ن نمی‌دارد که از آن جمله خبر مرگ است، اما با بیان حقیقتهایی دیگر و با تضمین خداوند سبحان به او آرامش می‌بخشد؛ پس خداوند مقرر و معین می‌دارد که هجرت در راه خداست ... و تنها هجرت معتبر در اسلام همین است؛ پس هجرت برای ثروت و یا هجرت به خاطر نجات یافتن از رنجها و یا هجرت به خاطر لذتها و شهوتها و یا هجرت برای کالایی از کالاهای دنیوی، هجرت محسوب نمی‌گردد، اما هر کس در راه خدا هجرت کند، در زمین گشادگی و فراخی می‌یابد و زمین برای او تنگ نمی‌شود و به مصیبتی دچار نمی‌گردد و وسیلة نجات و روزی و زندگی را از دست نمی‌دهد(2) ؛ چون خداوند او را یاری می‌نماید و اشتباه او را اصلاح می‌کند.
2- زدودن بدیهای آنان و آمرزش گناهانشان
یکی دیگر از نعمتهایی که خداوند متعال به مهاجران وعده داده این است که بدیهایشان را دور می‌نماید وگناهانشان را می‌آمرزد: 
(فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنکُم مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ) (آل عمران، 195)
«پس پروردگارشان دعای ایشان را پذیرفت و پاسخشان را داد که من عمل هیچ کسی از شما را که به کار برخاسته باشد، خواه زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم کرد. پاره‌ای از شما از پارة دیگر هستید، آنانکه هجرت کردند و از خانه‌های خود رانده شدند و در راه من اذیت و آزارشان رساندند و جنگیدند و کشته شدند، هر آینه گناهاشان را می‌بخشم و به بهشتشان در می‌آورم. بهشتی که رودخانه‌ها در زیر آن روان است. این پاداشی از سوی خدا است و پاداش نیکو تنها نزد خدا است.»
از پیامبر اکرم (ص) نیز احادیث زیادی در بیان اینکه هجرت از بزرگ‌ترین وسیله‌هایی است که گناهان را دور می‌نماید و سبب بخشیده شدن گناهان می‌شود، روایت شده است. از جمله حدیثی است که از ابی شماسه مهری روایت شده است که گفت: به بالین عمرو بن عاص آمدیم و او در بستر مرگ بود. زیاد گریه کرد و چهره‌اش را به دیوار برگرداند. فرزندش گفت: پدرجان! مگر پیامبر اکرم (ص) به تو مژده نداده است؟ راوی می‌گوید: عمرو چهره‌اش را برگرداند و گفت: بهترین چیز گواهی دادن به این است که معبودی جز خدا نیست و محمد پیامبر اوست. من در سه حالت قرار داشتم تو مرا دیدی که هیچ کس بیشتر از من با پیامبر اکرم (ص) دشمنی نمی‌ورزید و بسیار دوست داشتم که او را به قتل برسانم. اگر من در آن حالت می‌مردم، قطعاً جایگاه من دوزخ بود، اما وقتی خداوند اسلام را در قلب من قرار داد، نزد پیامبر اکرم (ص) آمدم و گفتم: دست خود را بده تا با تو بیعت کنم، او دستش را گشود، اما من دست خود را بسته نگاه داشتم. پیامبر اکرم (ص) فرمود: عمرو! تو را چه شده است؟ گفتم: می‌خواهم شرط بگذارم. فرمود: چه شرطی؟ گفتم اینکه گناهانم بخشیده شوند. فرمود: مگر نمی‌دانی که اسلام همة آنچه را که پیش از آن بوده است، نابود می‌کند؟ و هجرت گناهان پیش از آن را محو می‌نماید و حج گناهان گذشته را محو می‌کند؟ و افزود که بعد از مسلمان شدن هیچ کس برای من محبوب‌تر و گرامی‌تر از پیامبر نبود بنابراین، هیچ گاه از دیدن او خسته نمی‌‌شدم؛ چون او را خیلی بزرگ می‌داشتم و اگر پرسیده می‌‌شدم که اورا توصیف کنم، نمی‌توانستم او را توصیف کنم؛ چون وقتی به او نگاه می‌کردم، ایشان را بالاتر از آنچه بود می‌دیدم و اگر در آن حالت می‌مردم، امیدوار بودم که جایگاه من بهشت باشد؛ سپس چیزهایی در اختیار گرفتیم که نمی‌دانم حالت من در آن چگونه خواهد بود؛ پس هر گاه من مردم، زن نوحه‌گری همراه من نباشد و آتش روشن نکنید و هرگاه مرا دفن کردید بر من خاک بریزید؛ سپس اطراف قبر من به اندازه‌ای که شتری را ذبح کنند و گوشتهایش تقسیم می‌شود، بایستید تا با شما انس بگیرم و ببینم که چه پاسخی به قاصدان پروردگارم می‌دهم(3). 
نووی در شرح این حدیث گفته است: جایگاه اسلام و هجرت و حج، بسیار بزرگ است و هر یک از این کارها گناهانی را که پیش از آن انجام شده است، محو می‌کند و نیز مستحب است که فردی که در حالت مرگ قرار دارد، گوشزد شود که گمان نیک به پروردگارش داشته باشد و آیات امیدبخش و احادیثی که از بخشوده شدن گناهان سخن گفته‌اند، نزد او تلاوت شوند و به نعمتهایی که خداوند برای مسلمانان آماده کرده است، مژده داده شود تا به خداوند حسن ظن داشته باشد و بر همان حسن ظن بمیرد و رعایت این ادب به اتفاق مستحب است(4). 
3- ارزش و مقام معنوی آنان نزد پروردگار
خداوند متعال به کسانی که ایمان آوردند و در راه خدا با مالها و جانهایشان به هجرت و جهاد پرداخته‌اند، وعده داده است که مقام بزرگی نزد خداوند دارند؛ خداوند متعال می‌فرماید: 
(الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ) (توبه، 20)
«کسانی که ایمان آورده‌اند و به مهاجرت پرداخته‌اند و در راه خدا با جان و مال جهاد نموده‌اند، دارای منزلت والاتر و بزرگ‌تری در پیشگاه خدایند و آنان رستگاران و به مقصود رسندگان می‌باشند.»
فخر رازی می‌گوید: کسانی که دارای این چهار صفت باشند، در نهایت بزرگی و بلندی قرار دارند؛ چون انسان متشکل از سه چیز است: روح، بدن و مال. وقتی کفر از روح دور شود و ایمان در آن جای گیرد، به مقام شایستة خود دست یافته است، اما جسم و مال بر اثر هجرت دچار نقصان می‌گردند و به علت پرداختن به جهاد درمعرض نابودی قرار می‌گیرند و شکی نیست که انسان، مال و جان را دوست دارد و از آنها در صورتی رویگردانی می‌نماید که به محبوبی بالاتر دست یابد؛ پس برای آنان طلب خشنودی خداوند از جان و مال مهم‌تر بود؛ چراکه آنان آخرت را بر جان و مال خویش ترجیح دادند؛ پس ثابت شد که پس از حصول صفتهای چهارگانة فوق، انسان به آخرین مقامهای انسانیت می‌رسد(5). 
پس کسانی که ایمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، نزد خداوند دارای بالاترین و بزرگ‌ترین مقام هستند و به آنها پاداش بزرگ‌تری از کسانی که به حجاج آب می‌دهند و مسجدالحرام را آباد می‌کنند، اختصاص می‌یابد.
پس کسانی که به فضیلت هجرت و جهاد با هر دو نوع، مالی و جانی، دست یافتند، مقام بالاتر و بزرگ‌تری از کسانی دارند که دارای چنین فضیلتی نیستند(6). 
4- آنها سزاوار بهشت و همیشه ماندن در آن هستند 
از جمله نعمتهایی که خداوند برای مهاجران آماده کرده است، بهشت و جاودانه ماندن در آن است. خداوند متعال می‌فرماید: 
(الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ د