوند تا میان آنان داوری کنند، سخنشان تنها این است که می‌گویند: شنیدیم و اطاعت کردیم و رستگاران واقعی ایشانند.»
عملکرد مسلمانان موجب بقاء و استمرار این برادری، که خداوند دین و پیامبرش را با آن یاری کرد، گردید تا اینکه میوه‌‌هایش را در همه مراحل دعوت در طول حیات پیامبر اکرم (ص) به بار آورد و اثر آن ادامه یافت و به هنگام انتخاب ابوبکر(رض)  به عنوان خلیفه، انصار و مهاجران اتفاق نمودند؛ بدون اینکه در اتحاد و یکپارچگی مسلمانها رخنه‌ای ایجاد کنند و به شهوت سلطه و غریزه حکومت و فرمانروایی پاسخ مثبت بدهند. بنابراین، سیاست ایجاد اخوت بین مهاجران و انصار نوعی سیاست قبلی بود که پیامبر اکرم (ص) در راستای استوار نمودن دوستی و جای دادن آن در وجود و احساسات مهاجران و انصار اتخاذ کرده بود. همان مهاجران و انصاری که نه تنها برای حفاظت این دوستی و برادری بی‌خوابی کشیده بودند؛ بلکه برای اجرای بندهای آن از همدیگر پیشی می‌گرفتند.(2) 
نویسندگان و پژوهشگران نیز هر چند به اوج سخنگویی رسیده باشند، سخن بهتری از آنچه خدا درباره انصار گفته است، نمی‌یابند.
خداوند می‌فرماید: 
(وَالَّذِينَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (حشر، 9)
«آنانی که پیش از آمدن مهاجران، خانه و کاشانه را آماده کردند و ایمان را در دل خود استوار داشتند، کسانی را دوست می‌دارند که به پیش ایشان مهاجرت کرده‌اند و در درون، احساس و رغبت نیازی نمی‌کنند به چیزهایی که به مهاجران داده شده است وایشان را بر خود ترجیح می‌دهند؛ هر چند که خود سخت نیازمند باشند. کسانی که از بخل نفس خود نگاهداری و مصون و محفوظ گردند، ایشان قطعاً 