 المراغی، ج 4، ص 127.
9) تفسیر ابن کثیر، ج 2، ص 361.در یک اعلام عمومی، حرکت لشکر اسلام به سوی تبوک آغاز گردید؛ چنانکه لشکری بالغ بر سی هزار نفر در رکاب پیامبر اکرم(ص)  رهسپار جبهة جنگ شد و قرآن کسانی را که درنگ نمودند، سرزنش نمود و فرمود:(1)  
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَکُمْ إِذَا قِيلَ لَکُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ) (توبه، 38)
«ای مؤمنان! شما را چه شده است که وقتی به شما می‌گویند: در راه خدا بیرون شوید، سستی می‌نمایید. آیا به زندگی دنیا در مقابل آخرت دل‌ خوش کرده‌اید؛ پس (بدانید که) زندگی دنیا در مقابل آخرت بسیار اندک است.»
قرآن از قشرهای مختلف امت اسلام خواست که در این جنگ شرکت نمایند و در این جنگ تفاوتی میان جوان و پیرو یا غنی و فقیر نیست؛ چنانکه فرمود: 
(انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِکُمْ خَيْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ) (توبه، 41)
«چه سبک دوش هستید، چه سنگین بار، بیرون شوید و در راه خدا به وسیلة مال و جانتان بجنگید، این کار برایتان بهتر است، اگر بدانید.»
پیامبر اکرم(ص)  از مهاجران و انصار و سایر قبایل عرب و از اهل مکه لشکری متشکل از سی هزار نفر تشکیل داد و برخلاف معمول همیشگی که بنای کار بر پنهان‌کاری بود، در این جنگ از ابتدا هدف را مشخص نمود(2). 
بنابراین، بعضی از علما گفته‌اند که مسیر لشکر براساس اقتضای مصلحت، مخفی و یا آشکار می‌گردد.
از جمله اسباب و وسایلی که پیامبر اکرم (ص) ناگزیر گردید که جهت لشکر را مشخص و برملا سازد، می‌توان به امور ذیل اشاره کرد: 
1- دوری مسافت: از آنجا که هدف پیامبر اکرم (ص) این بود که به سوی بلاد روم لشکرکشی نماید و مسافت بسیار طولانی بود و منطقه‌ای که می‌بایست از آن عبور می‌کردند، بیابانهای بی‌آب و علف بود، از این رو لازم بود تا افراد سپاه با توجه به این مسائل توشة لازم و مرکبهای مناسب تهیه نمایند تا کمبود در این مسائل منجر به عدم دستیابی به هدف مورد نظر نشود.
2- تعداد زیاد سربازان دشمن و پیشرفته‌بودن ساز و برگ نظامی آنها: دشمنانی که پیامبر اکرم (ص) قصد داشت به جنگ آنان برود، با دشمنانی که قبل از آن به رویارویی با آنان پرداخته بود، متفاوت بودند، چراکه آنان با لشکری قوی و با امکانات جنگی فراوان و تجربه‌ای عمیق، قصد رویارویی و نبرد داشتند(3). 
3- تنگدستی و قطحی‌ای که دامنگیر مسلمانان شده بود: این امر موجب گردید که مسیر مشخص شود تا هر کس براساس شرایط موجود، توشة راه خود و نفقة زن و بچه‌هایش را تدارک بیند(4). 
4- نیازی به پنهان‌کاری محسوس نمی شد؛ چراکه در شبه‌جزیره عربستان قدرتی وجود نداشت که برای لشکر اسلام ایجاد مزاحمت و یا با آن برابری نماید و تنها رومیها و مسیحیان عربی که تحت حمایت آنها در منطقة تبوک، دومه‌الجندل وعقبه زندگی می‌کردند، هنوز تحت سیطرة اسلام در نیامده بودند(5). 
به کارگیری شیوه‌های مختلف از جمله در بعضی مواقع کتمان و یا آشار ساختن نقشه‌های نظامی و جنگی که می‌بایست از جانب پیامبر اکرم (ص) براساس اقتضای حالات یکی از آنان اتخاذ شود(6) . مسلمانان نیز بعد از اطلاع از مسیر لشکر، با سرعت برای شرکت در آن اعلام آمادگی نمودند و رسول خدا نیز آنان را به انفاق بر لشکر تشویق می‌نمود و می‌فرمود: هر کس بر لشکر عسره انفاق نماید، جایگاه او بهشت خواهد بود(7). 
آنگاه پیامبر اکرم (ص) محمد بن مسلمه را در مدینه به عنوان جانشین خویش مقرر نمودو علی ابن ابی‌طالب را متولی امور خانوادة خویش قرار داد و منافقان این گونه شایع کردند که پیامبر اکرم (ص) به خاطر اینکه حضرت علی در زحمت نیفتد، او را از شرکت در جنگ تبوک معاف نموده است.
بنابراین، علی سلاح خود را برگرفت و به رسول خدا در حالی که در منطقة (جرف) بود، ملحق گردید(8)  و گفت: ای رسول خدا! منافقان می‌گویند، چون شما راضی به زحمت من نبوده‌اید، مرا گذاشته‌اید. پیامبر فرمود: دروغ می‌گویند. من تو را جانشین خود در خانوادة خود و خانواده‌ات گذاشته‌ام. آیا دوست نداری که جایگاه تو نسبت به من همان جایگاه هارون نسبت به موسی باشد؟ با این تفاوت که بعد از من پیامبری مبعوث نخواهد شد(9) ، آن گاه علی به مدینه برگشت(10). 
هنگامی که مسلمانان به فرماندهی پیامبر اکرم (ص) در ثنیه‌الوداع گرد آمدند، پیامبر اکرم امیران و فرماندهان لشکر را انتخاب نمود و به هر دسته‌ای پرچمی داد و بزرگ‌ترین پرچم جنگ را بدست ابوبکر صدیق و پرچم دوم را به دست زبیر سپرد.
همچنین پرچم قبیله‌ای را به اسید بن حضیر و پرچم خزرج را به ابودجانه داد و به هر یکی از عشیره‌ها پرچم جداگانه‌ای داد(11)  و نگهبانی لشکر را در تبوک از روز نخست تا روزی که از آنجا برگشتند، به عباد بن بشر سپرد. او با گروه خود بر اطراف لشکر دور می‌زد و مواظف بود(12) . راهنمای پیامبر اکرم(ص)  در این غزوه، علقمه بن فغواء خزاعی بود که بر راههای تبوک به خوبی آشنایی داشت(13). 
در ارائه اطلاعات مربوط به چگونگی توزیع پرچمهای این غزوه، نظریة واقدی با دیگران متفاوت است و او  متروک الحدیث  است، اما با این حال در بخش سیره‌نگاری اطلاعات بسیار ارزشمندی ارائه می‌نماید(14). 
این غزوه، پیشرفت چشم‌گیری در تعداد جنگجویان به ویژه اسب‌سواران مشاهده می‌گردد. با دقت و توجه در تاریخ آغاز دعوت اسلام و تأسیس دولت اسلامی و تشکیل قوای نظامی به این نتیجه خواهیم رسید که آنان به پیشرفت فوق‌العاده به ویژه در عرصة نظامی نایل آمدند؛ زیرا تعداد جنگجویان مسلمان بعد از آنکه در میدان بدر فقط سیصد و سیزده نفر بودند و در غزوه احد تعداد آنها به هفتصد و در احزاب به سه هزار و در فتح مکه به ده هزار و در غزوة حنین به دوازده هزار نفر رسید، در غزوة تبوک تعداد آنها به بیش از سی هزار نفر رسید.
همچنین تعداد اسب‌سواران در غزوة بدرفقط دو نفر بود و در غزوه احد نیز تعداد قابل ملاحظه‌ای نبودند، اما بعد از گذشت چند سال تعداد آنها از ده هزار اسب هم گذشت. این پیشرفت سریع حاکی از انتشار اسلام در شبه‌جزیره عربستان و به ویژه در میان صحرانشینان می‌باشد؛ چون آنها بیشتر از دیگران به اسب‌سواری و پرورش اسبها علاقمند بودند(15). 
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) نظرة النعیم، ج 1، ص 389.
2) الصراع مع الصلیبیین، ص 97.
3) الرسول القائد، ص 398.
4) البدایة و النهایة، ج 5، ص 4.
5) غزوة تبوک، احمد باثمیل، ص 57.
6) القیادة فی عهد الرسول، ص 510.
7) بخاری، کتاب الفضائل، باب مناقب عثمان، ج 4، ص 243.
8) زادالمعاد، ج 3، ص 529.
9) صحیح السیرة‌النبویه، ص 589 – البخاری، کتاب المغازی، شماره 4416.
10) زادالمعاد، ج 3، ص 530.
11) المغازی، ج 3، ص 996 – الطبقات الکبری، ابن سعد، ج 2، ص 166.
12) سبل الهدی و الرشاد، ج 5، ص 652