دند و در حالی که مسلح بودند، به پیامبر اکرم (ص) و ابوبکر سلام کردند و گفتند: سوار شوید در حالی که در امنیت قرار دارید و از فرمان شما اطاعت می‌شود.
آن گاه پیامبر اکرم (ص) و ابوبکر در حالی سوار شدند که انصار اطراف آنها را با سلاح گرفته بودند.(4) 
وقتی پیامبر اکرم (ص) وارد مدینه شد، اهل مدینه با نگاه توأم از مهربانی و شرافت‌گونه می‌گفتند : «جاء نبی الله، جاء نبی الله» «رسول خدا آمد، رسول خدا آمد.»(5) 
روز ورود پیامبر اکرم (ص) به مدینه روز شادی بود که تا قبل از آن، مدینه چنین روزی به خود ندیده بود و مردم بهترین لباسهایشان را پوشیدند و گویا برای آنها عید بود و به حق که روز عید بود؛ چراکه روزی بود که اسلام از محیط خفت‌بار و تنگنای مکه به سرزمین مبارک و آزاد مدینه گسترش یافت و قرار بود از مدینه به سایر مناطق دنیا گسترش یابد. اهل مدینه فضل و احسانی را که خداوند به آنها ارزانی داشته و شرافتی را که به آنها اختصاص داده بود، احساس می‌کردند. شهر آنها، پیامبر اکرم (ص) و یاران مهاجرش را در خود جای داده و پناهگاه مهمی برای یاری کردن اسلام و سرزمینی بود که به زودی نظام اسلامی به صورت کلی و کامل با همة مبادی و اصولش در آن اجرا می‌گردید. بنابراین، اهل مدینه با شادی به استقبال آنها آمدند و تکبیر و تهلیل می‌گفتند.(6) 
امام مسلم با سند خود چنین روایت نموده است: «وقتی پیامبر اکرم (ص) وارد مدینه شد، مردان و زنان بر بالای خانه‌ها رفتند و علما و خدمتگزاران بر سر راهها ایستادند و فریاد می‌زدند: یا محمد، یا رسول الله، یا محمد یا رسول الله!!.»(7) 
پس از این استقبال گرم و صمیمانه که تاریخ بشری نمونة آن را ندیده بود و نخواهد دید، پیامبر اکرم (ص) در خانة ابوایوب انصاری اقامت گزید؛ چنانکه از انس(رض) در حدیثی طولانی هجرت چنین روایت شده است: «پیامبر همچنان می‌رفت تا اینکه در کنار خانه ابوایوب پایین می‌آمد تا با خاندان خود سخن بگوید. ناگهان عبدالله بن سلام که مشغول چیدن خرما بود به محض شنیدن سخن پیامبر اکرم (ص) ظرفی را که در آن برای خانواده‌اش خرما می‌چید، به زمین گذاشت و به سخنان پیامبر اکرم (ص) گوش داد؛ سپس برگشت. پیامبر اکرم (ص) گفت: خانه چه کسی از خاندان ما نزدیک‌تر است(8) . ابوایوب گفت: ای پیامبر خدا! این خانه من است. پیامبر اکرم (ص) فرمود: برو و برای ما استراحتگاهی آماده کن.(9) 
آن گاه پیامبر اکرم (ص) نزد ابوایوب سکنی گزید تا اینکه مسجد و خانه‌هایش را ساخت.
هجرت پیامبراکرم (ص) و یارانش با تمام مشکلات و سختیهایی که در راه آن متحمل گردیده بودند، پایان پذیرفت، اما اهداف و مقاصد هجرت پایان نیافت؛ بلکه اهداف هجرت بعد از آنها که پیامبر اکرم (ص) به مدینه رسید آغاز شد و سختیها و رنجها و چالشهای جدیدی شروع شد. پیامبر اکرم (ص) مبارزه را شروع کرد تا آینده‌ای درخشان برای امت و دولت اسلامی بسازد و توانست تمدنی اسلامی و زیبا بر پایه‌های ایمان و تقوا و احساس و عدالت بسازد که قدرتمندترین دولتهای آن زمان؛ یعنی، دولت فارس و روم را شکست دهد و پرچم حاکمیت الله را به اهتزاز دربیاورد.»(10) 
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) حافظ، ابن حجر می‌گوید : همین گفته مورد اعتماد است و کسی که می‌گوید : روز جمعه بوده است قولش نادرست است. الفتح، ج 7، ص 544.
2) الهجرة فی القرآن الکریم، ص 352.
3) صحیح بخاری، کتاب مناقب الانصار، باب هجرة النبی(ص)، ج 5، ص 77 – 78.
4) همان، کتاب مناقب الانصار، شمارة 3911.
5) همان.
6) الهجرة فی القرآن الکریم، ص 353.
7) مسلم، کتاب الزهد و الرقائق، باب حدیث الهجره، شمارة 2009.
8) الهجرة فی القرآن الکریم، ص 354.
9) البخاری، کتاب مناقب الانصار، باب هجره النبی الی المدینه، ج 5، ص 79.
10) الهجرة فی القرآن الکریم، ص 355.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:203.txt">صفحه اول</a><a class="text" href="w:text:204.txt">صفحه دوم</a></body></html>1- نبرد بین حق و باطل از دیرباز ادامه دارد و این، یکی از سنتهای الهی است؛ چنانکه خداوند می‌فرماید: 
(الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْکَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ) (حج، 40)
«همان کسانی که به ناحق ازخانه و کاشانة خود اخراج شده‌اند و تنها گناهشان این بوده است که می‌گفته‌اند: پروردگار ما خدا است. اصلاً اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیلة بعضی دفع نکند دیرهای (راهبان و تارکان دنیا) و کلیساهای (مسیحیان) و کشتهای (یهودیان) و مسجدهای (مسلمانان) که در آنها خدا بسیار یاد می‌شود، تخریب و ویران می‌گردد و به طور مسلم خدا یاری می‌دهد کسانی را که (با دفاع از آئین و معابد) او را یاری دهند. خداوند نیرومند و چیره است.»
اما سرانجام این نبرد و کشمکش معلوم است؛ چنانکه خداوند می‌فرماید: 
(کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ) (مجادله، 21)
«خداوند چنین مقدرکرده است که من و پیغمبرانم قطعاً پیروز می‌گردیم؛ بی‌گمان خداوند نیرومند چیره است.»
2- توطئه و حیلة دشمنان دعوت علیه داعیان امری است که همواره ادامه دارد و تکرار می‌شود؛ خواه به صورت زندان باشد ویا به صورت کشتن و یا تبعید و ... از این رو داعی باید به پروردگارش پناه ببرد و به او اعتماد نماید و بر او توکل کند و بداند که مکر و توطئه بد، فقط کسانی را فرا خواهد گرفت که آن را انجام می‌دهند(1)  همان طور که خداوند می‌فرماید: 
(وَإِذْ يَمْکُرُ بِکَ الَّذِينَ کَفَرُواْ لِيُثْبِتُوکَ أَوْ يَقْتُلُوکَ أَوْ يُخْرِجُوکَ وَيَمْکُرُونَ وَيَمْکُرُ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاکِرِينَ) (انفال، 30)
«(و به یادآور ای پیامبر) هنگامی را که کافران دربارة تو نقشه می‌کشیدند که تو را به زندان بیفکنند یا بکشند و یا اینکه بیرون کنند، آنان چاره می‌اندیشیدند و نقشه می‌کشیدند و خدا تدبیر و چاره‌سازی می‌کرد و خداوند بهترین چاره‌ساز است.»
از جمله دسیسه‌های باطل‌گرایان و دشمنان این است که برای فریب دادن انسانهای ضعیف از سلاح ثروت و مال استفاده می‌کنند تا دعوت و داعیان را از بین ببرند بنابراین، قریش صد شتر سرمایه‌گذاری کرد تا هر کس که یکی از مهاجران را زنده یا مرده بیاورد، این صد شتر را به عنوان جایزه به او بدهند. بنابراین، طمع‌ورزان برای کسب این جایزه بر یکدیگر سبقت گرفتند و یکی از آنها سراقه بود که بعد از این اقدام مخاطره‌آمیز که سودی ازنظر مادی به بار نیاورد، امّا به سود کامل‌تر و گواراتری دست یافت که آن روزی و ثروت ایمان بود و او دیگر راه را برای دیگر آزمندان و طمع‌ورزان که در تعقیب و جستجوی پیامبر بودند کور می‌کرد و این گونه خداوند از دوستان خود و داعیان دینش خطرها را دور می