ین اصولی بود که در گذشته موجب گردید ملتهای زیادی به اسلام بگروند؛ پس می‌توان گفت: این اصل، منبعی از منابع قدرت مسلمانان صدر اسلام محسوب می‌گردید(9). 
البته منظور از برابری در اینجا (برابری کلی) بین تمامی مردم در همة امور زندگی نیست، آن گونه که برخی فریب‌خوردگان فریاد آن را سر می‌دهند و آن را عدالت می‌نامند(10) ؛ زیرا اختلاف و تفاوت استعدادها و تواناییها هدفی است از اهداف آفرینش(11) ؛ بلکه منظور از مساوات و برابری اسلامی که شریعت به آن فراخوانده است، مساواتی است که در آن اوضاع وشرایط همه می‌بایست از شرایط یکسان برخوردار باشند، امّا در همة حالات به طور مطلق مورد نظر نیست(12) ؛ پس مساوات یعنی برابری در رفتار با مردم و برابر بودن آنها در برابر شریعت و قضاوت و سایر احکام اسلامی وحقوق عمومی بدون در نظرگرفتن نژاد یا جنس یا رنگ و یا ثروت و مقام و ... .(13) 
تمامی مردم اعم از حاکم و محکوم؛ مرد و زن؛ عرب و عجم؛ سیاه و سفید از نظر اسلام برابر هستند و اسلام تفاوتهایی را که به سبب جنس و رنگ و یا نسبت و طبقه و حکام و رعیتها وجود داشت، لغو نمود و آنها را فاقد اعتبار دانست بنابراین، اولین دولت اسلامی برای تطبیق و اجرای این اصل، میان مردم فعالیت و تلاش می‌نمود که می‌توان آن را این گونه خلاصه کرد: 
الف: اصل مساوات، امری عبادی است که اجراکنندگان این اصل در نزد خداوند پاداش می‌گیرند. 
ب: لغو نمودن اعتبارات و ارزشهای طبقاتی، عرفی، قبیله‌ای، نژادی، قومی، وطنی، اقلیمی و سایر شعارهایی که اصل مساوات و انسانیت را از بین می‌برد و قرار دادن معیار الهی برای برتری که تقواست.
ج: رعایت کردن اصل تعادل و تساوی فرصتها؛ یعنی، برخوردار شدن از فرصتها و امکانات برای تمامی قشرهای جامعه یکسان است و هر یک از افراد جامعه به اندازة توان و کفایت و استعداد و قدرت وتولیدش از آن استفاده می‌نماید.
د: پیمان‌نامه، لوازم قانونی و اداری افراد و دولت و رابطة بین آن دو را در برداشت و قرآن نیز با نزول تدریجی در طی ده سال برای مسلمانان، برنامه‌های زندگی را ترسیم می‌نمود و اصول حکم و سیاست و امور جامعه و احکام حلال و حرام و پایه‌های دادخواهی و قواعد عدالت و قوانین داخلی و خارجی دولت مسلمان را بیان می‌کرد و پایه‌های آن را تثبیت می‌‌نمود و سنت رسول الله آن را پشتیبانی می‌کرد و استحکام می‌بخشید و آن را به طور مفصل شرح و توضیح می‌داد.
پیمان‌نامه، حامل اصول کلی در ترتیبات قانونی است و از معاهداتی شمرده می‌شود که نحوة ارتباط مسلمانان را با بیگانگانی که در کنار آنها اقامت دارند، تعیین و مشخص می‌نماید؛ چنانکه در این عهدنامه تسامح و عدالت ومساوات تا حد زیادی رعایت شده است و به خصوص اگر با این نگرش به آن بیندیشیم که این اولین پیمان نامه اسلامی است که ثبت می‌‌شود و در میان اقوامی اجرا می‌گردد که در گذشتة نزدیک و قبل از اسلام، اسیر تعصبات قبیله‌ای بوده‌اند و وجود خود را جز از راه غلبه و چیرگی و مسلط شدن بر دیگران و خوردن حقوق دیگران و اموالشان احساس نمی‌کردند(14)  این عهدنامه شامل بسیاری از مفاهیم تمدنی می‌گردد که امروزه آن را حقوق بشر می‌نامند(15). 
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) دولة الرسول من التکوین الی التمکین، ص 420.
2) النظام السیاسی للدولة الاسلامیه، ص 65.
3) النظام السیاسی فی الاسلام، ابی فارس، ص 58.
4) همان، ص 52.
5) الحکومة الاسلامیه، ص 202.
6) محمد رسول الله، ج 3، ص 142 – 144.
7) همان، ص 144 – 145.
8) مسند الامام احمد، ج 5، ص 411.
9) مبادی نظام الحکم فی الاسلام، عبدالحمید متولی، ص 385.
10) الاخلاق الاسلامیه و اسسها، میدانی، ج 1، ص 624.
11) فلسفه التربیة الاسلامیه، ماجد الکیلانی، ص 179.
12) مبادی علم الاداره، محمد نورالدین، ص 116.
13) فقه التمکین، د صلابی، ص 463.
14) صور و عبر من الجهاد النبوی فی المدینه، د. محمد فیض الله، ص 29 تا 30.
15) هجرة الرسول و صحابته، جمل، ص 261.این واقعه در قرآن و سنت به ثبت رسیده و تفاصیل آن در کتابهای سیرت و تاریخ آمده است و مفسران آن را در کتابهایشان ذکر کرده‌اند. خداوند در این مورد می‌فرماید: 
(أَلَمْ تَرَ کَيْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ(1) أَلَمْ يَجْعَلْ کَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ(2) وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ(3) تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ(4) فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَّأْکُولٍ(5)) (فیل، 1-5)
«آیا ندیدید پروردگارت با صاحبان فیل چه کرد. مگر توطئة آنان را ناموفق نگردانید و بر آنان مرغان را دسته دسته فرستاد که آنان را با سنگهایی از گل خشکیده می‌زدند و آنان را مانند کاهی جویده شده قرار داد.»

اهمیت حادثة اصحاب فیل از دیدگاه پیامبر اکرم(ص) 
در زمان صلح حدیبیه وقتی پیامبر اکرم (ص) به قصد مکه خارج شد به دره‌ای رسید که از آن بر قریش فرود می‌آمد. در این هنگام، شتر پیامبر اکرم (ص) خوابید. مردم گفتند: «حَل، حَل» (کلمه‌ای است برای بلند کردن شتر). اما شتر بلند نشد. مردم گفتند: قصوا (نام شتر پیامبر) از رفتن، فرو مانده است پیامبر فرمود : قصواء از رفتن فرو نمانده است و چنین عادتی هم ندارد؛ بلکه همان کس که فیل ابرهه را از رفتن باز داشت، این شتر را نیز باز داشته است.
در کتاب السیرة النبویه ابوحاتم، در مورد واقعة اصحاب فیل چنین آمده است «پادشاهی حبشی بر یمن چیره شده بود که ابرهه نام داشت. او کلیسایی در «صنعا» ساخت و آن را (قلیس) نام نهاد و با ساختن این معبد قصد داشت تا حج گزاران عرب را به سوی آن معبد متوجه کند و سوگند خورد که به کعبه برود و آن را منهدم سازد. پادشاهی از پادشاهان حمیر به نام «ذو نفر» با افرادی از قومش به جنگ ابرهه رفت و با او جنگید، اما ابرهه او را شکست داد و دستگیر کرد. وقتی ذو نفر را نزد او بردند گفت: ای پادشاه! مرا مکش؛ زیرا زنده نگاه داشتن من برایت از کشتنم بهتر خواهد بود. بنابراین، ابرهه او را زنده گذاشت و به او اعتماد کرد، سپس ابرهه راه خود را به سوی کعبه ادامه داد تا اینکه به سرزمین خثعم نزدیک شد. نفیل بن حبیب خثعمی و افراد دیگری از قبیله‌های یمن که در اطراف او جمع شده بودند با ابرهه جنگیدند، ابرهه آنان را نیز شکست داد و نفیل را دستگیر کرد. نفیل به پادشاه گفت: من از نظر جغرافیایی سرزمین عربها را می‌شناسم، مرا نکش. ابرهه او را زنده گذاشت و نفیل همراه ابرهه حرکت کرد و او را راهنمایی می‌نمود تا اینکه به طائف رسیدند. در طائف مسعود بن معتب با مردانی از قبیله ثقیف نزد ابرهه آمدند و گفتند: ای پادشاه! ما بردگان تو هستیم و با تو مخالفتی نداریم و تو نیز با خدای ما (لات) کاری نداشته باش؛ چراکه تو به قصد تخریب خانه‌ای آمده‌ای که در مکه قرار دارد. ما نیز کسی را همراه تو می‌فرستیم که تو را به آن راهنمایی نماید بنابراین، غلامی از غلامان خود به نام ابو رغال را همراه ابرهه فرستاد. ابو رغال همراه آنها بیرون آمد تا اینکه به مغمس رسیدند. ابو رغال در آنجا در گذشت و ا