ه می‌فرماید: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَکُمْ إِذَا قِيلَ لَکُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ(38) إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْکُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَکُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللّهُ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ(39)) (توبه، 38-39)
«ای مومنان! چه شده است که وقتی به شما می‌گویند در راه خدا بیرون شوید، به زمین می‌چسبید. آیا به بزرگی دنیا در مقابل آخرت دل خوشی کرده‌اید؛ پس زندگی دنیا در مقابل آخرت متاعی ناچیز است اگر برای جهاد بیرون نروید، خداوند شما را عذاب دردناکی می‌دهد و قومی را جایگزینتان می‌سازد که جدای از شمایند و هیچ زیانی به خدا نمی‌رسانید و خدا بر هر چیزی تواناست.»
در سورة توبه با فرازهایی در مورد غزوة تبوک روبرو می‌شویم از جمله: 
1- قرآن، کسانی را که از این غزوه تخلف نموده‌اند، مورد سرزنش قرار نموده است و این غزوه بر سایر غزوات، این امتیاز را دارد که خداوند، به طور مستقیم مردم را به شرکت در آن فراخوانده و متخلفان را سرزنش نموده است؛ چنانکه می‌فرماید: 
(انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ) (توبه، 41)
«چه سبک‌بال هستید؛ چه سنگین دوش، در راه خدا با مال و جان، جهاد نمایید.»
این غزوه نیز پایان‌بخش غزوه‌های رسول خدا و در واقع تطبیق عملی این آیة کریمه بود که می‌فرماید: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ) (توبه، 123)
«با کافرانی که نزدیک‌تر به شما هستند، مبارزه نمایید.»(2)  
2- قرآن این غزوه را متمایز با سایر غزو‌ها قرار داده و آن را ساعه العسره نامیده است؛ چنانکه می‌فرماید: 
(الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ)
«آنانی که رسول خدا را در زمان سختی، پیروی کردند.»
و از آنجا که این غزوه، مشقت بار بود بنابراین، نامیدن آن به ساعه العسره نامی با مسما بود. 
3- همچنین قرآن را در راستای اهمیت دادن به این غزوه، به تکذیب کسانی پرداخته است که مسلمانان فقیر را به خاطر انفاق و کمک‌های اندک آنان به باد استهزا گرفتد؛ چنانکه اگر یکی از آنان نصف صاع خرما می‌آورد، می‌گفتند: خداوند به نصف صاع این، نیازی ندارد و یا اگر ثروتمندی، مال هنگفتی می‌آورد، می‌گفتند: فلانی به خاطر ریا و تظاهر، این مال را آورده است. قرآن در تکذیب گفتار اینها فرمود: 
(الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ) (توبه، 79)
«کسانی که مومنان (ثروتمند) را که مشتاقانه بیش از اندازه به خیرات و صدقات می‌پردازند و مومنان (فقیری) را که به کمک‌های مختصری دست می‌یازند، مورد تمسخر قرار می‌دهند. خدا ایشان را مورد تمسخر قرار می‌دهد و عذاب بسیار دردناکی خواهند داشت.»
4- قرآن کریم در مورد مومنانی که با پیامبر در این غزوه شرکت داشتند و تعدادشان بیش از سی‌هزار نفر بود، خاطر نشان ساخته که خدا برای آنها بهشت را که رسیدن به آن پاداش و سعادتی عظیم فراهم ساخته است؛ چنانکه می‌فرماید: 
(أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ) (توبه، 89)
«خداوند برای آنها باغ‌هایی را که زیر آنها نهر جاری است، تدارک دیده است که برای همیشه در آنجا خواهند ماند، این سعادتی بزرگ است.»
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فقه السیره، غزالی، ص 404. 
2) حدیث القرآن الکریم، ج 2، ص 702. پیامبر اکرم(ص)  در این غزوه از اصل شورا استفاده نمود؛ چنانکه در برخی حوادث، از مشورت ابوبکر و عمر استفاده کرد که می‌توان به موارد زیر اشاره نمود: 
الف – پذیرش پیشنهاد ابوبکر در مورد دعا، آن گاه که لشکر دچار تشنگی شدید شده بود 
چنانکه عمر ابن خطاب می‌گوید: در گرمای سختی با پیامبر اکرم (ص) به سوی تبوک رهسپار شدیم. در اثنای راه دچار تشنگی شدیدی شدیم تا جایی که یکی از ما بر می‌خاست و شترش را ذبح می‌نمود تا با فشردن شکمبة آن، کام خشکیدة خود را تر نماید؛ سپس آن را بر سینه‌اش می‌گذاشت تا خنک شود؛ آن گاه ابوبکر به پیامبر گفت: ای رسول خدا! دعای تو باعث خیر می‌شود. از خدا به وسیلة دعا آب بخواه. آن حضرت فرمود: تو دوست داری چنین کنم؟ گفت: بلی. آن گاه پیامبر دست به دعا برداشت و هنوز دعای وی تمام نشده بود که در آسمان ابری ظاهر شد و باران بارید و تمامی مردم ظروف خود را پر از آب کردند؛ سپس متوجه شدیم که بارندگی فقط مکانی را که لشکر اسلام در آنجا اردو زده بود، فرا گرفته است(1).  
ب – پذیرش پیشنهاد عمر بن خطاب دربارة ممانعت از کشتن شترهای لشکر بر اثر گرسنگی شدید 
مردم در اثنای مسیر تبوک، دچار گرسنگی شدیدی شدند. از پیامبر اجازه خواستند که شتران خود را ذبح نمایند و از گوشت آنها استفاده نمایند و آن حضرت به آنها اجازه داد. آن گاه عمر بن خطاب نزد پیامبر آمد و گفت: اینها با این کار، سواری‌های خود را که به آنها نیاز دارند، از دست خواهند داد؛ سپس از پیامبر خواست که به افراد لشکر دستور دهد که باقیماندة آذوقة خود را جمع‌آوری نمایند و شما بر آن دعا نمایید. پیامبر پیشنهاد ایشان را پذیرفت و در نتیجه تمامی لشکر از توشة کافی برخوردار گردید(2).  
ج – پذیرش مشورت عمر، در مورد پیش‌روی ننمودن به داخل مرزهای شام و بازگشت به مدینه 
هنگامی که پیامبر اکرم (ص) به تبوک رسید و در آنجا متوجه شد که رومی‌ها از ترس لشکر اسلام، پا به فرار گذاشته‌اند، با لشکریانش در مورد تعقیب دشمن در داخل مرزهای شام، مشورت نمود. و رأی عمر ابن خطاب این بود که به مدینه برگردند و علت آن را این گونه بیان نمود که تعداد جنگجویان رومی‌ها بسیار زیاد است و آنها در دژها و شهرهای خود پناه گرفته‌اند و در آن جا هیچ مسلمانی که مسلمانان را یاری نماید، وجود ندارد. 
باید گفت که مشورت، پیامبر اکرم (ص) با اصحاب و یارانش، مشورتی به موقع و مناسب بود؛ زیرا جنگیدن در شهرها با جنگیدن در صحرا و بیابان متفاوت است، علاوه بر اینکه تعداد جنگجویان دشمن از تعداد سربازان اسلام بیشتر بود که براساس روایتی تعداد رومی‌ها را دویست و پنجاه هزار نفر ذکر نموده‌اند و این تعداد، برای لشکر اسلام خطر آفرین بود(3).  
بنابراین، استفاده از شور و مشورت در اسلام دربارة امور زندگی، سیاسی، نظامی و اجتماعی از ویژگی‌های بارز پیامبر اکرم (ص) محسوب می‌گردد که در حیات خود بدان توجه شایانی داشت. 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اخرجه ابن حبان، کتاب الجهاد، باب غز