یند : ابر متراکمی است؛ پس ایشان را به حال خود واگذار تا برسند به روزی که در آن هلاک می‌گردند.»
ابن کثیر می‌گوید: این آیات بیانگر اثبات ربوبیت و توحید الوهیت می‌باشد؛ چنانکه می‌فرماید:
(أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ) (طور، 35)
یعنی آیا بدون پدیدآورنده‌ای پدید آمده‌اند؟ یا اینکه خودشان خود را آفریده و پدید آورده‌اند؟ یعنی نه این و نه آن؛ بلکه خداوند است که آنها را آفریده و آنان را بعد از آنکه هیچ چیزی نبودند، پدید آورده است(2). 
این آیه ازنظر دلیل عقلی در نهایت قوت قرار دارد؛ چون پدید آمدن آنها بدون دخالت، امری است که فطرت آن را نمی‌پذیرد و به جدال و جر و بحث نیرو و اراده‌ای نیاز ندارد، اما این ادعا را نیز ننموده‌اند که آنها خودشان، خود را آفریده باشند و هیچ آفریده و مخلوقی ادعای آن را نمی‌کند و وقتی که این دو فرضیه به حکم منطق فطرت امکان ندارد، چیزی جز حقیقتی که قرآن می‌گوید، باقی نمی‌ماند و آن اینکه همة آنان، آفریده‌های خداوند هستند(3). 
فطرت یعنی آنچه از دیدگاه عقلی بدیهی و ثابت است. در مورد ملزم ساختن به اقرار به خالقیت و الوهیت خداوند، سعدی می‌گوید: «و این استدلال علیه آنها امری است که در آن راهی جز تسلیم شدن به حق یا بیرون رفتن از آنچه عقل و دین ایجاب می‌کند وجود ندارد؛ چون آنها وقتی یگانگی خداوند را انکار می‌کنند و پیامبرش را تکذیب می‌نمایند، این کارشان مستلزم این است که گویا نمی‌پذیرند، خداوند آنها را آفریده است. در حالی که از نظر عقلی و شرعی واضح است که این  جریان از سه حالت خارج نیست : یا اینکه آنها بدون آفریننده، آفریده شده‌اند و بدون اینکه پدید‌آورنده‌ای داشته باشند، پدید آمده‌اند و این محال و غیرممکن است؛ یا اینکه خودشان خود را آفریده‌اند و این نیز محال و غیرممکن است؛ چون ممکن نیست کسی خود را بیافریند؛ پس وقتی این دو امر باطل شدند و ناممکن بودنشان روشن شد، نوع سوم مقرر می‌گردد و آن اینکه خداوند، آنها را آفریده است. بنابراین، فقط او شایستة عبادت است و بس.»(4) 
3- شیوة اهمیت قائل نشدن به سخنان مشرکان و باطل نمودن آنان
این شیوه‌ای قوی در ساکت کردن مخالفان مغرور و متکبر است که به گفته‌هایشان اهمیتی داده نشود و به برخی از حجتهای باطل آنها اعتنایی نگردد تا از کشمکش و جدال جلوگیری شود و حجتی قاطع ارائه گردد که غرورشان را از بین ببرد و دلیلشان را باطل گرداند. داستان موسی و فرعون نمونه‌ای طولانی از این شیوه است که موسی از هر اعتراض و شبهه‌ای که فرعون وارد می‌کرد، روی بر می‌تافت و به آن توجه نمی‌نمود و به ابطال ادعای الوهیت فرعون از خلال حجت روشن عقلی که بر ربوبیت و الوهیت خداوند دلالت می‌نمود، پرداخت و این داستان در سورة شعراء آمده است؛ چنانکه خداوند می‌فرماید:
(قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِينَ(23) قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إن کُنتُم مُّوقِنِينَ(24) قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ(25) قَالَ رَبُّکُمْ وَرَبُّ آبَائِکُمُ الْأَوَّلِينَ(26) قَالَ إِنَّ رَسُولَکُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْکُمْ لَمَجْنُونٌ(27) قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن کُنتُمْ تَعْقِلُونَ(28) قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ(29)) (شعراء، 23 - 29)
«فرعون گفت: پروردگار جهانیان کیست؟ (موسی) گفت: پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر شما راه یقین می‌پوئید. (فرعون رو) به اطرافیان خود کرد و گفت: آیا نمی‌شنوید؟ (موسی) گفت: پروردگار شما و نیاکان پیشین شماست. (فرعون) گفت: پیغمبری که به سوی شما فرستاده شده است، قطعاً دیوانه است. (موسی) گفت: او پروردگار طلوع وغروب و همه چیزهایی است که در میان آن دو قرار دارد، اگر شما عاقل می‌بودید. (فرعون) گفت : اگر جز مرا به پروردگاری برگزینی تو را از زمرة زندانیان خواهم کرد.»
روش و شیوه‌های قرآنی که پیامبر اکرم (ص) در مجادله با مشرکان استفاده نمود، آنان را به بن‌بست رساند بنابراین، اندیشة کج و منحرفشان، آنان را به این رهنمود کرد که از آن حضرت چیزهایی درخواست نمایند که هدفی جز لجاجت و سخت‌سری و ناتوان کردن پیامبر اکرم (ص) چیز دیگری نداشتند. آنها از رسول خدا موارد زیر را درخواست نمودند:
الف – برای آنها از زمین چشمه‌ای بجوشاند.
ب – یا اینکه باغی از درختان خرما و انگور داشته باشند که جویبارها در زیر آن جاری باشند.
ج – یا اینکه آسمان را قطعه قطعه پایین بیندازد، آن گونه که روز قیامت چنین می‌شود.
د – یا اینکه خدا و ملائکه را روبرو بیاورد.
و – یا به آسمان بالا برود یعنی نردبانی بر گیرد و از آن به آسمان بالا رود.
ز – از آسمان کتابی بیاورد که آنها بخوانند. مجاهد می‌گوید: یعنی برای هر یک نامه و کتابی از آسمان بیاورد که در آن نوشته شده باشد، این کتابی از جانب خدا برای فلانی فرزند فلانی است(5). 
درخواست امور خارق‌العاده و معجزات، برنامه‌ای است که در طول تاریخ همواره انسانها در هر مرحله از زمان، آن را از پیامبران درخواست می‌نمودند. رسول خدا با اینکه شیفتة این بود که قومش ایمان بیاورند و در این راه جانفشانی می‌نمود، اما تربیت الهی و ادب پیامبرانه که او بدان آراسته بود، ایشان را از طلب نمودن و خواستن معجزه باز می‌داشت. بنابراین، خواسته‌های آنان را از خداوند طلب نمی‌کرد(6). 
پیامبر اکرم (ص) در مقابل درخواست آنان می‌فرمود: «من با این چیزها به سوی شما فرستاده نشده‌ام من از جانب خداوند برایتان چیزهایی آورده‌ام که با آن فرستاده شده‌ام و آنچه به همراه آن به سوی شما فرستاده شده‌ام، آن را به شما رسانده‌ام. اگر آن را بپذیرید، در دنیا و آخرت خوشبخت خواهید شد و اگر آن را به من برگردانید و قبول نکیند، منتظر فرمان الهی می‌مانم و صبر می‌کنم تا خداوند میان من و شما قضاوت نماید.»(7) 
امید پیامبر خدا به ایمان آوردن قومش، به یاس و ناامیدی تبدیل گشت؛ چرا که آنها او را رها کردند. وقتی دید که آنها از او دوري می‌جویند، با تأسف و اندوه به خانه‌اش برگشت و خداوند این لجاجت و سخت‌سری آنها را بیان نمود و فرمود:
(وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَکَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا(90) أَوْ تَکُونَ لَکَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا(91) أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ کَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا کِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِکَةِ قَبِيلاً(92) أَوْ يَکُونَ لَکَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّکَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا کِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ کُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً(93) وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى إِلاَّ 