يگانگان و به خصوص زبان دشمنان خود را بياموزند تا براساس نقشه و طرحی اساسی، لشکر اسلام را ساماندهی ‌نمایند(3).  
3- رمز موفقيت عبدالله بن عتيك (رض) در قتل ابورافع: موارد زير را می‌توان از مهم‌ترین عوامل موفقيت عبدالله (رض) برشمرد: يكي اينكه تنها وارد قلعه شد، ديگري اينكه توانست حساسيت دربان را بدون اينكه با او روبرو شود؛ بلكه به بهانة قضای حاجت پشت به سوي او كرده بود، از بين ببرد و همچنين اينكه در گوشه‌اي كمين كرد و جاي آويزان كردن كليدهاي دروازه را مشخص كرد و بعداً در فرصتی مناسب به آنها دسترسی پیدا نمود(4).  
4- عنايت ويژة خدا نسبت به اولياء خود: چنانكه اين صحابي بزرگوار بعد از انجام مأموريت موفقيت‌آميز، دچار سانحه گرديد و پايش شكست. آن گاه پیامبر اکرم (ص) دست مباركش را بر پاي او كشيد كه بر اثر آن پايش به حالت سابق خود برگشت و گويا اصلاً دچار سانحه نشده بود(5).  
5- ابن حجر مي‌گويد: از جمله فوائد اين حديث مي‌توان، جواز ترور مشركي كه دعوت اسلام به او رسيده است، ولي بر شرك خود اصرار مي‌ورزد و همچنين كشتن كسي كه با دست و زبان و مال خود عليه پيامبر اسلام (ص) به تبليغات مي‌پردازد و نيز جواز تجسس از اهل حرب و گفتن سخن مصلحت‌آميز و تعرض افراد كم عليه دشمن زياد استنباط نمود(6). 
6- عبدالله بن انيس (رض) با اينكه از پيشگامان انصار و از نخستین مجاهدانی بود که اسلام را پذیرفت و از شركت‌كنندگان در بدر بود و در جهت هر دو قبله نماز خوانده بود. به جاي اينكه فرمانده این سریه باشد، همانند یکی از سربازان این سریه، به ادای مسئولیت می‌پرداخت و او كسي است كه به تنهایي براي كشتن سفيان بن خالد هذل مأموريت يافت.
سفيان كه در نزديكي مكه سكونت داشت، سرگرم تدراك نيرو براي حمله به مدينه بود. عبدالله بن انيس(رض)  او را در شهر و ديار و داخل خيمه اش به قتل رساند و بعد از آن فرار نمود و نزد پیامبر اکرم (ص) برگشت؛ پس با وجود اینکه خصوصیات یک قهرمان در وجود او نهفته بود، اما پیامبر اکرم (ص) او را فرمانده این سریه جهت قتل ابورافع تعيين نكرد.
بنابراین، پیامبر اکرم (ص) از این عمل، هدف تربیتی مهمی را دنبال می‌نمود که نمی‌توان برای آن همانندی پیدا نمود؛ چرا که طبق قوانين حاكم در امور نظامي دنيا، پستهاي نظامي به افرادی واگذار می‌گردد که از سابقة بيشتری برخوردار باشند، اما روش تربيتي پیامبر اکرم (ص) با روش ديگران متفاوت است. او با قرار دادن فرماندهان و قهرمانان بزرگ، تحت سرپرستی افرادی دیگر، در این صدد بود تا فرماندهان ديگري بسازد كه آنان با استفاده از تجربة اينها، عملاً فرماندهي را تمرين بكنند؛ چنانكه بارها اتفاق افتاده است كه ابوبكر و عمر(رض) همانند دو سرباز عادي در لشكرهاي بزرگ، انجام وظيفه كرده‌اند(7). 
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) التاریخ الاسلامی، ج 6، ص 177.
2) السیرة النبویه، ابن حشام، ج 6، ص 177. 
3) الصراع مع الیهود، ج 1، ص 191. 
4) همان، ص 192-193. 
5) البخاری، المغازی، شماره 4029. 
6) فتح الباری، ج 7، ص 345. 
7) التربیة القیادیه، ج 4، ص 148.در شوال سال ششم هجری پیامبر اکرم (ص) اطلاع یافت كه امير يهوديان خيبر، يسير بن رزام، در تلاش است تا يهوديان شمال و همچنين مشركان و طوایف غطفان را متحد سازد و به مدينه حمله نماید. لذا پیامبر اکرم (ص) عبدالله بن رواحه (رض) را به سركردگي سي سواره نظام كه عبدالله بن انيس (رض) نيز در ميان آنان بود به خيبر فرستاد. آنها نزد يسير رفتند و گفتند: ما را پیامبر اکرم (ص) دنبال تو فرستاده است و مي‌خواهد تو را امير خيبر بنمايد. او پذيرفت و با سي نفر از قومش به اتفاق عبدالله (رض) و همراهانش راهي مدينه شد؛ بدين صورت كه دو نفر بر يك مركب سوار شدند. يك يهودي و يك مسلمان و يسير پشت سر عبدالله بن انيس(رض)  سوار بود. در مسير راه يسير از رفتن نزد پیامبر اکرم (ص) پشيمان گرديد. بنابراين، دست به شمشير عبدالله بن انيس (رض) برد، اما عبدالله (رض) متوجه این موضوع گردید و فوراً شمشير را به دست گرفت و ضربه‌اي به پاي او زد و آن را شكست. يسير با عصاي سركجي كه داشت، ضربة محكمي بر سر عبدالله (رض) زد و سرش را زخمي كرد. بدين ترتيب هر يك از مسلمانان به فرد يهودي اي كه با او سوار بود، حمله كردند و آنها را كشتند. و از بین آنها، یک نفر که فرار نمود، جان سالم بدر برد.
هنگامي كه مسلمانان نزد پیامبر اکرم (ص) بازگشتند، آن حضرت (ص) بر زخم عبدالله بن انيس (رض) آب دهان انداخت كه بر اثر آن بهبود يافت(1).  
--------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه فی ضوء المصادر الاصلیه، ص 477. 1- پیامبر اکرم (ص) در این صدد بود که با مذاكره، به قتل و خونريزي با یهودیان خاتمه دهد، اما از آنجا كه دلهاي يهود، همواره مملو از كينه‌توزي u و مسلمانان است، آنها با اقدامات نابخردانة خود، مسير مذاكرات را به قتل و خونريزي تبديل نمودند و نقشه‌اي كشيدند كه سرانجام خود قرباني آن شدند. 
2- سال ششم هجري سالي پر عمليات بود؛ به گونه‌اي كه در تمامی ماه‌های این سال، يك يا چند سریه براي سركوبي دشمن و يا متلاشي نمودن گردهم‌آیي آنها و يا ترور سران كفر، اعزام مي‌گرديد و شعار مسلمانان اين بود: ما به جنگ آنها مي‌رويم و آنان هرگز به جنگ ما نخواهند آمد.
بدين صورت حزب خدا پيروزمندانه در حالي كه نام خدا و پرچم دين خدا را در دست داشت و حامل ارزشهاي جاودانه و بلندي بود، پيش مي‌رفت و با هر طاغوتي كه مانع پيشروي او می‌گردید، به مبارزه می‌پرداخت. بنابراین، تمامی اعمال آنان برای کسب رضایت پروردگار انجام می‌گرفت و آنان از نظر فكري، نظامي، سياسي، اخلاقي و ديني به مرحلة والایی رسیده بودند(1).  
-------------------------------------------------------------------------------------
1) التربیة القیادیه، ج 4، ص 189-192.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:580.xml">فصل اول</a><a class="folder" href="w:html:594.xml">فصل دوم: صلح حديبيه و بازتاب آن</a><a class="folder" href="w:html:603.xml">فصل سوم: درسها، فوايد و عبرتها</a></body></html>بعد از نازل شدن آیه‌های سوره مدثر، پیامبر اکرم(ص)  به صورت پنهانی دعوت خود را شروع نمود، طبیعی بود که باید از خانواده و دوستان و خویشاوندانش آغاز می‌کرد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:581.txt">تاريخ و انگيزة اين غزوه و حركت پیامبر اکرم (ص) به مکه</a><a class="text" href="w:text:582.txt">رسيدن پیامبر اکرم (ص) به «عسفان»</a><a class="text" href="w:text:583.txt">تغيير مسير و اردو زدن در حديبيه</a><a class="text" href="w:text:584.txt">قصواء خسته نشده است؛ بلكه كسي كه فيل را از حرکت بازداشته بود، آن را بازداشته است</a><a class="text" href="w:text:585.txt">درسها و عبرت‌ها نهفته شده در خوابيدن شتر پیامبر اکرم (ص) و پيشروي ننمودن آن به سوي مكه</a><a class="folder" href="w:html:586.xml">مذاكرات بين پیامبر اکرم (ص) و مشركان مكه</a><a class="text" href="w:text:592.txt">سفيران اعزامي پیامبر اکرم (ص) به سوي قريش و به اسارت در آمدن برخي از مشركان</a><a class="text" href="w:text:593.txt">بيعت الرضوان</a></body></html>پیامبر اکرم