: كافر شو! اما هنگامي كه كافر مي گردد؛ شيطان مي گويد: من از تو بيزار و گريزانم؛ چرا كه من از خدا يعني پروردگار جهانيان مي‌ترسم.»
خداوند متعال در اين آيات از منافقاني چون عبدالله بن ابي و همدستان وی كه به يهود بني‌نضير وعده همكاري داده بودند، خبر مي‌دهد.(لِإِخْوَانِهِمُ) يعني كساني كه با يهود عهد و پیمان برادري بسته‌اند. بنابراین خداوند، منافقان را برادران يهود تعبير نمود؛ چراکه آنان در كفر با هم يكي هستند، هر چند كه نوع كفرشان متفاوت است.
(لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ) يعني به خدا سوگند كه اگر شما از ديارتان بيرون كرده شويد، ما نيز همراه شما بيرون خواهيم شد.(وَلَا نُطِيعُ فِيکُمْ أَحَدًا) و در قضيه شما سخن هيچ كسي را نمي‌پذيريم. (وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ) يعني اگر مسلمانان با شما جنگيدند، ما نيز شما را عليه مسلمانان ياري مي‌كنيم؛ سپس خداوند آنها را تكذيب مي‌نمايد و مي‌فرمايد: 
(وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ) يعني خدا مي‌داند كه منافقان دروغ مي‌گويند(2). 
سپس خداوند مي‌فرمايد:
(وَلَئِن نَّصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ)
اگر منافقان، از یهود حمایت نمایند، مسلمانان متحمل هيچ ضرر و زياني نمي‌شوند؛ زيرا بعد از مدت زمانی اندک، هر دو گروه منافقان و يهود میدان معرکه را ترک خواهند نمود.
سپس خداوند به بيان واقعیتی مهم از خصوصيات يهود و منافقان مي‌پردازد و مي‌گويد:
(لَأَنتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِم مِّنَ اللَّهِ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُونَ)
يعني اي مسلمانان! ترس و هراسي كه منافقان و يهود از شما دارند، به مراتب از ترسي كه از خدا دارند، بيشتر است و آنان ملتي بي شعور هستند؛ چراکه نسبت به خدا و عظمت او آگاهی ندارند تا خشم و ترس او در دلهایشان ایجاد گردد(3). 
آن گاه خداوند، پرده از خصوصيات رواني يهوديان برداشته و ترسو بودن و بزدلي آنان را ترسيم نموده و فرموده است:
(لَا يُقَاتِلُونَکُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرًى مُّحَصَّنَةٍ)
يعني آنها نمي‌توانند با شما رو در رو و در ميدان باز بجنگند؛ بلكه از پشت دژها و ديوارهاي محكم و در حالي كه خود را استتار نموده‌اند، با شما خواهند جنگيد.
در ادامه، قرآن به بيان برخي از عوامل ضعف و سستي آنها پرداخته و گفته است: 
(بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْقِلُونَ)
يعني شما يهوديان را در ظاهر متحد و هماهنگ مي‌بينيد، اما در واقع آنها چنين نيستند؛ بلكه عداوتشان نسبت به يكديگر خيلي شديد است. شما آنها را متحد تصور مي‌كنيد، اما قلبهايشان با يكديگر فاصله دارد؛ زيرا آنها ملتي بي‌خرد هستند كه از حق گريزان و دوستدار باطل هستند(4). 
اين آيات كه بيانگر ترس و اضطراب و دودستگي يهود و منافقان است، به مسلمانان شجاعت و شهامت مي‌بخشيد؛ سپس خداوند، مثالي ديگر براي منافقان كه به يهود وعده همكاري دادند و آنها را به مقاومت تشويق نمودند، ولي به وعده خود عمل نكردند، بيان نموده است:
(کَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنکَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ(16) فَکَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا وَذَلِکَ جَزَاء الظَّالِمِينَ(17)) (حشر، 16-17)
«مثال آنها مانند شيطان است كه به انسان گفت: (با خدا) كفر كن. بعد از اينكه او كفر ورزيد، گفت: من از تو بيزارم؛ من از خدا كه پروردگار جهانيان است مي‌ترسم و سرانجام هر دوي آنها براي هميشه در آتش بسر خواهند برد و اين است پاداش ستمكاران» منافقان با وجود اینکه به يهود وعده همكاري دادند، اما وقتي كه يهود در محاصره قرار گرفتند و عرصه بر آنها تنگ شد، آنان را رها كردند و به كام مرگ سپردند بنابراین مثال منافقان در اين قضيه، مانند شيطان است كه انسان را وادار به كفر مي‌كند، سپس از وي فاصله مي‌گيرد و مي‌گويد: من از خدا مي‌ترسم. و جایگاه هر دو آتش دوزخ است.»(5) 
----------------------------------------------------------------------------------
1) حدیث القرآن الکریم، ج 1،ص 264.
2) المستفاد من قصص القرآن، ج 2، ص 282.
3) المستفاد من قصص القرآن، ج 2، ص 283.
4) حدیث القرآن الکریم عن غزوات الرسول، ج 1، ص 293-294.
5) المستفاد من قصص القرآن، ج 2، ص 284.خداوند در ادامه آيات سوره حشر مي‌فرمايد:
(وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(19) لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ(20)) (حشر، 19-20)
«مانند كساني نباشيد كه خدا را از ياد بردند و خدا هم خودشان را از ياد خودشان برد؛ آنها فاسق هستند. بهشتیان و دوزخیان یکسان و برابر نیستند؛ بهشتیان رستگار و پیروز هستند.»
آيات فوق، بيانگر اصل مهمي در مورد محاسبه نفس مي‌باشد كه انسان همواره می‌بایست به تزکیه نفس خویش بپردازد و چون مسلمانان بر دشمنانشان پيروز گشتند و مال هنگفتي نصيب آنان شد كه باعث رشد اقتصاد جامعه آنان گرديد، خداوند بلافاصله توجه مسلمانان را به آخرت و آمادگي براي آن جلب نمود و افراد جامعة اسلامي را به ايمان و لزوم تقوا و رعايت اوامر و نواهي الهي و توجه داشتن به آخرت واداشته است و از مسلمانان خواسته است تا با قلب و قالب به سوي آخرت روي آورند و در انجام اعمال نيك، تلاش نمايند و موانعي كه در مسير جلب رضايت الهي قرار دارد را از بين بردارند(1)  و علت اینکه قرآن، قيامت را با كلمه «غد» (فردا) تعبير نموده است، بيانگر نزديك بودن آن مي باشد(2). 
خداوند، خاطرنشان ساخته كه او بر همه كردار و شؤون زندگي آدمي آگاه است و اين هشدار بدان جهت است تا مؤمنان همواره مراقب اعمال و رفتار خود باشند.
در پايان، خداوند، تساوي بين اهل بهشت و دوزخ را نفي نموده و بيان داشته است كه اهل بهشت رستگار و بهره‌مند از نعمتهاي هميشگي خداوند بوده‌اند و از عذاب الهي نجات يافته‌اند، اما اهل دوزخ، خسارت‌ديدگان واقعي هستند. بديهي است كه اين وعظ و ارشاد تأثير به سزائي در دلهاي مؤمنان به جا مي‌گذارد و آنها را به ادامه راهشان به سوي بهشت ياري مي‌كند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر السعدی، ج 7، ص 340.
2) المحرر و الوجیز، ج 14، ص 390.خداوند در ادامه آيات سوره حشر مي‌فرمايد:
(لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَکَّرُونَ) (حشر، 21)
«اگر اين قرآن را بر كوهي نازل مي‌نموديم، كوه را از ترس خدا خاضع و شكافته شده مي‌يافتي. ما اين مثالها را براي مردمان بيان مي‌داريم؛ شايد كه ايشان بينديشند.»
مضمون آیه این است که اگر كوه مانند 