ان به اسباب نزول آیات پی برد بنابراین، آشنایی با زندگی پیامبر اکرم(ص)  علما و دانشمندان را برای فهمیدن و فهماندن آیات قرآن و استدلال از آن و به سربردن با حوادث آن، یاری می‌کند و آنها احکام شرعی و اصول سیاست اسلامی را از آن، استخراج می‌نمایند و به معارف درستی در علوم مختلف اسلامی دست می‌یابند و در پرتو سیرة پیامبر اکرم (ص) است که علما، ناسخ و منسوخ و دیگر علوم را درک می‌نمایند و روح اسلام و اهداف والای آن را درمی‌یابند. همچنین انسانهای متّقی و پرهیزگار با مفاهیم زهد و حقیقت و هدفش آشنا می‌شوند.
سیرة پیامبر اکرم (ص) برای تاجران نیز الگو و نمونه است؛ چراکه تاجران، از سیره، مقاصد تجارت و قوانین و راههای آن را می‌آموزند و آنهایی که گرفتار مشکلات هستند، بالاترین درجات صبر و پایداری را از سیرة پیامبر اکرم (ص) فرا می‌گیرند و در نتیجه اراده‌هایشان برای حرکت در راه دعوت به اسلام، تقویت می‌گردد و اعتمادشان به خداوند عزوجل بیشتر می‌شود و به طور حتم به این نکته پی می‌برند که سرانجام، از آن پرهیزگاران است.(1) 
آخرالامر اینکه امت، از سیره پیامبر اکرم (ص) آداب والا و اخلاق پسندیده و عقاید سالم و عبادت درست و روح بلند و پاکیزگی قلب و محبت جهاد در راه خدا و شوق شهادت را می‌آموزد. بدین جهت بود که علی بن الحسین فرمود: «ما غزوه‌های پیامبر را همانند سوره‌های قرآن یاد می‌گرفتیم» و از محمد بن عبدالله شنیدم که به نقل از عمویم زهری می‌گفت: در دانش غزوه‌ها، دانش دنیا و آخرت نهفته است و اسماعیل بن محمد بن سعد بن ابی وقاص گفت: «پدرم جنگهای پیامبر را به ما می‌آموخت و آن را برای ما تکرار می‌کرد» و می‌گفت: «اینها شاهکار پدرانتان است، آنها را از یاد نبرید.»(2) 
بررسی سیره و رهنمود‌های پیامبر اکرم (ص) در تربیت امت و تشکیل حکومت، به علما و رهبران و فقها وحاکمان کمک می‌کند تا با شناسایی عوامل پیشرفت و سقوط، راه قدرت یافتن اسلام و مسلمانان را دریابند و با شناخت کامل سیرة پیامبر اکرم (ص) در تربیت افراد و پرورش انسانهای مؤمن و احیای جامعه و برپایی دولت، آشنا شوند و مسلمانان حرکت پیامبر اکرم (ص) را در تمامی مراحل دعوت و توانایی او را در مواجه شدن با روشهای مشرکان دربارة مبارزه با دعوت، می‌شناسند و برنامه‌ریزی دقیق اورا در هجرت به حبشه و تلاش ایشان برای قانع کردن اهل طائف با دعوت و عرضه کردن اهداف خود در موسم حج بر قبایل و دعوت تدریجی آن حضرت از انصار، برای پذیرفتن اسلام و سپس هجرت مبارک ایشان به مدینه را مشاهده می‌نمایند.
با تفکر و اندیشیدن در واقعه هجرت پیامبر اکرم (ص) و چگونگی برنامه‌ریزی و اجرای آن و مقدمات هجرت و آنچه بعد از آن، اتفاق افتاده است، به این نتیجه خواهیم رسید که منبع اصلی برنامه‌ریزی پیامبر اکرم (ص) وحی بوده است و برنامه‌ریزی در کارها، جزئی از سنت و بخشی از تکلیف الهی در همة اموری است که از مسلمانان، خواسته شده است. مسلمانان، از روش پیامبر اکرم (ص)، تمام فنون فرماندهی جنگ و مهارت در ادارة هر مرحله و مهارت در انتقال از سطحی به سطحی دیگر را می‌آموزند و فرا می‌گیرند که پیامبر اکرم (ص) چگونه با قدرتهایی مانند یهودیان و منافقان و کفار و نصاری برخورد نمودند و چگونه بر همة این دشمنان به سبب توفیق الهی و پایبندی به شرایط پیروزی و اسبابی که خداوند در کتابش به آن راهنمایی نموده است، پیروز گردیده است.
مهم‌ترین و اصلی‌ترین عامل قدرت یافتن و دست یافتن به عزت و قدرت گذشته و حاکم قرار دادن شریعت پروردگار در زندگی مسلمانان وابسته به پیروی از رهنمودهای پیامبر است؛ چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:
(قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْکُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ) (نور، 54)
«بگو از خدا و از پیغمبر اطاعت کنید. اگر سرپیچی کردید و رویگردان شدید، بر او (محمد) انجام چیزی واجب است که برعهدة وی نهاده شده است و بر شما هم انجام چیزی واجب است که برعهدة شما نهاده شده است. اما اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید یافت (در هر حال) بر پیغمبر جز ابلاغ روشن و تبلیغ آشکار نیست.»
مضمون آیه بر این امور دلالت می‌کند که پیروی از پیامبر اکرم (ص) تنها راه اصلی عزت و قدرت یافتن امت اسلامی است؛ چنانکه خداوند در این مورد می‌فرماید: 
(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِکُونَ بِي شَيْئًا وَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(55) وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ(56)) (نور، 55-56)
«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده می‌دهد که آنان را قطعاً جایگزین در زمین خواهد کرد. همان گونه که پیشینیان را جایگزین قبل از آنان کرده است. همچنین آئین ایشان را که برای آنان می‌پسندد، حتماً پابرجا و برقرار خواهد ساخت و نیز خوف و هراس آنان را به امنیت و آرامش مبدل می‌سازد. آن گاه مرا می‌پرستند و چیزی را شریکم نمی‌گردانند. بعد از این کسانی که کافر شوند، آنان کاملاً فاسقان هستند و نماز را بخوانید و زکات را بپردازید و از پیغمبر اطاعت کنید تا اینکه به شما رحم شود.»
پیامبر اکرم (ص) و یارانش قبل از تشکیل حکومت و دولت در مدینه، شرایط دستیابی به قدرت و حکومت را محقق نمودند؛ چراکه آنان مؤمنانی بودند که به انجام اعمال صالح و خوبیها و نیکیها و به پیروی از دستورات و فرامین پروردگار در تمامی زمینه‌های زندگی پرداختند و با شرک و انواع مظاهر نهانی و پوشیده آن مبارزه نمودند و از اسباب مادی و معنوی پیروزی و دستیابی به حکومت در سطح فرد و جامعه، استفاده کردند و بعد از آن به گسترش دین خدا در میان ملتها و امتها پرداختند. عقب‌ماندگی مسلمانان از رهبری جهان از آنجا که رسالت خویش را به فراموشی سپرد‌ند و جایگاه آن را پایین آورده و منبع آن را با انبوه سهمگینی از اوهام مکدر نموده و سنتهای خداوند را نادیده گرفته‌اند و گمان می‌کنند که حکومت و قدرت با آرزوها و خیالات به دست می‌آید، نتیجه‌ای حتمی و بجاست.
علّت اصلی گرفتار شدن مسلمانان به ناتوانی ایمانی و پژمردگی روحی و حیرت فکری و آشفتگی روانی و تشتت ذهنی و انحطاط اخلاقی را می‌توان به سبب شکاف بزرگی دانست که بین امت و قرآن کریم و رهنمود نبوی و میان امت و رهنمودهای عصر خلفای راشدین و نکات برجسته و درخشان تاریخ اسلام، پدید آمده است.
یکی از نمونه‌های بارز 