 که حق بر ضد او باشد ودر دین من هیچ فردی، هر کس که باشد، دارای امتیازاتی نیست و حقوق خویشاوندان من از کسانی که فامیل من نیستند، بیشتر نیست و بزرگان قوم، نزد من امتیازاتی ندارند که کوچک‌ترها از آن برخوردار نباشند و شرافتمندان و افراد عادی نزد من برابر هستند؛ پس حق برای همه حق و گناه و جنایت نیز برای همه گناه و جنایت محسوب می‌گردد. حرام برای همه حرام و حلال برای همه حلال است و فرض نیز برای همه فرض است. حتی خودم از تبعیت و فرمانبری قانون الهی مستثنی نیستم(5). 
تربیت جامعه مسلمان و آماده کردن آن برای رهبری جامعه انسانی با ویژگیهایی که برنامه تربیتی آن در بردارد، به قانون عدالت اهمیت خاصی قائل است و بر این است تا عدالت میان افراد، گروهها، امتها و ملتها برپا شود؛ زیرا اگر تمامی افراد جامعه احساس عدالت نمایند، این امر پشتیبانی قوی برای رهبری خواهد بود. خداوند متعال می‌فرماید:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ إِن يَکُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقَيرًا فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا) (نساء، 135)
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دادگری پیشه سازید و در اقامة عدل و انصاف بکوشید و به خاطر خدا شهادت دهید؛ هرچند که شهادتتان به زیان خودتان یا پدر ومادر و خویشاوندان باشد. اگر کسی که به زیان او شهادت داده می‌شود، دارا یا نادار باشد خداوند از هر دوی آنان بهتر است؛ پس از هوا و هوس پیروی نکنید که منحرف می‌گردید و اگر زبان از ادای شهادت حق بپیچانید یا از آن روی بگردانید، خداوند از آنچه می‌کنید، آگاه است.»
این نص قرآنی به صراحت، رهبر جامعة مسلمان را موظف و مکلف می‌نماید تا عدالت را به کامل‌ترین صورت و وضعیت، محقق نمایند؛ پس عدالت امری است که او می‌بایست آن را در بین تمامی گروهها اعم از خویشاوندان یا بیگانگان به طور مساوی برقرار نماید و این دستور خداوندی که می‌فرماید: «کونوا» همه افراد و گروههای جامعه مسلمان را در هر جای زمین خدا که باشند، موظف می‌گرداند که خود به عدالت پایبند باشند و دیگران را بر اجرای آن ملزم کنند و برای اقامة برنامة عدالت در زندگی به پا خیزند و آماده شوند؛ چنانکه کلمة «قوامین» با صیغة مبالغه، اشاره به برخاستن برای برپایی نشانه‌های عدالت است که این کار وظیفة جامعه مسلمان می‌باشد که باید با تمام قدرت و توان مادی و روحی و با جدیت، برای تحکیم پایه‌های عدالت اجتماعی به پا خیزد.
قرآن، قانون اساسی جامعة مسلمان است که در آن به عدالت تشویق می‌نماید و فقط این امر را در دامنة زندگی منحصر نمی‌داند؛ بلکه قرآن به درون و ضمیر انسانها می‌پردازد و به او می‌گوید که نباید در اقامة عدالت در برابر عاطفه و احساس، تسلیم شود و نه از ثروت کسی ونه از فقر کسی متاثر بشود و قرآن به هیچ وجه برای جامعة مسلمان نمی‌پسندد که عدالت را در حق ثروتمند چون ثروت دارد به اجرا درنیاورد و یا بر فقیر ستم بشود و ... .
همچنین از دیدگاه قرآن اینکه جامعة مسلمان به خواسته‌های نفس تن در دهد و در برابر احساسات و عواطف تسلیم شود، امری ناپسند است؛ چراکه در این صورت آنان ازعدالت دور می‌گردند و از حق روی می‌تابند.
همچنین در آیه‌ای دیگر نیز تصویر اقامه عدالت به کامل‌ترین صورت ترسیم گردیده است و تأکید می‌‌نماید که در موازین عدالت، باید دوست و دشمن؛ خویشاوند و بیگانه برابر باشند؛ پس می‌فرماید: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ) (مائده، 8)
«ای مؤمنان، بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی دادگری گواهی دهید و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که دادگری نکنید. دادگری کنید که دادگری به پرهیزگاری نزدیک‌تر است؛ ازخدا بترسید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید.»
پس شیوة خطاب در اینجا «کونوا» (باشید) عدالت را طبیعت و سرشت مردمان جامعة مسلمان قرار می‌دهد. عدالتی که رهبری جامعة انسانی مشروط به اجرای آن است؛ چراکه این جامعه بزرگ مسلمان است که پرچم عدالت را برعهده گرفته‌اند تا در زندگی مردم اجرا نمایند(6) ، اما نوع دستور، در دوآیه با هم فرق دارند؛ فرقی که مواضع و جاهای مختلف عدالت را با شمردن آن به عنوان اصلی از اصول رسالت جاودان و آخرین رسالت که تمامی امور زندگی را فرا می‌گیرد، جمع نموده است؛ پس در آیة جامعه مسلمان را با بیان بهترین صفت آن مورد خطاب قرار داده است؛(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ) تا به عدالت برخیزد، گرچه در اجرای عدالت انگیزه دوستی و خویشاوندی را زیر پا بگذارد و در آیه دوم جامعه را با عنوان و نشانه بزرگ آن، که ایمان است، مورد خطاب قرار داده است تا به اجرای عدالت برخیزد، گرچه اجرای عدالت باعث شود تا همة عواطف و احساسات دشمنی و کینه‌توزانه زیر پا گذاشته شوند(7)  و نهایتاً هر دو آیه یک مطلب را تأکید می‌کنند که عبارت است از: راهنمایی کردن جامعة مسلمان به صورت قاطع وجدی برای اجرای عدالت.
در مورد اصل برابری و مساوات در پیمان‌نامه، نصوص صریحی آمده است که برخی عبارتند از: 
حق اعطای امان نامه: این حق برای همه یکسان است؛ حتی پایین‌ترین فرد مسلمان می‌تواند به هر کس که بخواهد، امان دهد؛ مؤمنان فقط دوستان و حامیان یکدیگرند نه دیگران و اینکه آنان در گرفتاریها و مشکلات یار و یاور یکدیگر باشند.
اصل مساوات و برابری یکی ازمبادی کلی و عمومی است که اسلام آن را تثبیت و برقرار نمود و از مبادی و اصولی است که در ساختار جامعه اسلامی نقش مهمی دارد؛ حتی قوانین عصر حاضر نیز بر آن تأکید کرده است و از جمله آیه‌هایی که در قرآن کریم در این مورد آمده است، این آیه می‌باشد: 
(يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ) (حجرات، 13)
«ای مردمان، ما شما را از یک مرد و یک زن آفریده‌ایم وشما را تیره تیره و قبیله قبیله نموده‌ایم تا همدیگر را بشناسید. بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خدا، متقی‌ترین شما است، خداوند مسلماً آگاه و باخبر است.»
و پیامبر خدا (ص) فرمود: «ای مردم آگاه باشید پروردگارتان یکی است و پدرتان نیز یکی است. هان! عرب بر عجم فضیلتی ندارد و عجم بر عربی نیز فضیلتی ندارد و نه سرخ بر سیاه و نه سیاه بر سرخ فضیلتی دارد مگر به تقوا و پرهیزگاری.»(8) 
بدون تردید، این اصل از مهم‌تر