) و ارتداد عرب و بروز نفاق،‌ سهيل به آن دست يافت و به عنوان خطيب در مكه به ايراد سخن پرداخت و مردم را به ثبات بر دين حنيف تشويق نمود و گفت: «اي قريش، آخرين مردمان در قبول اسلام و اولين آنها در ارتداد نباشيد. هر كس ما را نسبت به اسلام دچار شک و تردید گرداند، گردنش را مي‌زنيم.»(2) 
رسول خدا (ص) از مثله نمودن سهيل صرف نظر كرد و اين عمل را؟ آفرينش خدا دانست و اين عمل بزرگي است كه رسول خدا (ص) آن را براي رهبراني كه در جنگها پيروز مي‌شوند، آموزش داد(3). 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویة، محمد صویانی، ج 2، ص 200.
2) التاریخ السلامی، حمیدی، ج 4، ص 181.
3) محمد رسول الله، عرجون، ج 3، ص 474.ابن‌عباس مي‌گويد: برخي از اسيران قادر به پرداخت بهاي آزادي خود نبودند. بنابراين، رسول خدا (ص) آنها را موظف نمود تا به فرزندان انصار سواد خواندن و نوشتن بیاموزد(1) . و هر كدام از آنها ده كودك را آموزش مي‌داد، اين عمل به جاي فديه‌ از او پذيرفته مي‌شد(2).  
پذيرفتن آموزش از اسيران در شرایطي كه مسلمانان شديداً به مال نياز داشتند، بيانگر نظر عميق اسلام در باب علم و معرفت و مبارزه با بي‌سوادي است. البته از ديني كه نخستين فرامينش به خواندن و نوشتن تشويق مي‌نمايد، اين عمل زياد شگفت‌آور نيست؛ چنانكه نخستين آيات و قرآن حامل اين پيام هستند:
(اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِي خَلَقَ(1) خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ(2) اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ(3) الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ(4)) (علق، 1-4)
«بخوان به نام ذاتي كه تو را آفريد. ذاتي كه انسان را از خون بسته‌اي آفريده است. بخوان! كه پروردگارت بزرگوار است. ذاتي كه به وسيلة قلم آموخت.»
با اين عمل، رسول خد ا(ص) نخستين فردي است كه هسته‌هاي اوليه مبارزه عليه بي‌سوادي و نشر خواندن و نوشتن را گذاشت. حقا كه اسلام، گوي سبقت را در اين زمينه از همه برده است(3). 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح السیرة النبویة، ص 261.
2) التربیة القیادیة، ج 3، ص 74.
3) السیرة النبویة، ابوشهبه، ج 2، ص 164 – 165.عبدالمطلب از میان فرزندانش، عبدالله را بیشتر از همه دوست می‌داشت و بعد از اینکه عبدالمطلب صد شتر به علّت نجات یافتن عبدالله، فدیه داد، آمنه بنت وهب ابن عبد مناف بن زهره بن کلاب که از شریف‌ترین زنان مکه از نظر نسب بود را به ازدواج عبدالله در آورد(1). 
هنوز محمد متولد نشده بود که عبدالله در گذشت و در مدینه نیز داییهایش (بنو عبد بن نجار) به خاک سپرده شد. او برای تجارت به شام رفته بود و در بازگشت، به مدینه رفت و شاید تقدیر به او می‌گفت: وظیفه تو در راستای تربیت فرزندت تمام شد و تربیت این جنین پاک برای رهبری بشر از تاریکیها به سوی نور، به عهدة خدای با حکمت و مهربان خواهد بود.
ازدواج عبدالله با آمنه، تنها عامل اصلی تولد رسول الله (ص) نبود؛ بلکه دعا و مژدة پیامبرانی همانند ابراهیم و عیسی علیهما السلام نیز چنین بود؛ چنانکه رسول الله فرمود: من نتیجة دعای پدرم ابراهیم و مژده عیسی هستم، مادرم دیده بود که نوری از او بیرون می‌آید که از آن قصرهای شام روشن می‌شوند.(2) 
دعای ابراهیم (ع)، در قرآن بدین صورت است:
(رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِکَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَيُزَکِّيهِمْ إِنَّکَ أَنتَ العَزِيزُ الحَکِيمُ) (بقره، 129)
«پروردگارا، از میان آنان پیامبری برگزین که آیات تو را بر آنان تلاوت نماید و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد و آنان را تزکیه بکند. همانا تو غالب و با حکمتی.»
ابن رجب در مورد سخن پیامبر اکرم (ص) فرمود: «مادرم دیده بود که نوری از او بیرون می‌آید که از آن، قصرهای شام روشن می‌شوند.» می‌گوید: بیرون آمدن این نور به هنگام تولد ایشان، اشاره به نور هدایتی است که اهل زمین به وسیلة آن هدایت می‌شوند و ظلمت شرک از بین می‌رود. همان طور که خداوند فرموده است:
(يَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءکُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَکُمْ کَثِيرًا مِّمَّا کُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَيَعْفُو عَن کَثِيرٍ قَدْ جَاءکُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِينٌ(15) يَهْدِي بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ(16))(مائده، 15 - 16)
«ای اهل کتاب، رسول ما (محمد) نزد شما آمده تا برای شما بسیاری از چیزهایی را که از کتاب (تورات و انجیل) پنهان می‌کردید، بیان کند و از بسیاری (از مسائل که نیازی بدانها نیست) می‌گذرد. از جانب خدا نزد شما نور و کتاب روشنگری آمده است. خداوند با آن، کسی را به راههای امن و امان هدایت می‌کند که در پی کسب خشنودی وی باشند و با خواست و فرمان خود، آنان را از تاریکیها بیرون می‌‌آورد و به سوی نور می‌برد و به راه راست رهنمود می‌شود.»
ابن کثیر می‌گوید: «اختصاص یافتن شام به پرتو نور رسالت اشاره به استقرار و پا بر جا شدن دین در سرزمین شام دارد. چنانکه شام در آخر الزمان، پایگاهی برای اسلام و مسلمانان می‌گردد و عیسی بن مریم در دمشق در مناره شرقی بیضاء نزول می‌نماید» و در صحیحین آمده است: «همواره گروهی از امت من بر حق خواهند ماند. هر کس آنان را خوار و یا با آنان مخالفت نماید، نمی‌تواند به آنان زیانی برساند و تا قیام قیامت آنان در مسیر حق باقی خواهند ماند.» و در صحیح بخاری آمده است که آنها در شام خواهند بود.(3) 
----------------------------------------------------------------------------
1) وقفات تربویه مع السیره، احمد فرید، ص 46.
2) احمد، ج 5، ص 262 – الحاکم، ج 2، ص 600 – مجمع الزوائد، ج 8، ص 222 و اسناد احمد حسن وله شواهد تقویه و قال الحاکم صحیح الاسناد و لم یخرجاه و وافقه الذهبی.
3) تفسیر ابن کثیر، ج 1، ص 184 – البخاری، کتاب الاعتصام بالکتاب و السنه، ج 8، ص 189، شمارة 7311.سرنوشت اسيران در اسلام در اختيار امام وقت است. امام، بايد با در نظر داشتن مصالح كلي مسلمانان يكي از موارد چهارگانه زير را اختيار نمايد:
1- قتل: آن حضرت قتل عقبه بن ابي معيط و نضر بن حارث را صلاح دانست. 
2- احسان نمودن: يعني آزاد كردن اسير بدون عوض؛ چنانچه پيامبر ابوعزة جمحي را آزاد نمود.
3- گرفتن فديه: آزاد كردن اسير در برابر پرداخت بهاي آزادي؛ چنانچه با عباس، نوفل بن حارث، عقيل بن ابي طالب و ديگران چنين بر خورد نمود.
4- برده‌گيري: چنانكه سعد بن معاد (رض) در مورد يهود بني‌قريظه چنين قضاوت نمود كه فرزندان و زنانشان به عنوان برده گرفته شوند و اموالشان تقسيم گردد و جنگجويانشان كشته شوند(1). 
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) غزوة بدر الکبری، ص 101.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:292.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:293.txt">تلاش جهت ترور نمودن رسول خدا(ص) و اسلام عمير بن وهب</a><a class="text" href="w:text:294.txt">درسها و نكات 