يف چنين عمل نمود.
3- بنابراين، نظر فقها مبني بر تخريب خانه‌ها و كندن درختان را بايد به این دلیل دانست؛ چراکه مردم عادي دشمن محسوب نمي‌شوند؛ بلكه دشمن كسي است كه سلاح بدست بگیرد و بجنگد(3). 
------------------------------------------------------------------------------------------
1) حدیث القلرآن الکریم، ج 1، ص 274.
2) تفسیر طبری، ج 28، ص 34.
3) خاتم النبیین، محمد ابوزهره، ج 2، ص 265-269.خداوند بعد از اخراج بني‌نضير، حكم دارائيهايي را كه در اين غزوه نصیب مسلمانان گردید، بيان نمود و فرمود:
(وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِکَابٍ وَلَکِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) (حشر، 6)
«چيزهايي را كه خداوند از دارائي ايشان به پيغمبر خود ارمغان داشته است،‌ شما برآن اسب ندوانديد كه با جنگ تصرف نموده باشيد؛ بلكه خداوند، پيغمبران خود را بر هر كس كه بخواهد، چيره مي‌گرداند و خداوند بر هر كاري غالب است.»
خداوند بیان نمود كه اموال باقيمانده از بنی‌نضير، بدون درگيري و جنگ نصیب مسلمانان گردیده است؛ زيرا مسلمانان نه اسبي و نه شتري دواندند؛ بلکه به آنجا رفتند و دشمن با صلح در قبال رفتن و ترك كردن آن سرزمين،‌ دارائيهايشان را به پيامبر دادند. اين اموال صرفاً از آن رسول خدا بود؛ به همين جهت مصرف يك سال خانوادة خود را از آنها برداشت و بقيه را صرف تهيه سلاح و تجهيزات نظامي مسلمانان كرد(1). 
در ادامه خداوند به طور كلي احكام غنایم بدست آمده از كفار را بيان نموده و فرموده است:
(لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ) (حشر، 8)
«همچنين غنائم از آن فقراء مهاجريني است كه از خانه و كاشانه و اموال خود بيرون رانده شدند. كساني كه فضل و خوشنودي خدا را مي‌خواهند و خدا و پيغمبرش را نصرت مي‌نمايند؛ آنها صادقان هستند.»
پیامبر اکرم (ص) بعد از اینکه اموال بني‌نضير در اختيار ایشان قرار گرفت، ثابت بن قيس را فراخواند و به وي گفت: «قومت را گرد بياور.» ثابت گفت: فقط خزرجيان را؟ پيامبر فرمود: «همه انصار را» ثابت نيز همه انصار را فراخواند.
رسول خدا (ص) نخست حمد و ثناي خدا را بيان نمود؛ سپس به بيان خدمات ارزشمند انصار در راه خدا پرداخت و خطاب به آنها فرمود: «اگر دوست داريد، اين اموال را بين شما و مهاجران تقسيم كنم و اگر هم دوست داريد، آنها را به مهاجران می‌دهم تا از خانه‌هاي شما بيرون روند!»
سعد بن عباده و سعد بن معاذ گفتند: آنها را ميان مهاجران تقسيم كنيد و همچنان در خانه‌هاي ما بمانند. آن گاه همه انصار گفتند: ما به تقسيم خدا و رسول او راضي هستيم(2). 
رسول خدا این اموال را ميان مهاجران تقسيم نمود و به غير از ابودجانه وسهل بن حنيف كه شديداً نيازمند بودند به انصار چیزی نداد(3) . با وجود اينكه اموال فوق صرفاً به رسول خدا (ص) متعلق بود؛ ولي باز هم به خاطر تسلي و رضايت انصار، آنها را گرد آورد و با آنان به مشورت پرداخت و اين نمونه‌اي از شيوه رفتاري و سياسي رسول خدا است.
هدف اصلی پیامبر اکرم (ص) از اين شیوة تقسيم، کاستن مشكلات انصار بود؛ زيرا مهاجران قبل از آن در خانه‌هاي انصار زندگی می‌کردند؛ ولي بعد از اين جريان، در منازل بنی‌نضير سكني گزيدند(4).  
تقسيم اموال بني‌نضير، تحولي عظيم در سياست مالي دولت اسلامي به وجود آورد؛ چراکه قبل از اين غزوه، غنایم جنگي به مجاهداني كه در جنگ شرکت كرده بودند، تعلق می‌گرفت، اما بعد از اين غزوه، سياست جديدي در تقسيم غنایم پديد آمد. در اين سياست غنایم به دو قسم تقسيم مي‌شدند كه عبارت بودند از:
1- غنایمي كه مجاهدان با سرنيزه و شمشير به دست آورده بودند؛ اين غنایم بعد از اخراج سهم دولت كه يك پنجم بود، در ميان مجاهدان تقسيم مي‌شد.
2- غنایمي كه بدون جنگ به دست مسلمانان افتاده است؛ اين غنایم در اختيار رئيس دولت اسلامي قرار مي‌گرفت تا آنها را براساس تشخيص مصلحت براي سامان دادن به اوضاع اقتصادي كشور، رفع مایحتاج فقرا، تجهيزات نظامي و تاسيس پروژه‌هاي مورد نياز هزينه نماید.
خداوند متعال نيز در دو آيه فوق به بيان علل اين فرامين پرداخته است:
(مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاکِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ کَيْ لَا يَکُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاء مِنکُمْ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ) (حشر، 7)
«آنچه خداوند از اهالي اين آباديها، به پيغمبرش ارزاني داشته است، متعلق به خدا، پيغمبر، خويشاوندان پيغمبر، مستمندان و مسافران مي‌باشد. اين بدان خاطر است كه اموال، تنها در ميان اشخاص ثروتمند شما دست به دست نگردد. آنچه را پيغمبر به شما دستور داده است، عمل نمائيد و از آنچه شما را بازداشته است، بازآئيد. از خدا بترسيد، خداوند سخت عذاب دهنده است.»
سياست شريعت اسلامي می‌بایست بر اين اصل استوار باشد كه اموال فقط در دست اغنياء و گروه خاصي دست به دست نگردد؛ چنانكه همه مراجع اسلامي مربوط به امور اقتصاد و دارایي به اين نكته تأكيد دارند كه بايد به تشکیل جامعه‌اي متعادل و برابر اقدام نمود كه همه طبقات در آن به نوعي سهيم باشند.
بر این اساس، اگر امروز هم احكام شريعت اسلامي و برنامه‌هاي ويژه مربوط به امور اقتصادي مانند: زكات، نبود معاملات ربوي و نبود احتكار اجرا بشوند، همه طبقات جامعه از اقتصاد خوبي بهره‌مند خواهند بود؛ هرچند كه نمي‌توان تفاوتها را از ميان برداشت، اما مایحتاج تمامی افراد به قدر كفايت برآورده خواهد شد و هیچ نیازمندی در جامعه اسلامی پیدا نخواهد شد(5). 
بعد از بيان علل توزيع اموال غنيمت، خداوند، مسلمانان را به پيروي از دستورات پیامبر اکرم (ص) و انجام ندادن آنچه وي نهي كرده است، دستور داده است و ا؟؟؟؟ این امور را، از لوازم ايمان دانسته و همچنين آنها را به رعايت تقوا واداشته و از عذاب دردناك الهي برحذر داشته است.
خداوند مي‌فرمايد:
(مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاکِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ کَيْ لَا يَکُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاء مِنکُمْ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ) (حشر، 7)
يعني آنچه به شما دستور داده است، آن را انجام دهيد و از آنچه شما را نهي كرده است، باز آئيد؛ زيرا خدا، شما را به خير و صلاح دستور مي‌دهد و از شر و  فساد باز مي‌دارد. (وَاتَّقُوا ال