<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">پاسخ های کوبنده به کتاب مراجعات</a></body></html>مؤلّف این کتاب یکی از نخستین مفسّران شیعه به نام علی‌بن ابراهیم قمی است. یکی از متکلّمان در (رجال النجّاشی) که در کتاب (الفهرست) مشهور است، در مورد این مفسّر می‌نویسد: او در روایت حدیث ثقّه و مطمئن است. اعتماد او ثابت بوده و صحیح المذهب نیز می‌باشد. دربارة تفسیر وی می‌گویند: به راستی و در حقیقت این تفسیر، تفسیر صادقین علیهما‌سلام است.
در حقیقت موسوی در کتاب (المراجعات) به تفسیر قمی نیز استشهاد نموده و آن را با اسم صریح خود مؤلف یعنی: علی‌بن ابراهیم ذکر کرده، همانطوری که در (ص 65) (حاشیة 22) هم‌جهت با تفسیر صافی ـ که بعداً در مورد آن نیز به ابراز عقیده خواهیم پرداخت ـ و در (ص 70) (حاشیة 44) و جاهای دیگر بحث نموده است.
ما در اینجا می‌خواهیم این مطلب را بیان داریم که چه اندازه گفتار آقای قمی به راستی نزدیک بوده، و چه اندازه صحیح‌المذهب می‌باشد و روشن نماییم که چه اندازه کتابش مورد اطمینان و موثّق است و آیا می‌شود بر آن استشهاد نمود؟ همانطور که موسوی به آن استشهاد نموده و برخی روایات ناپسند را مثل تحریف قرآن کریم و امثالهم به نقل از آن کتاب آورده است.
قمی در مقدمة تفسیر خویش (1/5) (نجف 1386 ه‍( می‌گوید: «قرآن دارای آیات ناسخ و منسوخ است، قسمتی از آن آیات محکمه و قسمتی هم متشابهه می‌باشد و در قرآن نیز آیاتی وجود دارد خلاف آنچه که خداوند نازل فرموده است». و این اعتقاد چنین مفسرّی در مورد قرآن است. آیا این آدم صحیح‌المذهب است؟ و آیا می‌شود اطمینان به روایاتی نمود که راوی آن دارای چنین عقیده‌ای است؟ و باز این جناب قمی در مقدمة کتابش (1/10) می‌گوید: «آنچه که خلاف قول خداوند متعال است این آیه است: [كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ المُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللهِ] {آل عمران:110}  ابوعبدالله به قاری این آیه گفتند: آیا خیر امت اقدام به کشتن امیرالمؤمنین و حسین‌بن علی می‌کند؟ به ابوعبدالله گفته شد، پس چگونه نازل شده‌ است، ابن رسول‌الله ص؟ فرمود: این‌طور نازل شده، [كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ] و باز فرمود: «اما آنچه که از قرآن برداشته شده این است: {لکن اللهَ یشهدُ بما انزل الیکَ فی علّی} ترجمه: (و خداوند گواه است بر آنچه به تو نازل شده ای پیامبر در مورد علی) و باز خدا وند می‌فرماید: {یا ایها الرسول بلّغ ما أنزل الیک من ربّک فی علی} ترجمه: (ای پیامبر آنچه در مورد علی بر تو نازل گشته ابلاغ نمایید).
آیا اینان در برابر این کلام خداوند چه پاسخی دارند؟ که می‌فرماید:( فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا کَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَکْسِبُونَ )	(بقره / 79)
«وای بر کسانی که کتاب را با دست خود می‌نویسند و آنگاه می‌گویند: این از جانب خداوند آمده است تا بدان بهاى ناچيزى به دست آرند وای بر آنان چه چیزهایی را با دست خود می‌نویسند! و وای بر آنان چه چیزهایی را به چنگ می‌آورند».
سپس آقای قمی ادامه می‌دهد، و شماری آیات را در تفسیر خویش می‌آورند و می‌پندارند که آن آیات در قرآن مجید تحریف شده و مبدّل گشته‌اند، و بعداً به ذکر وجهی می‌پردازد که به گمان او آن را خداوند نازل فرموده است. برای اطلاع بیشتر در این رابطه رجوع فرمایید به تفسیر قمی در این مواضع (1/84، 211، 360، 389) (2/117، 125). و حتی در آیه‌الکرسی نیز به اثبات تحریف می‌پردازد.
و در موارد بسیار دیگری به فحاشی و دشنام نسبت به عموم صحابه علی‌الخصوص ابوبکر و عمر می‌پردازد. و تفسیرش نیز سرشار از این منکرات است. مثل آنچه که به دروغ و بهتان در ترجمه و تفسیر این آیه می‌آورد [يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ] {آل عمران:106}  در (1/109) روایتی طولانی از پیامبر گرامی ص می‌آورد در مورد وارد شدن امتش در روز قیامت بر ایشان و گویا پیامبر اکرم ص ابوبکر را (عجل امت) و عمر را (فرعون امت) و عثمان را (سامری امت) خویش می‌خواند. پس لعنت پروردگار همواره بر ظالمین باد.
و جناب قمی باز از قول خداوند روایت می‌کند :[وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنْسِ وَالجِنِّ] {الأنعام:112}  (1/214) از ابی‌عبدالله روایتی را ذکر می‌کند که این آیة مذکور در شأن ابوبکر و عمر نازل شده، که به راستی مقصود از شیطان در این آیه همان ابوبکر و عمر می‌باشد. و باز در تفسیر این آیه: ( وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا (27) يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا(28)(فرقان / 27-28)
	 
«و در آن روز ستمکار هر دو دست خویش را به دندان می‌گزد و می‌گوید: ای کاش! با رسول خدا راه برمی‌گزیدم، و ای کاش! من فلانی را به دوستی نمی‌گرفتم.».
(2/113) از ابی‌جعفر می‌آورد که «منظور در آیة نخست ابابکر و در آیة دوم عمر است». و همچنین در تفسیر این آیه [إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآَيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلَا يَدْخُلُونَ الجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الجَمَلُ فِي سَمِّ الخِيَاطِ] {الأعراف:40}  می‌گوید: «این آیه در شأن طلحه و زبیر نازل شده و منظور از اشتر مذکور همان اشتری است که عائشه بر آن سوار بوده».
و ایضاً در ادامة غلوّ و دروغ‌هایی که تفسیرش را در بر گرفته می‌آورد: از ابی عبدالله در مورد این آیه: [وَإِذْ أَخَذَ اللهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آَتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ] {آل عمران:81}   پرسیدند، که فرمود: «خداوند هیچ پیامبری را از بنی‌آدم مبعوث نداشته است مگر اینکه به امور دنیوی همت گمارده و به مؤمنین هم یاری رسانده و منظور از قول پروردگار که می‌فرماید { لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ } یعنی رسول الله { وَلَتَنْصُرُنَّهُ } یعنی امیرالمؤمنین».	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:101.txt">مراجعه (36) ش</a><a class="text" href="w:text:102.txt">مراجعه (37) س</a><a class="text" href="w:text:103.txt">مراجعه (38) ش</a><a class="text" href="w:text:104.txt">مراجعه (39) ش</a><a class="text" href="w:text:105.txt">مراجعه (40) ش</a></body></html>مراجعه (36) ش: 
(موسوی) به نقل هفت نصوص پرداخته و تصور می‌نماید که بر ولایت علی و خلافت او برای پیامبر دلالت می‌نمایند.

پاسخ بر مراجعه‌ی (36): 
- نقض استدلال موسوی به نصوص موهوم خود. 
در این مراجعه به نقل نص‌های موهوم پرداخته است که عبارتند از: 
1- حدیث ابن عباس: رسول خدا(ص) به علی فرمود: (شما ولی هر مؤمن بعد از من می‌باشی) و آن را به ابو داود طیالسی – به نقل از (الاستیعاب) (3/28) - نسبت داد