نِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ)
«هر گاه وسوسه‌ای از شیطان متوجه تو گردید، خود را به خداوند بسپار که او بس شنوا و آگاه است.»
یعنی از آنچه شیطان تو را به آن وسوسه می‌نماید که در مقابل کسی که بدی می‌نماید، بدی کنی و از او انتقام بگیری؛ پس از وسوسه‌های شیطان و تحریک و بدی او به خدا پناه ببر؛ چرا که خداوند تو را می‌بیند و به حالت آگاه است(13). 
برنامه‌های قرآن، حقیقت رابطه انسان و شیطان را روشن کرد و راه حل و علاج آن را نیز بیان داشت و راههای نفوذ شیطان برای گمراه کردن انسان را توضیح داد. همچنین قرآن از شیطان در حالی که در دوزخ به سر می‌برد و از کسانی که آنها را گمراه کرده است، اعلام بیزاری می‌کند، سخن به میان آورده است:
(وَبَرَزُواْ لِلّهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَکْبَرُواْ إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللّهِ مِن شَيْءٍ قَالُواْ لَوْ هَدَانَا اللّهُ لَهَدَيْنَاکُمْ سَوَاءٌ عَلَيْنَآ أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِيصٍ(21) وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَمَا کَانَ لِيَ عَلَيْکُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاَ تَلُومُونِي وَلُومُواْ أَنفُسَکُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي کَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَکْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(22)) (ابراهیم، 21-22)
«(روزی که قیامت نام دارد) همه در برابر خدا ظاهر و آشکار می‌گردند. ضعیفان به کسانی که خویشتن را (در دنیا) بزرگ می‌پنداشتند می‌گویند : ما پیروان شما بودیم. آیا می‌توانید چیزی از عذاب خدا را از سر ما بردارید؟! می‌گویند: اگر خداوند ما را (به راه رستگاری) رهنمود می‌کرد، ما هم شما را (به راه نجات) رهنمود می‌کردیم. چه بی‌تابی کنیم و چه شکیبایی نماییم، یکسان است و راه نجات و گریزی برای ما نیست و اهریمن هنگامی که کار به پایان رسید می‌گوید : خداوند به شما وعده راستینی داد و من به شما وعده دادم و با شماخلاف وعده کردم و من بر شما تسلطی نداشتم جز اینکه شما را دعوت نمودم و شما هم دعوت را پذیرفتید؛ پس مرا سرزنش مکنید و بلکه خویشتن را سرزنش بکنید. نه من به فریاد شما می‌رسم و نه شما به فریاد من می‌رسید. من امروز از اینکه مرا قبلاً (در دنیا برای خدا) انباز کرده‌اید، تبری می‌جویم؛ بی‌گمان کافران عذاب دردناکی دارند.»
نکات ذکر شده تصویری مختصر از چهرة واقعی شیطان و تصور اصحاب از این دشمن نفرین شده بود.
----------------------------------------------------------------------------------------
1) دراسات قرآنیه، ص 112.
2) همان، ص 114.
3) فی ظلال القرآن، ج 3، ص 1269.
4) المستفاد من قصص القرآن للدعوة و الدعاه، عبدالکریم زیدان، ج 1، ص 28.
5) همان، ج 1، ص 71.
6) همان، ج 1، ص 30.
7) مسلم، کتاب الایمان، باب تحریم الکبر، ج 1، ص 93، شماره 91.
8) المستفاد من قصص القرآن، ج 1، ص 33.
9) تفسیر قرطبی، ج 12، ص 185.
10) تفسیر قاسمی، ج 12، ص 100.
11) المستفاد من قصص القرآن، ج 1، ص 85.
12) تفسیر ابن کثیر، ج 4، ص 101
13) المستفاد من قصص القرآن، ج 1، ص 86.و اینک کتاب را با این آیه به پایان می‌رسانم که می‌فرماید:
(رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ)

شاعر نیز چنین می‌سراید: 
بارالها! تو اهل احسان و کرم هستی و سخاوت و بخشش فراوان از تو سرچشمه می‌گیرد. 
بارالها! قلب من اندوهگین است و حالتم به گونه‌ای است که باعث خوشحالی دوست نیست. 
بارالها! توبه‌ام را بپذیر و به بنده‌ای که به خاطر گناهانش، اشکهایش جاری است، رحم بفرما. 
بارالها! پوست بدن مرا، چرک گناهان فرا گرفته است، به گونه‌ای که تحمل آن مشکل گردیده است. 
بارالها! خطاهایم را ببخش؛ زیرا من بر دروازه‌ها خوار و ذلیل شده‌ام. 
بارالها! مرا با داروی عفو خود مداوا کن تا قلب و تشنگی مرا تسکین دهد. 
بارالها! قلبم را گناهان نابود کرده‌اند و کارهای زشت من نیز مرا نابود ساخته‌اند. 
بارالها! تو خود گفته‌ای: از من بخواهید تا به شما بدهم و اینک بنده تو فریاد بر می‌آورد که ای کارساز! 
عمر ما را به سوی نابودی مبر. 

شاعری دیگر چنین می‌سراید: 
1-	علم را بیاموز و تنبلی به خود راه مده؛ زیرا خیر و خوبی از کسی که بندة تنبلی است، فاصله بسیار دارد. 
2-	برای فهم دین، وقت بیشتری صرف کن و به خاطر دستیابی به مال و امروز و فردا کردن از آن مشغول مباش. 
3-	خواب را رها کن؛ زیرا کسی که هدف را بشناسد، در راه آن از بذل هر چیزی دریغ نمی‌ورزد. 
4-	مگو زمان علمای بزرگ سپری شده است؛ چون هر کس طی کردن مسیری را آغاز نماید، به آخر آن خواهد رسید.» 

سبحانک اللهم و بحمدک اشهد ان لا اله الا انت استغفرک و اتوب الیک
عبدالله ریگی احمدی 
تابستان 84<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:812.txt">صفحه اول</a><a class="text" href="w:text:813.txt">صفحه دوم</a></body></html>1-	آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، د. وهبه الزحیلی، دراسه مقارنه دار الفکر، الطبعه الثالثه، 1401 ه‍ - 1981 م. 
2-	آثار تطبیق الشریعه، د. محمد عبدالله الزاحم، دارالمنار، الطبعه الاولی، 1412 ه‍ - 1991 م. 
3-	آفات علی الطریق، محمد سید نوح، دار الوفاء، المنصوره، مصر، ط: الخامسه، 1400 ه‍ - 1990 م. 
4-	اسد الغابه فی معرفه الصحابه : علی بن ابی الکرم ابن الاثیر. 
5-	الام، محمد ادریس الشافعی سنه 1410 ه‍ - 1990 م، طبعه دار الکفر، بیروت – لبنان 
6-	الاتقان فی علوم القرآن، عبدالرحمن السیوطی، المکتبه الثقافیه، بیروت – لبنان، بدون تاریخ. 
7-	الاداره الاسلامیه فی عصر عمر بن الخطاب، د. فاروق مجدلاوی، دار مجد لاوی، عمان، الطبعه الثانیه 1418 ه‍ 1998 م. 
8-	الاصابه فی تمییز الصحابه لابن حجر، احمد بن حجر العسقلانی، تحقیق علی محمد البجاوی، دار النهضه مصر. 
9-	الاعتصام للامام الشاطبی، دارالفکر، الناشر مکتبه الریاض الحدیثه بالریاض. 
10-	الاعلام فی صدر الاسلام، د. عبداللطیف حمزه، دار الفکر. 
11-	امتاع الاسماع بما للرسول من الابناء و الاموال و الحفده و المتاع، للشیخ احمد ابن علی المقریزی، صححه و شرحه محمود محمد شاکر، مطبعه الجنه التالیف و الترجمه بالقاهره 1941 ه‍. 
12-	الاحادیث الوارده فی فضائل المدینه، صالح الرفاعی، دار الخضیری، المدینه، الطبعه الثالثه 1418 ه‍. 
13-	احکام الجنائز و بدعها للالبانی – المکتب الاسلامی – بیروت. 
14-	احکام السوق فی الاسلام، احمد الدریویش، دار عالم الکتب، الطبعه الاولی، 1409 ه‍ - 1989 م. 
15-	احکام القرآن لابی بکر محمد بن عبدالله المعروف بابن العربی المعافری الاندلسی، تحقیق. محمد عبدالقادر عطاء، ط 1/1408 ه‍. دار الکتب العلمیه، بیروت. 
16-	الاخلاق الاسلامیه و اسسها، عبدالر