. میدانهای ورزشی بزرگی وجود داشت که هشتاد هزار نفر تماشاچی را در خود جای می‌داد. مردم در آنجا کشتی گرفتن مردان با مردان و گاهی مردان با درندگان را تماشا می‌کردند.(1)  
مردم به نژادهای متفاوت تقسیم شده بودند. آنها زیبایی را دوست داشتند و به خشونت و ظلم، عشق می‌ورزیدند و بازیهایشان بیشتر اوقات بازیهای خونینی بود و شکنجه‌هایشان نیز خیلی سخت و هولناک و زندگی بزرگان و رؤسایشان ترکیبی از خوشگذرانی و توطئه و تشریفات بی‌جا و عادتهای زشت و ناپسند بود(2). 
----------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه، ندوی، ص 31.
2) همان.بعد از اقدامات ارزندة پیامبر اکرم (ص) در راستای تربیت اصحاب و یارانش و تربیت نمودن آنان بر پایه‌های عقیدتی، عبادی و اخلاقی وقت آشکار کردن دعوت با نزول این آیه‌ها فرا رسید:
(فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَکُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ(213) وَأَنذِرْ عَشِيرَتَکَ الْأَقْرَبِينَ(214) وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ(215) فَإِنْ عَصَوْکَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ(216)) (شعرا، 213 - 216)
«به جز خدا، معبودی را به فریاد مخوان و پرستش مکن که (اگر چنین کنی) از زمره عذاب شوندگان خواهی بود و خویشاوندان نزدیک خود را بترسان و بال (محبت و مودت) خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند، بگستران و اگر آنان از فرمان تو سرکشی کردند بگو من از کار شما بیزارم.»
پیامبر اکرم(ص)  خاندانش را جمع کرد و آشکارا آنها را به ایمان آوردن به خدای یکتا فرا خواند و از عذاب سخت و آتش جهنم آنان را ترساند و از آنان خواست تا با انجام اعمال نیک خود را آتش جهنم برهانند.(1) 
از ابن عباس روایت است که وقتی آیه (وَأَنذِرْ عَشِيرَتَکَ الْأَقْرَبِينَ) «و اینک خویشاوندان نزدیک خود را بیم ده» نازل شد پیامبر اکرم (ص) بر کوه صفا بالا رفت و فریاد برآورد: «ای بنی قمر! ای بنو عدی! و تمام تیره‌های قریش را صدا زد تا اینکه جمع شدند و اگر کسی نمی‌توانست بیاید، فرستاده‌ای را می‌فرستاد تا ببیند چه خبر است. ابولهب آمد و مردان زیادی از قریش آمدند. رسول خدا فرمود: اگر به شما خبر دهم که لشکری از آن طرف دره قصد یورش به شما را دارد، سخن مرا باور می‌کنید؟ گفتند: می‌پذیریم؛ چون از شما سخن دروغی نشنیده‌ایم! گفت : عذابی سخت پیش رو دارید. ابولهب گفت: هلاک شوی، آیا به خاطر این ما را در اینجا گرد آورده‌ای؟!
در جواب ابولهب این سوره نازل شد:
(تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ...) (مسد)
«خشکیده باد دو دست ابولهب و خشکیده شد ... .»
در روایتی دیگر آمده است که سایر طوایف قریش را قبیله به قبیله خطاب کرد و گفت : خودتان را از آتش نجات دهید و در آخر گفت: ای فاطمه! خودت را از آتش نجات بده؛ زیرا من در برابر خداوند هیچ گونه حمایتی از تو نمی‌توانم بکنم! تنها حقی که شما بر من دارید، حق خویشاوندی است که من نیز آن را رعایت می‌کنم.(2) 
افراد قبیلة قریش، انسانهایی واقع‌گرا و جدی بودند و با مردی روبرو شده بودند که راستگویی و امانتداری او را تجربه کرده بودند، آن هم در حالتی که او تمامی جوانب را مدنظر داشت و در نظر می‌گرفت و آنان فقط یک جنبه را در نظر داشتند؛ پس انصاف و هوشیاری ایشان آنها را به تصدیق وی وادار نمود و مجبور شدند که تاییدش کنند از این رو یک صدا گفتند: آری.
وقتی این مرحله طبیعی و ابتدایی تمام شد و گواهی شنوندگان تحقق پذیرفت، پیامبر اکرم (ص) گفت: من شما را از عذابی که پیش رو دارید، بیم می‌دهم. او با این سخن در حقیقت جایگاه نبوت را به آنها شناساند و آنان را با ویژگیها و حقایق پنهان و علوم و معارف نبوی آشنا کرد و این سخن ایشان، موعظه و هشداری بود که با چنان حکمت و شیوایی بیان گردید که در تاریخ ادیان و نبوتها بی‌سابقه است. آن حضرت بسیار ساده و رسا و از نزدیک‌ترین راه ممکن، رسالتش را ابلاغ نمود. همگی ساکت شدند(3) . اما ابولهب گفت : برای همیشه هلاک و نابود شوی، برای همین، ما را گرد آورده بودی؟ و با این کار پیامبر اکرم (ص) پایه‌های تبلیغ و اعلام را برای امت بنا نهاد و جای بلندی را که کوه بود، انتخاب نمود و این کاری است که در عصر ما توسط ایستگاههای فرستندگی برای پخش صدا، انجام می‌گیرد. همچنین رسول خدا برای دعوت خود اساس و پایه محکمی همانند راستگویی انتخاب نمود و کسانی که اطلاع‌رسانی جزو وظایف آنان است، بر این نکته آگاهند که ارتباط برقرار کردن با مردم به قصد اطلاع‌رسانی به آنها یا دعوت دادن آنها باید بر اساس اصل اعتماد میان گوینده و مخاطبان باشد و محتوای پیام نیز باید حقیقت و راست باشد و دروغ در آن جایگاهی نداشته باشد(4) . طبیعی است که پیامبر اکرم (ص) باید دعوت علنی و آشکار را با هشدار دادن خویشاوندان نزدیکش آغاز می‌نمود؛ زیرا مکه سرزمینی بود که روح قبیله‌گرایی در آن عمیق و ریشه‌دار بود و آغاز دعوت از خویشاوندان نزدیک به ایشان در راستای تحقق اهداف رسالت کمک می‌نمود. همچنین باید دعوت در شهر مکه که مرکز مهم دینی به حساب می‌آمد، اثر ویژه‌ای می‌داشت تامردمان این شهر مهم هر چه سریعتر به اسلام ایمان می‌آوردند و از طرفی دیگر نیز قریش اثر مهمی بر دیگر قبیله‌های عرب داشت. البته این بدان معنی نیست که اسلام برای قریش آمده بود؛ بلکه دعوت اسلام، اولین گام در راستای تحقق رسالت جهانی اسلام بود(5) ؛ چنانکه خداوند فرمود:
(وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ) (انبیاء، 107)
«(ای پیغمبر) ما تو را جز به عنوان رحمت جهانیان نفرستاده‌ایم.»
همچنین می‌فرماید:
(وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا کَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ) (سباء، 28)
«و ما تو را نفرستاده‌ایم مگر برای همه مردم تا مژده‌رسان و بیم‌دهنده باشی ولیکن اکثر مردم بی‌خبرند.»
بعد از اینکه دعوت مراحل فرایند خویش را طی نمود و به دعوت خویشاوندان منحصر نماند، پیامبر اکرم (ص) درصدد دعوت هر کس و هر قبیله و شهری بر آمد و در انجمنها و مجالس آنها می‌آمد و در موسم و مواقف حج نیز دعوت می‌داد و به هر غلام و آزاد و قوی و ضعیف و ثروتمند و فقیری که روبرو می‌شد، او را دعوت می‌داد(6)  و شروع این مرحله با نازل شدن این آیه آغاز گردید:
(فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِينَ(94) إِنَّا کَفَيْنَاکَ الْمُسْتَهْزِئِينَ(95) الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْمَلُونَ(96) وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ يَضِيقُ صَدْرُکَ بِمَا يَقُولُونَ(97)) (حجر، 94-97)
«پس آشکارا بیان کن آنچه را که بدان دستور داده می‌شوی و به مخالفت مشرکان اعتنا مکن. ما، تو را از استهزاکنندگان مصون و محفوظ می‌داریم، آنانی که معبود دیگری را همراه خدا قرار می‌دهند، به زودی خواهند دانست و ما می‌دانیم که سینه‌ات از آنچه می‌گویند، تنگ می‌شود.»
کفار در مقابل دعوت آشکار، در