 را به طور کامل، واضح و روشن بازگو نماید:
(إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ) (یوسف، 4)
«آن گاه که یوسف به پدرش گفت: ای پدر! من در خواب دیدم که یازده ستاره و همچنین خورشید و ماه در برابرم سجده می‌کنند.»
7- آمادگی برای کسب دانش و دوست داشتن و مسلط بودن بر آن:
(وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَآئِي إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ مَا کَانَ لَنَا أَن نُّشْرِکَ بِاللّهِ مِن شَيْءٍ ذَلِکَ مِن فَضْلِ اللّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْکُرُونَ) (یوسف، 38)
«و من از آئین پدران خود ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی کرده‌ام. ما را نسزد که چیزی را انباز خدا کنیم. این لطف خداست در حق ما و در حق همه مردمان ولیکن بیشتر مردمان سپاسگزاری نمی‌کنند.»
(رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْکِ وَعَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنُيَا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ) (یوسف، 101)
«پروردگارا! تو بخشی از حکومت به من داده‌ای و مرا از تعبیر خوابها آگاه ساخته‌ای. ای آفریدگار آسمان و زمین! تو سرپرست من در دنیا و آخرت هستی. مرا مسلمان بمیران و به صالحان ملحق گردان.»
8- برخورد شفقت‌آمیز با ضعفا: چنانکه، با آن دو جوانی که با او در زندان بودند، با فروتنی رفتار نمود و آنان را چنین خطاب قرار داد: 
(يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ) (یوسف، 39)
«ای دوستان زندانی من! آیا خدایان پراکنده بهتراند یا خدای یگانه چیره.»
و در امور دین و دنیایشان با آنها گفتگو کرد: 
(قَالَ لاَ يَأْتِيکُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلاَّ نَبَّأْتُکُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَن يَأْتِيکُمَا ذَلِکُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي إِنِّي تَرَکْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ کَافِرُونَ) (یوسف، 37)
«گفت پیش از آنکه جیره غذایی شما به شما برسد، شما را از تعبیر خوابتان آگاه خواهم ساخت.»
و گفت : من از کیش گروهی دست کشیده‌ام که به خدا ایمان نمی‌آورند و روز واپسین را قبول ندارند.
آنها نیز سخنان او را تایید نمودند؛ چنانکه قرآن می‌فرماید:
(وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيَانَ قَالَ أَحَدُهُمَآ إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْرًا وَقَالَ الآخَرُ إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزًا تَأْکُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَرَاکَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ) (یوسف، 36)
«دو جوان، همراه یوسف زندانی شدند؛ یکی از آن دو گفت: من درخواب دیدم (که انگور برای) شراب می‌فشارم و دیگری گفت: من درخواب دیدم که نان بر سر دارم و پرندگان از آن می‌خورند، ما را از تعبیر آن آگاه کن که تو را از زمره نیکوکاران می‌بینیم.»
9- عفو و گذشت با وجود قدرت انتقام:
(قَالَ لاَ تَثْرَيبَ عَلَيْکُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللّهُ لَکُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ) (یوسف، 92)
«و گفت : امروز هیچ‌گونه سرزنش و توبیخی نیست به شما در میان نیست خداوند شما را می‌بخشاید؛ چرا که او مهربان‌ترین مهربانان است.»
10- اکرام و بزرگداشت فامیل و خویشاوندان: 
(اذْهَبُواْ بِقَمِيصِي هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِي بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِينَ) (یوسف، 93)
«این پیراهن مرا با خود ببرید و آن را بر چهره او (پدرم) بیندازید تا بینا گردد و همه خانواده خود را نزد من بیاورید.»
11- قوت بیان و شیوایی در تعبیر خواب پادشاه و جذب دلهای راعی و رعیت : و این فصاحت نشأت گرفته از علم و دانش خدادادی بود:
(وَقَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي فَلَمَّا کَلَّمَهُ قَالَ إِنَّکَ الْيَوْمَ لَدَيْنَا مِکِينٌ أَمِينٌ) (یوسف، 54)
«وقتی که با او صحبت نمود گفت: از امروز تو در پیش ما بزرگوار و مورد اطمینان و اعتمادی.»
12- فراست و حسن تدبیر:
(قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِي سُنبُلِهِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّا تَأْکُلُونَ) (یوسف، 47)
«گفت باید هفت سال پیاپی بکارید و آنچه را که درو می‌کنید، جز اندکی که می‌خورید در خوشه نگاه دارید»
شکی نیست که رابطة داستانهای قرآنی با اخلاق، رابطه‌ای استوار و محکم است؛ زیرا اهداف داستانهای قرآنی علاوه بر تذکر و تشویق به اخلاق والا که برای فرد، خانواده، جماعت، دولت، ملت و تمدن مفید باشد. منع نمودن از اخلاق نادرست و ناشایستی است که سبب نابودی و فروپاشی امتها و ملتها می‌شود. اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) بر اساس تعالیم ایشان که مبنای آن آموزه‌های قرآنی بود، زندگی خویش را سپری می‌نمودند. ذکر چنین تعالیمی، بخشی از اخلاق قرآنی بود که آن را به عنوان مثال ارائه دادم و قصد بررسی کامل و همه جانبه آن را نداشتم. طبعاً سنت و رهنمود پیامبر اکرم (ص) نیاز به تفصیل و بیان بیشتری دارد و برنامة نبوی و قرآنی در مورد اخلاق، شیوه‌ای بی‌نظیر و شگفت‌انگیز است؛ چون این شیوه از سوی پروردگار جهانیان و دارای ویژگیهای منحصر به فرد است. برخی از ویژگیهای آن عبارتند از:
1- منبع کامل اخلاق در برنامه ربانی توسط قرآن و سنت نماد پیدا کرده و حدود خصلتهای پسندیده و ناپسند، بیان شده است.
2- آنچه رفتار را کنترل می‌نماید و علم و آگاهی می‌آفریند، امید داشتن به پاداش خدا و سرای آخرت است.
3- الگوی عملی که پایة تربیت اخلاقی به شمار می‌رود، با کامل‌ترین مفاهیم خود در پیامبر اکرم (ص) نماد پیدا کرده است(2) . چنانکه خداوند می‌فرماید:
(وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ) (قلم، 4)
«تو داری خوی سترگ (یعنی صفات پسندیده و افعال حمیده) هستی.»
برنامه و شیوة نبوی برگرفته از کتاب خدا، به اخلاق اهمیت بزرگی داده و با شیوه‌های گوناگون به تمسّک به فضائل اخلاقی تشویق نموده است و از ارتکاب زشتیهای اخلاقی و انواع آن بر حذر داشته است و نگرش قرآن به اخلاق از نگرش آن به جهان وزندگی و انسان سرچشمه می‌گیرد؛ پس از اگر عقاید، ارکان و پایه‌های بنای با شکوه جامعة اسلامی را تشکیل می‌دهند و قوانین شرعی خشت این بنا و راههای ورودی آن شمرده می‌شوند؛ اخلاق نیکو نیز شکوه و رونق را به این بنای بلند می‌بخشد و به آن رنگ خدایی و ممتاز می‌دهد و اگر عقیدة اسلامی ریشه‌های درخت پر شاخ و برگ اسلام را تشکیل می‌دهند و شریعت و قوانین اسلامی نماد شاخه‌ها و شکوفه‌های آن هستند؛ اخلاق نیز میوه‌های رسیده و سایه‌های آرام‌بخش و منظرة زیبا و دلکش آن می‌باشند.(3) 
پیامبر اکرم (ص) در تربیت اصحاب و یارانش اثرگذار و اثرپذیر بود تا اخلاق از دایره تئوریک به واقعیت اجرایی متحول شود، خواه مسئله، قضیه‌ای اعتقادی باشد