یغیط بهم الکفار] و سپس موسوی می‌گوید: و سعد بن مالک برخی از ویژگی‌های علی را در حدیث صحیحی ذکر نموده و گفت پیامبر خدا(ص) عباس و دیگران را از مسجد بیرون نمود، و عباس به وی گفت: مرا بیرون نموده و علی را سکونت می‌دهی؟ فرمود: من شما را بیرون ننموده و علی را سکونت نداده‌ام ولیکن خداوند شما را بیرون نمود و او را سکونت داده است. و در حاشیه (20/169) آن را به حاکم نسبت داده و تصور نموده از صحاح سنن روایت شده است، و این ادعا دروغ آشکاری است و حتی حاکم با وجود سهل‌گیری ادعای آن را ننموده است، و اگر از موسوی و دوستان بخواهد حجتی بر صحت آن اقامه نماید، و هرگز نخواهند توانست و او این ادعای تصحیح را می‌گوید تا به گمان خود دلایل واهی و بی‌پایه‌اش را تقویت نماید. 
و حاکم (3/117) این حدیث را از طریق مسلم اعور ملائی از خیثمه بن عبدالرحمن روایت نموده که می‌گوید: از سعد بن مالک شنیدم [و حدیث را ذکر می‌نماید] و حال حاکم از تصحیح آن سکوت نموده است و ذهبی بر آن تعلیق نموده و می‌گوید: (حاکم از تصحیح آن سکوت نموده است، متروک بودن آن مسلم و نمایان است. می‌گویم: همچنین نسائی، دارقطنی، چنین گفته‌اند، و دیگران نیز آن را ضعیف به شمار آورده‌اند؛ و به اثبات روایات منکر برای مسلم اعور پرداخته‌اند، پس به موسوی بنگرید: که چگونه بر دروغ جسارت می‌نماید و ادعای صحت این حدیث باطل را می‌نماید. 
و موسوی می‌گوید: (و زید بن ارقم گفته است: عده‌ای از یاران پیامبر(ص) روزنه‌ها و ابوابی راه یافته به مسجد پیامبر(ص) داشتند، و رسول خدا فرمود: این ابواب را ببندید جز باب علی: مردم در این مورد سخن گفتند رسول خدا(ص) برخاست و خدا را ستایش نمود و سپس فرمود: اما بعد من به بستن این ابواب جز باب علی امر شده‌ام و کسی از شما [شاید] چیزی بگوید: سوگند به خدا من چیزی را نبسته‌ام و چیزی را باز ننموده‌ام ولیکن من به آن امر شدم و پیروی نمودم. و در حاشیه‌ی (21/169) آن را به امام احمد در (المسند) (4/369) نسبت داده است. می‌گویم: امام احمد آن را از طریق میمون ابو عبدالله از زید بن ارقم روایت نموده است. و این اسناد ضعیف است، و میمون همان بصری غلام عبدالرحمن بن سمره است، و حافظ در (التقریب) می‌گوید: او ضعیف و بسیاری از ائمه [حدیث] او را ضعیف [الحدیث] به شمار آورده‌اند و امام احمد می‌گوید: احادیث او منکر می‌باشد. می‌گویم: و با این سخن معلوم می‌گردد که روایت امام احمد در (المسند) برای حدیث مذکور هرگز به معنی پذیرفتن آن و استناد به روایت نبوده است. 
و ذهبی آن را در شرح حال همچون مذکور در (المیزان) (4/235-236) ذکر نموده و سخن عقیلی را در توضیح آن افزوده که: بیانگر ضعف آن می‌باشد و عقیلی می‌گوید: و حال از طریق بهتری روایت گردید، است. و در این طریق نیز سهل انگاری و بی‌توجهی شده است. 
و باز موسوی می‌گوید: (و طبرانی در الکبیر) از ابن عباس روایت نموده که رسول خدا(ص) روزی برخاست و فرمود: من از طرف خود شما را بیرون نکرده‌ام ولیکن خداوند شما را بیرون [و علی] را به حال خود باقی گذاشت، همانا من بنده‌ای مأمور هر آنچه دستور داده شوم انجام خواهم داد، و تبعیت و پیروی می‌نمایم از آنچه به من وحی گردد. و در حاشیه‌ی (22/169) به منتخب الکنز اشاره نموده است. 
می‌گویم: طبرانی آن را در (الکبیر) (12722) از طریق حسین اشقر از ابو عبدالرحمن مسعودی از کنیز نواء از میمون ابو عبدالله از ابن عباس روایت نموده است و این اسناد جداً ضعیف است، و در آن علل‌های زیر است: 
1- حسن اشقر – ابن حسن کوفی – بسیاری او را ضیف [الحدیث] دانسته و او شیعی افراطی است، و ابو زرعه می‌گوید: او منکر الحدیث، و ابن عدی و همچنانکه ذهبی در (المغنی) ذکر کرده – او را متهم می‌نماید و ابو معمر هذلی او را دروغگو به شمار آورده است. 
دوم: کثیر النواء همچنانکه حافظ در (التقریب) گفته است: ضعیف الحدیث است. و ابو حاتم و فسائی او را ضعیف الحدیث می‌دانند، و ابن عدی می‌گوید: او در شیعه‌گری غالی و افراطی است. 
سوم: میمون ابو عبدالله مذکور همان بصری غلام عبدالرحمن بن سمره است و بحث ضعیف الحدیث بودن وحی در حدیث قبلی ذکر گردید. 
و موسوی می‌گوید: (و پیامبر اسلام(ص) فرمود: ای علی روانیست کسی جز من و شما در کنار مسجد سکنی گزیند). و در حاشیه‌ی (23/169) آن را به ترمذی به نقل از منتخب الکنز نسبت داده است می‌گویم: ترمذی (4/330) و بیهقی در (السنن الکبری) (7/66) آن را از طریق سالم بن ابو حنیفه از عطیه از ابو سعید روایت نموده است، و این اسناد ضعیف و به ثبوت نرسیده است، و عطیه همان ابن سعید عوفی است و او ضعیف الحدیث است، و او به طور ناشایستی در روایت حدیث تدلیس می‌نماید، و درباره‌ی او سعد می‌گوید: چنین به نظر می‌رسد او خدری باشد. و یعنی گویا او کلبی کذاب است. و شرح وی در ضمن راویان صد گانه (با شماره 58) گذشت. و راوی از او سالم بن حفصه شیعی افراط‌گر است و بسیاری او را ضعیف الحدیث می‌دانند، و همچنانکه در [الحدیث] ذکر می‌گردد خبر وی در اینگونه مقبول نیست ولیکن کثیر نواء از طریق عطیه عوفی سالم [در روایت این حدیث] متابعت نموده – البدایه و النهایه (7/343) – و جای خوشحالی نیست زیرا کثیر مذکور علاوه بر افراط در تشیع‌گری همچنانکه در حدیث سابق ذکر شد ضعیف الحدیث است. و علت ضعف عطیه عوفی و تدلیس او نیز به قوت خود باقی است. 
و حافظ ابن کثیر نیز حدیث مذکور را در (التفسیر) (1/501) ضعیف به شمار آورده است، و حتی متقی هندی در (کنز العمال) (33052) به ضعف آن اشاره کرده است. 
و اما حدیث سعد نزد بزاز که موسوی در حاشیه به آن اشاره کرده است وضعیتش از حدیث ابو سعید [سابق] بهتر نیست، زیرا از روایت خارجه بن سعد از پدرش است – مجمع الزوائد (9/115) و خارجه مورد بحث شرح حالی [در رجال شناسی] ندارد و کسی به ذکر وی نپرداخته، و به گمان من او یکی از ناشناخته‌هاست و هیثمی در (المجمع) حدیث را با وجود وی در اسناد مُعلل دانسته و می‌گوید: خارجه معروف و شناخته شده نیست. 
و سپس موسوی می‌گوید: (از سعد بن ابی وقاص، و براء بن عازب، ابن عمر و حذیفه بن اسید غفاری روایت شده است که گفته‌اند: پیامبر(ص) به مسجد آمد و فرمود: همانا خداوند به پیامبرش موسی وحی نمود که مسجد پاکی را برای من بناء کنید جز شما و هارون در آن سکونت ننماید و خداوند به من وحی نموده تا مسجدی بسازم جز من و برادرم علی کسی در آن سکنی نگزیند) و در حاشیه‌ی (14/170) آن را به ابن مغازی شافعی در کتاب (المناقب) به نقل از (ینابیع الموده) نسبت داده است. 
می‌گویم: سوگند به خداوند رسول اکرم(ص) این سخن را نگفته است و او(ص) از این یاوه‌گوئی مبرا و به دور است و اگر موسوی در ادعای خود صادق می‌بود اسناد آن را به طور کامل نقل می‌نمود، لیکن عادت جاهلین چنین است چندان به صحت اسناد توجه ندارند بلکه تنها به موافقت آرزو هوای خویش توجه می‌نمایند. و حال او آنرا از کتاب (ینابیع الموده) بلخی نقل نموده و حال او خود موقعیت بهتری از عبدالحسین ندارد، و بلخی آن را از کتاب خود (صص 99-100) نقل