ی‌کنند به بهترین وجه پاداش عطاء می‌کند. همان کسانی که از گناهان بزرگ و بدکاریها کناره‌گیری می‌کنند و اگر گناهی از آنان سر زند، تنها صغیره است؛ چرا که پروردگار تو دارای آمرزش گسترده و فراخ است. خداوند از همان زمان که شما را از زمین آفریده است و از آن روز که شما به صورت جنینهای ناچیزی در درون شکمهای مادرانتان بوده‌اید، از شما به خوبی آگاه بوده و هست پس از پاک بودن خود سخن مگوئید؛ زیرا که او پرهیزگاران را بهتر می‌شناسد. آیا آن کسی را دیده‌ای که دوری گزیده است؟ و اندکی بذل و بخشش کرده است و بعد از آن کسی را دیده‌ای که دوری گزیده است؟ و اندکی بذل و بخشش کرده است و بعد از بذل و بخشش دست کشیده است. آیا او علم غیب دارد و می‌یبیند یا بدانچه در تورات موسی بوده است، مطلع و با خبرش نکرده‌اند یا از آنچه در صحف ابراهیم بوده است، مطلع و با خبرش نکرده‌اند؛ ابراهیمی که وظیفة خود را به بهترین وجه ادا کرد (و بیان داشته ) که هیچ کس بار گناهان دیگری را بر دوش نمی‌کشد و برای انسان نیست جز آنچه خود کرده است و قطعاً سعی و کوشش او دیده خواهد شد. سپس پاداش کامل داده می‌شود و نتیجه و پایان (همه کارها) به پروردگار تو است.»
این مبادی و اصول در صحیفه‌های موسی که به سوی بنی اسرائیل فرستاده شده بود، ثبت شده‌اند. پس اگر در مورد رسالت محمد (ص) تردید دارند به آن مراجعه کنند و همچنین در صحیفه‌های ابراهیم ذکر شده‌اند و قریش گمان می‌برند که به ابراهیم منسوب‌اند و آیینهای ابراهیمی را که از پدران و نیاکانشان به ارث برده‌اند، تعظیم می‌نمایند آن گونه که پرده داری کعبه و خدمت حجاج را انجام می‌دهند.(3) 
و در سوره‌های ص، یس، مریم و طه نمونه‌هایی از داستانهای پیامبران با اقوامشان و مشکلات و رنجهایی که به آنان رسیده و کیفیت شکنجه شدن آنها و شکیبایی ورزیدنشان بیان شده است و نیز سنت الهی در مورد اقوامی که به صورت گروهی، در برابر حق ایستاده‌اند، بیان گردیده است: 
(جُندٌ مَّا هُنَالِکَ مَهْزُومٌ مِّنَ الْأَحْزَابِ(11) کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ(12) وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ الأَيْکَةِ أُوْلَئِکَ الْأَحْزَابُ(13) إِن کُلٌّ إِلَّا کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ(14) وَمَا يَنظُرُ هَؤُلَاء إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً مَّا لَهَا مِن فَوَاقٍ(15) وَقَالُوا رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسَابِ(16) اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْکُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ(17)) (ص، 11 - 17)
«اینان که اینجا هستند، سپاه ناچیز شکست خورده‌ای از دسته‌ها و گروههایند. قبل از اینان نیز قوم نوح، عاد و فرعون که دارای بناهایی بلند و استوار همچون کوه بوده‌اند، تکذیب کرده‌اند و قوم ثمود، لوط و صاحبان باغهای فراوان و سر درهم کشیده، اینان همان گروهها و دسته‌هایند. هر یک از این گروهها پیغمبران را تکذیب کرده و عذاب من گریبانگیرشان گشته است. اینان انتظاری جز این نمی‌کشند که یک صدای آسمانی فرا رسد؛ صدائی که نیاز به تکرار ندارد. می‌گویند: پروردگارا! سهم ما را پیش از روز رستاخیز و حساب، به ما برسان. در برابر چیزهایی که می‌گویند شکیبا باش و به خاطر بیاور بنده ما داوود قدرتمند و توانا را، او بسی توبه کار بود.»
سرگذشت اقوامی که برای نابودی دعوت حق دست به دست هم داده و پیامبرانشان را تکذیب کردند و به عذاب الهی گرفتار شدند و سرانجام اهل حق بر آنان پیروز گشتند، اشارات و رهنمودهایی تربیتی برای پیامبر اکرم (ص) و اصحاب و یاران او بودند، هیچ یک از پیامبران هر چند که مقام و جایگاه والایی در جوامع خود داشته‌اند، از اذیت و آزار قومهای خود در امان نمانده‌اند. اگر نوح، هود، موسی، صالح، لوط و شعیب از نظر اجتماعی همانند سایر مردم بوده‌اند، اما داوود صاحب قدرت و پادشاهی بوده است که معجزاتش از قبیل تسبیح گفتن کوهها همراه او و بیرون آمدن پرندگان برای شنیدن نغمه‌ها و تلاوت او عیان و مشهود است، امّا بنی‌اسرائیل در سخنان و کتابهای خود به او عیب و نقصهایی نسبت داده‌اند، در حالی که او پیامبری عابد و توبه کار بود. آنان علاوه برآن، تهمتها و سخنانی زشت به مریم و فرزندش نسبت می‌دادند، در حالی که قرآن کریم، حاملگی و زایمان مریم و معجزاتی که برای او و فرزندش به وجود آمد، نشانه‌ای برای جهانیان قرار داده و بیان کرده است:
(قَالَ کَذَلِکِ قَالَ رَبُّکِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَکَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا) (مریم، 21)
«گفت چنین است و پروردگارت گفته است این برای من آسان است. به خاطر آن است که (می‌خواهم) او را معجزه‌ای برای مردمان کنیم و رحمتی از سوی خود سازیم، دیگر کار انجام گرفته است.»
بنی اسرائیل با وجود اینکه اهل کتاب بودند و تورات که سرشار از هدایت و نور بود، به اختیار آنان قرار داشت، با پیامبران خود بدرفتاری می‌نمود پس جای تعجب نیست که قریش در مورد دعوت حق چیزهایی بگویند که بیانگر گمراهی و جهالت آنان باشد. بیان این مطلب برای آن بود تا مردم بدانند که همواره روش دشمان خدا چه مشرکان و چه اهل کتاب، برای مبارزه با حق یکنواخت بوده است؛ پس باید از خود پایداری و قاطعیت نشان داد. این موضع یهودیان فقط در مورد پیامبرانی صدق نمی‌نماید که به تکذیب آنان پرداختند و ایمان نیاوردند؛ بلکه آنان مواضع عجیب و زشت خود را در برابر بزرگ‌ترین پیامبری که به پیروی او افتخار می‌ورزند و گمان می‌کنند که پیرو کتاب او هستند و حاملان آیین و رهنمودهای او می‌باشند، اتخاذ کردند.
در سورة طه آمده است که به محض اینکه موسی علیه السلام بنی اسرائیل را به قصد مناجات با پروردگارش،ترک نمود و برادرش هارون را در میان آنها جانشین خود کرد تا به اصلاح امور قوم بپردازد و از راه تبهکاران پیروی نکند، آنها دست به توطئه زدند و زیورآلات قوم را جمع کردند و سامری، گوساله‌ای برایشان درست کرد که دارای صدایی بود و شروع به طواف و پرستش آن کردند.
(فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُکُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ) (طه، 88)
«سپس مجسمة گوساله‌ای را برای مردم بیرون آورد که صدای گوساله داشت. گفتند: این معبود شما و معبود موسی است و او (چنین چیزی را) فراموش کرده است.»
موسی با پی بردن به حقیقت ماجرا، سامری را نزد خود خواست تا انگیزه‌اش را از این اقدام احمقانه جویا شود:
(قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَکَذَلِکَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي) (طه، 96)
«گفت: من از چیزهایی آگاهم که بنی‌اسرائیل از آن آگاه نیستند. من مقداری از آثار پیغمبر را بر گرفتم. آنها را ریختم و این چنین نفس من مطلب را در نظرم آراست.»
آیا به قومی که بی‌خردی موجب گمر