. و این چیزی که ما در مورد این آیه بیان نمودیم که تنها در شأن ازواج النبی(ص) نازل شده است، همان کلام دانشمند بزرگ امت اسلام و مفسّر برجستة قرآن کریم عبدالله بن عباس(رض) است. و ابن ابی حاتم و عکرمه نیز آن را روایت نموده‌اند. پس آیا شایسته نبود که موسوی به این کلام ابن عباس توجه می‌نمود؟!
ابن کثیر می‌گوید: «اگر مقصود این باشد که ازواج پیامبر(ص) سبب نزول این آیه بوده‌اند پس صحیح می‌باشد، اما اگر مراد این باشد که تنها زنان پیامبر(ص) اهل بیت وی هستند، در آن صورت باید گفت که احادیث زیادی وارد است که اهل بیت را گسترده و اعمّ از ازواج می‌دانند».
سپس احادیث دیگری را می‌آورد ـ در اسناد بعضی از آنها جای بحث وجود دارد ـ در آن میان حدیث کساء هم وجود دارد که صحت آن را بیان نمودیم. ابن کثیر ادامه می‌دهد (3/486): «آنچه که هیچ شک و گمانی را برای متدبّرین در قرآن باقی نگذاشته، آن است که ازواج پیامبر(ص) داخل در آن آیة شریفه هستند که می‌فرماید:
(إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکُمْ تَطْهِيرًا)(احزاب / 33)
چون سیاق کلام با زنان پیامبر است، و بر همین اساس است که خداوند سبحان بعد از آن می‌فرماید:
(وَاذْکُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِکُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِکْمَةِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا)(احزاب / 34)
«ای زنان پیامبر(ص) بانچه که خداوند در خانه‌های شما بر پیامبر(ص) فرستاده است عمل نمایید ـ از کتاب و حکمت ـ و به یاد آورید نعمتی را که در میان مردم تنها شما را بدان مختص گردانید. همانا وحی خداوند تنها در خانه‌های شما نازل گشته. و عائشه صدیقة دختر ابوبکر صدیق اولی‌ترین آنهاست و در این غنیمت خداوندی سهم بیشتری دارد و مطمئناً اخصّ آنهاست در برابر این رحمت عمومی خداوند سبحان. چون در بستر هیچ‌کدام از زنان پیامبر(ص) به جز عائشه وحی نازل نشده، همانطوری که پیامبر نیز بدان اشاره نموده است».
ظاهراً باید گفت: پس از تشریح این مطالب حجّت دیگری برای موسوی باقی نمانده تا که بدان استدلال ورزد. والحمدلله الذی بنعمته تتم الصالحات.
در اینجا نیز کلام دیگری را از شیخ‌الاسلام ابن تیمیه در کتاب (منهاج‌السنّه) حول این آیة مذکور و بیان اینکه دالّ بر مطلوب شیعه نیست روایت می‌داریم. چنانکه در (المنتقی) (ص 446-447) می‌فرماید: «در آنها ـ حدیث کساء و آیة تطهیر ـ چیزی وجود ندارد که بر عصمت و یا امامت اهل بیت دلالت کند. آیة مذکور نیز همچون آیات زیر هستند: [مَا يُرِيدُ اللهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ] {المائدة:6} و یا [يُرِيدُ اللهُ بِكُمُ اليُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ العُسْرَ] {البقرة:185} یا [يُرِيدُ اللهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ] {النساء:26}  [وَاللهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ] {النساء:27} پس منظور خداوند در آیات فوق متضمن محبت و رضایت و خشنودی وی برای آنچه است که خواست و مراد وی است. و این بدان معنی نیست که خداوند آنچه را که اراده فرموده مقدّر ساخته و بوجود آورده است. چون پیامبر(ص) بعد از نزول این آیه فرمودند: {اللهم هؤلاء اهل بیتی فأذهب عنهم الرّجس} این دعا را از خداوند طلب نمودند، و اگر این آیه متضمّن وقوع بود دیگر احتیاجی به دعا کردن نداشت. و این کلام در گفتار اهل قدریه ظاهرتر است. پس ارادة خداوند در نزد شما متضمّن وجود مراد نیست، چون گهگاه {ترید ما لا یکون و یکون مالا ترید}. آیا اصل فاسد خویش را فراموش نموده‌اید؟
اما نزد ما اراده دو نوع است: یا ارادة شرعی است، که متضمن محبت و رضای پروردگار است. همانطوری که در آیات فوق ذکر نمودیم. و یا ارادة کونیة قدریه است که متضمّن خلق و تقدیر می‌باشد، مثل این قول پروردگار: [فَمَنْ يُرِدِ اللهُ أَنْ يَهدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا] {الأنعام:125} } پس ازواج پیامبر(ص) در این آیات مذکور می‌باشند، و این آیات با آنها آغاز شده و به آنها نیز ختم گشته است و مخاطب آیات نیز ایشان هستند».
و در جایی دیگر می‌فرماید ـ (المنتقی) (ص 179-180) : فقوله تعالی: [إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ] {الأحزاب:33} } اگر به انجام اوامر و ترک نواهی پرداختند که متعلق به اراده و افعال آنهاست، یعنی: اوامری را که خداوند متعال به آنها دستور داده به جای آوردند و ترک حرام و معصیّت نمودند در آن صورت شامل لفظ (طهرّوا) می‌شوند.
سپس بیان می‌دارد: آنچه که روشن می‌سازد که این آیه متضمن امر و نهی خداوندی است، همان سیاق آیه است که می‌فرماید: [يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ] {الأحزاب:30}  الی قوله ـ [وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الجَاهِلِيَّةِ الأُولَى] {الأحزاب:33}  [وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آَيَاتِ اللهِ وَالحِكْمَةِ] {الأحزاب:34} سیاق این آیات نشان می‌دهند که متضمن امر و نهی هستند و همچنین نشان می‌دهند که ازواج پیامبر داخل در اهل بیت هستند، چون به راستی مخاطب این آیات در همة موارد ازواج پیامبر هستند». انتهی کلام شیخ‌الاسلام.
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) آنچه که موکّد این گفتار است، آن است که خداوند متعال از موسی(ع) حکایت می‌نماید که (سار بأهله) (اذ قال لأهله امکثوا) اما بغیر از زنش کس دیگری همراه وی نبود، پس برخی از آیات قرآنی باتوجه به برخی دیگر تفسیر می‌شوند، و این آیه هم بیشتر روشن می‌سازد که منظور از لفظ أهل در آیة بالا همان ازواج پیامبر می‌باشند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:32.xml">سؤال و جواب 1 تا 5</a><a class="folder" href="w:html:43.xml">سؤال و جواب 6 تا 10</a><a class="folder" href="w:html:56.xml">سؤال و جواب 11 تا 15</a><a class="folder" href="w:html:67.xml">سؤال و جواب 16 تا 20</a><a class="folder" href="w:html:78.xml">سؤال و جواب 21 تا 25</a><a class="folder" href="w:html:89.xml">سؤال و جواب 26 و 27</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:33.txt">شيعه 1</a><a class="text" href="w:text:34.txt">سني 1</a><a class="text" href="w:text:35.txt">شيعه 2</a><a class="text" href="w:text:36.txt">سني 2</a><a class="text" href="w:text:37.txt">شيعه 3</a><a class="text" href="w:text:38.txt">سني 3</a><a class="text" href="w:text:39.txt">شيعه 4</a><a class="text" href="w:text:40.txt">سني 4</a><a class="text" href="w:text:41.txt">شيعه 5</a><a class="text" href="w:text:42.txt">سني 5</a></body></html>موسوی می‌گوید: «آیا محکمّات قرآن به غیر از اهل بیت حکم به وجوب مودّت احدّی نموده است؟» و در حاشیة (8/62) می‌گوید: «مگر نه اینکه خداوند متعال اهل بیت را به محبت و مودّت اختصاص نموده تا بدین‌وسیله فضیلت آنها را بر غیر آنها اعلام دارد، و فرموده است: [قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا المَوَدَّةَ فِي القُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا] {الشُّورى:23}  (حُسْنًا) ـ و هی هنا مودتهم ـ [حَسَنَ