بر خواب و آنچه انسان به آن تمایل دارد، برای این بود تا بر اساس پایداری و سخت‌کوشی تربیت شوند و از بند هواها و امیال نفس آزاد گردند و این گونه برای بر عهده گرفتن زمام رهبری و راهنمایی انسانها در جهان آماده شوند؛ چون برای چنین وظیفة مهمی آنها باید از آمادگی روحی والایی برخوردار باشند. خداوند آنان را برای حمل رسالت خویش انتخاب نموده و به عنوان امانتداران دعوت خویش برگزیده بود.
مومنان در این مرحله از تاریخ بر این اساس تربیت می‌شدند تا امور مهم و بزرگی را در دعوت مردم به توحید و رهایی آنان از شرک به عهده بگیرند و حقا که دعوت مردم به یکتاپرستی و رهایی آنان از بند شرک وظیفة بزرگی است که کسانی که بر انجام آن توانا خواهند بود که دارای این صفت باشند:
(تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ) (سجده، 16)
«پهلوهایشان از خوابگاه فاصله می‌گیرد، خدا را از روی بیم و امید می‌خوانند.»
خداوند نیز نماز خواندن و قرآن خواندن در شب را همراه با دقت و تأمل چنین توصیف نموده است:
(إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا) (مزمل، 6)
«عبادت شبانه، مؤثرتر و ماندگارتر و نیروبخش‌تر و پابرجا است.»
پس عبادت شبانه و قرآنی که شب هنگام با تدبر تلاوت می‌‌شود، در آن وقت که مردم آرام گرفته و خواب‌اند و آرامش و سکون شب، همه جا را فرا گرفته است، مؤثرتر است؛ چون در این وقت مردم از کارهایشان دست می‌کشند و به دور از وابستگیهای دنیا و کارهای روز به ذکر و مناجات می‌پردازند و با این کار آمادگی لازم برای فراگرفتن وحی الهی محقق می‌شود.
(إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْکَ قَوْلًا ثَقِيلًا) (مزمل، 5)
«ما سخن سنگینی را بر تو نازل خواهیم کرد.»
مراد از سخن سنگین، قرآن کریم است. بعدها اثر این آمادگی دقیق در مسلمانان صدر اسلام و توانایی آنان برای برعهده گرفتن مسئولیت جهاد و تأسیس حکومت در مدینه آشکار گردید و نیز در اخلاص عمیق آنها برای اسلام و جانفدایی آنان برای اقامة اسلام در جهان و نشر آن میان جهانیان نماد پیدا کرد.(8) 
پیامبر خدا به جبهه داخلی توجه کامل داشت و به شدت می‌کوشید تا یارانش را با عقیده‌ای قوی که سستی و ضعف در آن راهی ندارد، تجهیز نماید و این انگیزه‌ای قوی با قدرتی روحی و معنوی بلند بود که آنها را برای دفاع و تحمل شکنجه و آزار در راه دعوت وادار می‌نمود.
مسلمانان صدر اسلام پیکرة واحد و به هم پیوسته‌ای بودند که حملات روانی دشمن در آنان هیچ‌گونه تأثیری نداشت و این به هم پیوستگی از راه ایجاد اخوت و برادری بین مسلمانان به وجود آمده بود و نسبت برادری در راه خدا و رابطه اخوت دینی در دین اسلام، بالاتر از نسبت خویشاوندی و فامیلی و روابط نسبی و سببی بود. مسلمان صدر اسلام با ارزشهای والای برادری که بر اساس محبت و دوستی و ایثار و ایمان شکل گرفته بود، زندگی خویش را سپری می‌نمودند. آن حضرت مسلمانان را به برادری و همکاری و گره گشایی از مشکلات یکدیگر و فقط برای خشنودی خداوند نه به قصد اینکه طرف مقابل، روزی جبران خواهد کرد، تشویق می‌نمود.
این مبادی و اصول ارزشهای اخلاقی، راز استمرار برادری اسلامی و یکپارچگی و انسجام جامعه اسلامی بود.(9) 
پیامبر خدا در حدیثی قدسی به نقل از پروردگارش فرمود : «کسانی که با هم به خاطر من دوست می‌شوند، روز قیامت بر فراز منبرهایی از نور خواهند نشست که پیامبران و شهدا به آنان رشک می‌برند.»(10) 
اخوت و برادری صادقانه، معیار و مقیاس ارزش اعمال قرار گرفت و محبت در راه خدا از بهترین اعمال شمرده شد که نزد خدا از برترین درجات برخوردار بود.
آن حضرت نیز مسلمانان را از اینکه این پیوند ضعیف و سست گردد، برحذر داشته است و مهم‌ترین عاملی را که به برادری اسلامی ضربه می‌زند، نیز بیان نموده و فرموده است : «حسد نورزید و به یکدیگر پشت و قهر نکنید و با تمام انسانها برادر باشید.»
پیامبر خدا برای استحکام اوضاع داخلی، اعلام نمود که همه افراد جبهه با یکدیگر برابر هستند و به آنها آزادی بخشید تا در برابر جنگ روانی که متوجه این جبهه بود، بایستند. آری، پیامبر اکرم (ص) به آنها آزادی داده بود بنابراین، آنها آزادانه وارد این جامعه شدند و در داخل این جامعه از آزادی اندیشه و بیان برخوردار شدند و آزادانه نظر خود را بیان می‌داشتند.
آری محمد (ص) مساوات و برابری بین حاکم و رعیت و ثروتمند و فقیر و سایر قشرهای جامعه را به ارمغان آورد و این اصل بزرگ تأثیر بزرگی در وجود پیروان محمد گذاشت و آنان را چنان تربیت نمود که باهمدیگر دوستی و محبت می‌نمودند و متحد و یکپارچه بودند و جان خویش را فدای یکدیگر می‌نمودند و با تمام قدرت از این اصل دفاع می‌کردند. پیامبر خدا، به خاطر رنگ و ملیت ونسبت میان مردم تفاوتی قایل نبود و اختلاف در نسبها، ملیتها و رنگها باعث اختلاف و تفاوت در حقوق و وظایف یا عبادتها نمی‌گردید. بنابراین، همه در برابر خداوند یکسان بودند و هنگامی که اشراف مکه از پیامبر اکرم (ص) خواستند تا برای آنان مجلسی غیر از مجلس بردگان و ضعیفان ترتیب دهد تا آنها و بردگان و ضعیفان در یک مجلس کنار هم قرار نگیرند، پیامبر اکرم (ص) این موضوع را برای آنان یادآوری نمود که همه آنان از فقیر و یا غنی در فرا گرفتن وحی و بهره‌مند شدن از هدایت، برابر هستند. کفار و سران مکه از اینکه در یک مجلس با بردگان و کسانی که آنها را ناتوان می‌شمردند بنشینند، ابا ورزیدند؛ چنانکه خداوند این آیه را نازل فرمود:
(وَاصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا(28) وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّکُمْ فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَکْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ کَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا(29)) (کهف، 28 - 29)
«با کسانی باش که صبحگاهان و شامگاهان خدای خود را می‌پرستند و به فریاد می‌خوانند و تنها رضای او رامی‌طلبند و چشمانت از ایشان برای جستن زینت حیات دنیوی بر نگردد و از کسی فرمان مبر که دل او را از یاد خود غافل ساخته‌ایم و او به دنبال آرزوی خود روان گشته است و کار و بارش (همه) افراط و تفریط بوده است. بگو حق همان چیزی است که از سوی پروردگارتان (آمده) است، پس هر کس که می‌خواهد ایمان بیاورد و هر کس که می‌خواهد (بدان) کافر شود، ما برای ستمگران آتشی را آماده کرده‌ایم که سرا پردة آن، آنها را در بر می‌گیرد و اگر (در آن آتش سوزان) فریاد برآورند (که آب) با آبی همچون فلز گداخته ب