ِي الأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاکُم مَّا تُحِبُّونَ مِنکُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنکُم مَّن يُرِيدُ الآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَکُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنکُمْ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ) (آل عمران، 152)
«آن گاه كه آنها را داشتيد به اذن خداوند از پا در مي‌آورديد، خداوند به وعدة خويش وفا نمود تا اينكه سست شدید و در امر (مقاومت و رها كردن سنگرها) با هم اختلاف نموديد و نافرماني كرديد. بعد از اينكه خداوند به شما نشان داد آنچه را كه دوست داشتيد، بعضي از شما ارادة دنيا را داشت و برخي از شما ارادة آخرت را؛ سپس شما را از آنان (پيروزي بر دشمن) بازداشت تا شما را بيازمايد. خداوند از (كوتاهي) شما صرف‌نظرنمود و خداوند بر مؤمنان داراي فضل و مرحمت است.»
در اين شيوة قرآني، حكمتي عملي و تربيتي نهفته است كه براي اهل تربيت و ارشاد از اهمیت خاصی برخوردار است(1). 
-------------------------------------------------------------------------------
1) صور و عبر من الجهاد النبوی فی المدینه، ص 137.خداوند متعال مي‌فرمايد:
(وَکَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ کَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَکَانُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ(146) وَمَا کَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِينَ(147) فَآتَاهُمُ اللّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ(148)) (آل عمران، 146-148)
«چه بسا پيامبراني كه همراه آنان مردان خدایي فراوان مبارزه مي‌كردند. پس در برابر آنچه به آنها در راه خدا رسيد، نه سست و نه ضعيف شدند و خداوند صابران را دوست دارد.
تنها سخنشان اين بود: خداوندا، گناهان ما را ببخش و از تندرويهايمان صرف‌نظر فرما، كامهايمان را استوار گردان و ما را برقوم كافر پيروز گردان. خداوند پاداش دنيا و پاداش نيكوي آخرت را از آن آنان گردانيد، خداوند نيكوكاران را دوست دارد.»
ابن‌كثير مي‌گويد: خداوند در اين آيات و آيات گذشته به سرزنش کسانی می‌پردازد كه در جنگ احد شكست خوردند و با شنيدن خبر كشته‌شدن پيامبر، ميدان جنگ را رها كردند(1). 
خداوند نیز به بیان نمونه‌هايي از مجاهدان امتهاي گذشته می‌پردازد كه تعدادشان زياد بود و در راه خدا در ركاب پيامبرشان حركت مي‌كردند و در برابر مصيبتها و شكستها سست نمي‌شدند و از ادامة جهاد دست نمي‌كشيدند و با صبر و استقامت به مبارزه ادامه مي‌دادند بنابراین، شرح حال اين آيات به آن دسته از مسلمانان می‌پردازد كه از شايعة قتل پيامبر دچار ضعف و سستي شدند و خداوند متعال به شرح حال ربانيين گذشته و آنچه آنها در چنين شرایطي اظهار مي‌نمودند، می‌پردازد تا مسلمانان آنان را الگو قرار دهد؛ چنانکه می‌فرماید: 
(وَمَا کَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِينَ) (آل عمران، 147)
مجاهدان با وجود اینکه افرادی ربانی بودند، امّا علل اصلی شکست را به خود نسبت دادند و این در حقیقت نوعي تحقیر نفس و اعتراف به تقصير است و آنان استغفار از گناهان را برطلب ثبات و اقدام در برابر دشمن مقدم كردند و از آنجا که خواسته‌هايشان از خداوند متعال، كاملاً از روي طهارت، پاكي و خضوع بود بنابراین، نصرت و امداد الهي به سراغشان آمد: 
(فَآتَاهُمُ اللّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) و با اين عملكردشان، ثواب هر دو جهان را کسب نمودند؛ يعني، پيروزي و غنيمت در دنيا و پاداش نيك در آخرت.
بدين جهت آنها بهترين الگو براي مسلمانان مجاهد قرار گرفتند و خداوند متعال ثواب آخرت را با صفت «حسن» ذكر نمود كه اشاره به فضل و ارجحيت و تقدم ثواب آخرت بر پاداش دنيا دارد(2). 
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر ابن کثیر، ج 1، ص 41.
2) المستفاد من قصص القرآن، ج 2، ص 204.زاثبات این موضوع در مخالفت تيراندازان با دستور رسول خدا و ارتكاب آن اشتباه نافرجام كه منجر به تغيير تمام معيارها و وقوع خسارتهاي عميق گرديد، مشخص می‌گردد.
اهميت اطاعت از امير و فرمانده در جنگ احد بعد از كنار كشيدن عبدالله بن ابي و ديگر منافقان که تأثيري بر صفوف مسلمانان نگذاشت، آشکار می‌گردد اما اشتباهي كه تيراندازان در پي مخالفت دستور رسول خدا (ص) كه هر كدام براي انجام مأموريت خاصي در نظر گرفته شده بود، مرتكب شدند، موجب گردید تا خداوند متعال دشمن را برآنان مسلط گرداند و به سبب نافرماني از دستورات فرمانده خسارتهایي به آنان وارد شد كه فراگير بود و دعوت اسلامي در نخستين مرحله از حيات خويش دچار شكست گرديد.مسلمانان با اطاعت از دستورات رسول خدا (ص) و عمل نمودن به توجيهات فرمانده خود، عبدالله بن جبير، به پیروزی رسیدند و مخالفت از دستورات پیامبر و رها نمودن کوه جهت جمع‌آوری غنایم موجب شکست آنان را فراهم آورد(1).  
چنانكه خداوند مي‌فرمايد:
(إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوکُمْ فِي أُخْرَاکُمْ فَأَثَابَکُمْ غُمَّاً بِغَمٍّ لِّکَيْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلاَ مَا أَصَابَکُمْ وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ) (آل عمران، 153)
«آن گاه كه پراكنده مي‌شديد و مي‌گريختيد و بر كسي توجه نمي‌كرديد و پيامبر از پشت سر، شما را صدا مي‌زد؛ پس در برابر غم، خدا نیز شما را دچار غم نمودید. اين بدان خاطر بود كه ديگر براي آنچه از دست داده‌ايد و برآنچه به شما رسيده است، غمگين نشويد و خداوند از آنچه انجام مي‌دهيد، آگاه است.»
شيخ محمد بن عثيمين مي‌گويد: نتيجة اطاعت نکردن و سرپيچي از دستور رسول خدا(ص) بود كه برخي از صحابه در حالي كه در راه اعتلاء كلمه‌الله مبارزه مي نمودند با پيروزي اولیه مسلمانان تصور نمودند که دشمن شكست خورده است و جايگاهي را كه پيامبر به آنها دستور داده بود كه آن را رها نكنند، ترك نمودند و دشمن نيز از پشت سر بر آنها يورش آورد و آن آزمون سخت به وقوع پيوست. خداوند متعال در مورد این موضوع می‌فرماید:
(وَلَقَدْ صَدَقَکُمُ اللّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاکُم مَّا تُحِبُّونَ مِنکُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنکُم مَّن يُرِيدُ الآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَکُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنکُمْ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ) (آل عمران، 152)
معصيت مزبور كه موجب گردید پیروزی قریب‌الوقوع به شکست تبدیل شود، صرفاً يك معص