د باشد و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.»
و خداوند آنها را می‌آزماید و آنها را تربیت و اصلاح می‌کند و اسباب نیکیهای بزرگ را برایشان میسر و آسان می‌گرداند: 
الف – می‌خواهد آنها را بیازماید و این آزمایش، باعث بروز بهترین توانائیها و استعداد در وجود مؤمنان می‌گردد. آن گاه هیچ چیزی برای انسان بهتر از حقی که به آن ایمان دارد نمی‌ماند و آن را والاترین ارزش می‌داند و در راه آن جهاد می‌کند و می‌کشد و کشته می‌شود. اگر زنده است به خاطر همان حق و معرفتی است که کسب نموده است و زندگی را جز در سایه آن حق دوست ندارد و تسلیم کسی نمی‌شود.
ب – خداوند می‌خواهد آنان را تربیت کند و از وجود آنان هر نوع میل و علاقه به کالاهای خاکی این دنیا را بیرون نماید و ضعفها را در وجود آنان از بین ببرد و قوی شوند و نقصها برطرف گردد و هر چیز ناشایست و نامناسب را از وجود آنها بزداید تا تمامی علاقه‌های آنان در یک کفه قرار بگیرند و در کفة دیگر لبیک به دعوت جهاد و چشم دوختن به رضای خدا باشد و این کفه سنگین‌تر از آن کفة دیگر باشد و خداوند می‌داند که وقتی به آنها اختیار انتخاب داده شود، آنها گزینة بهتر را انتخاب می‌کنند.
ج - می‌خواهد آنان را اصلاح کند. در رنجها و سختیهای جهاد در راه خدا و در معرض مرگ قرار گرفتن و یا در هر مرحله‌‌ای، برای انسان مجاهد خطرهایی که مردم را وا می‌دارد تا بسیاری از اخلاق و ارزشهای خود را برای نجات از آن دست بدهند ناچیز و حقیر است؛ چراکه این خطرها برای آنان که با آن خو گرفته‌اند، سهل و آسان است؛ خواه از آن خطرها جان سالم به در ببرد یا خطر او را فرا بگیرد و متوجه شدن به خدا در هر بار و در لحظات خطر کاری می‌کند که برق با اجسام می‌نماید و گویا این رویارویی، ساختار تازه‌ای برای دلها و جانها است که آن را بر اساس صفا و پاکی و خلوص شکل می‌دهد.
موارد ذکر شده اسباب اصلاح تمام جامعة بشری است که رهبری آن به دست مجاهدانی است که دلهایشان از وابستگی به تمامی کالاها و فریبندگیهای دنیا خالی است؛ مجاهدانی که زندگی برایشان ارزشی ندارد و آنها در راه خدا وارد خطرهای مرگ‌آفرین می‌شوند و در دلشان چیزی وجود ندارد که آنها را از خدا و چشم دوختن به رضای او باز دارد و به خود مشغول نماید. حقا که هرگاه رهبری جامعه بشری را چنین انسانهایی به دست بگیرند تمام زمین اصلاح می‌شود و بندگان اصلاح می‌گردند و برای چنین انسانهایی این موضوع که تسلیم کفر و گمراهی و فساد شوند و پرچم رهبری را به آنها بسپارند؛ در حالی که آنها این پرچم را با خون و جان و فداکاریهای فراوان به دست آورده‌اند، امر بسیار دشواری است.(6) 

5- ترساندن و خوار نمودن کافران وتضعیف توطئة آنان
خداوند می‌فرماید: 
(وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ) (انفال، 60)
«برای (مبارزه با) آنان تا آنجایی که می‌توانید نیرو و اسبهای ورزیده آماده سازید تا بدان دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید و کسانی دیگر جز آنها را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد. هر آنچه در راه خدا صرف کنید، پاداش آن به تمام و کمال به شما داده می‌شود و هیچ گونه ستمی نمی‌بینید.»
و می‌فرماید: 
(قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيکُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنصُرْکُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ(14) وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَيَتُوبُ اللّهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللّهُ عَلِيمٌ حَکِيمٌ(15)) (توبه، 14 – 15)
«با آن کافران بجنگید تا خدا آنان را به دست شما عذاب کند و خوارشان دارد و شما را برایشان پیروز گرداند و سینه‌های اهل ایمان را شفا بخشد و کینه را از دلهایشان بردارد و خداوند توبة هرکس را بخواهد، می‌پذیرد. خداوند آگاه و دارای حکمت فراوان است.»
و می‌فرماید: 
(فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَکِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاء حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ(17) ذَلِکُمْ وَأَنَّ اللّهَ مُوهِنُ کَيْدِ الْکَافِرِينَ(18)) (انفال، 17 – 18)
«شما کافران را نکشید؛ بلکه خدا ایشان را کشت و این تو نبودی که پرتاب کردی؛ بلکه خداوند پرتاب کرد تا بدین وسیله مؤمنان را خوب بیازماید. بی‌گمان خداوند شنوای آگاه است این (پیروزی مؤمنان و شکست کافران حق است) و خداوند مکر و کید کافران را سست می‌کند.»

6- رسوایی منافقان
خداوند متعال می‌فرماید: 
(مَّا کَانَ اللّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا کَانَ اللّهُ لِيُطْلِعَکُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَکِنَّ اللّهَ يَجْتَبِي مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَاء فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَکُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ) (آل عمران، 179)
«خدا بر این نبوده است که مؤمنان را به همان صورتی که شما هستید به حال خود واگذارد؛ بلکه خداوند، ناپاک را از پاک جدا می‌سازد و بر این نبوده است که شما را بر غیب مطلع سازد، ولی خداوند از میان پیغمبران خود هر که را بخواهد برمی‌گزیند؛ پس به خدا و پیغمبرانش ایمان بیاورید و اگر ایمان بیاورید و پرهیزگار شوید، پاداش بزرگی خواهید داشت.»
ابن کثیر می‌گوید: یعنی با مصیبتها دوستان خدا مشخص می‌گردند و دشمنان او رسوا می‌گردند و مؤمن بردبار و منافق فاسق باید با آن مشکل شناخته شوند؛ یعنی، خداوند به وسیلة جنگ احد مؤمنان را آزمایش کرد؛ پس ایمان و بردباری و پایداری و فرمانبرداری آنان از خدا و پیامبرش آشکار گردید و به وسیلة آن منافقان رسوا گردیدند و مخالفت و شانه خالی کردن آنها از جهاد و خیانتشان به خدا و پیامبرش، ظاهر و آشکار گردید(7). 

7- اقامة حکم خدا و نظام اسلامی در زمین
اقامة حکم خدا در زمین یکی از اهداف جهاد می‌باشد؛ خداوند متعال می‌فرماید: 
(إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاکَ اللّهُ وَلاَ تَکُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًا) (نساء، 105)
«ما کتاب به حق بر تو نازل کرده‌ایم تا میان مردمان طبق آنچه خدا به تو نشان داده است، داوری کنی و مدافع خائنان مباش.»

8- دفع تجاوز کافران
یکی از اهداف جهاد در اسلام، دفع تجاوز کافران است و این جهاد بر چند نوع است که برخی عبارتند از: 
الف – کافران بر گروهی از مؤمنان مستضعف که در سرزمین کفار زندگی می‌نمایند، تجاوز کنند به خصوص اگر این مؤمنان توانایی هجرت به سرزمینی دیگر را نداشته باشند؛ پس در این صورت بر دولت اسلامی واجب است که برای جهاد با کافرانی 