ت به حساب آورده است. این ادعا دروغ و بهتان آشکاری است. و رازی در تفسیر خود این آیه‌ی [فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللهِ عَلَى الكَاذِبِينَ] {آل عمران:61}  ذکر نموده – و آن آیه‌ی مباهله می‌باشد – و شیعه در این آیه مسائل ذکر می‌نمایند از جمله با این آیه به برتری علی بر سایر انبیاء جز محمد(ص) استدلال می‌نمایند – و رازی (8/81) می‌گوید: (در ری مردی به نام محمود بن حسن حمصی بود و او به ترویج مذهب اثنا عشری می‌پرداخت و تصور می‌نمود که - علی جز محمد(ص) - از سایر پیامبران برتر است). پس رازی سخن این رافضی را نقل نموده است و می‌گوید: (سپس – رافضی – گفته است: با استدلال به این آیه می‌توان به تأیید مقبول این حدیث نزد مخالف و موافق آن پرداخت) می‌گویم: پس با این وجود این سخن قول رازی نیست بلکه از سخن رافضی دجال موسوم به محمود بن حسن حمصی است. پس به اعمال رافضیان دروغگو و نیرنگ باز بنگرید که نیرنگ بازان آنان فراوانند ولیکن ما به ذکر سه نفر از سران و بزرگان آنان در این پاراگراف ساده پرداخته‌ایم که عبارتند از این ابی الحدید که ادعای می‌نماید این حدیث در مسند امام احمد است، و عبدالحسین صاحب (مراجعات) و محمود بن حسن حمصی که رازی در تفسیر خود به بیان گمراهی آشکار او پرداخته است. 
و برای اینکه تمام مسایل این حدیث برای رافضیان معلوم گردد به ذکر دو طریق [اسناد] دیگر از این حدیث می‌پردازیم که سیوطی آنها را در کتاب (اللآلی المصنوعه) (1/355-356) ذکر نموده و ابن عراق کنانی در (التزیه) (1/385) نیز از او نقل نموده است. 
یکی [از دو طریق] از حدیث ابو حمراء – نزد دیلمی است با اسنادی که رجال آن غیر معروف است و در تراجم [رجال] نامی از آنها یافت نمی‌گردد – از عبیدالله بن موسی از علاء از ابو اسحاق سبیعی از ابو داود مقنع – و درست آن: نفیع – از ابو حمراء می‌باشد. و این اسناد نیز باطل است و ابو داود مقنع غیر معروف و هرگز ‌نامی از او [در میان رجال اسناد] وجود ندارد، و به نظر من درست اینکه او نفیع بن حارث ابو داود اعمی است؛ و این روایت او از ابو حمراء است و ابو اسحاق سبیعی هم آن را از او نقل نموده است. - نگا: به (التهذیب شرح حال نفیع بن حارث) - و اگر فرد مذکور همان نفیع باشد او متروک الحدیث، و ابن معین و ساجی او را تکذیب نموده‌اند. نگا: شرح حال او در ضمن راویان صدگانه (شماره 1/88) و در غیر این صورت او مجهولی دیگری که شناخته شده نیست. 
و طریق دیگر از حدیث ابو سعید خدری(رض) نزد ابن شاهین در (السنه) است و این اسناد نیز موضوع است زیرا از روایت ابو هارون عبدی از ابو سعید است و ابو هارون همان عماره بن جوین است و او کذّاب است و حماد بن زید و جوزجانی او را تکذیب نموده‌اند، و صالح بن محمد ابو علی گفته است: او از فرعون دروغگوتر است. و اگر گردنم را بزنند نزد من گواراتر از اینکه از او حدیث روایت نمایم: و نسائی می‌گوید: او متروک است. و آخرین مطلب مورد اشاره در این حدیث این است که عبدالحسین حاشیه خود را با آن به پایان برده می‌گوید: (از جمله افرادی اعتراف نموده که علی جامع اسرار تمام انبیاء است، شیخ العرفاء محی‌الدین ابن عربی است، که شعرانی عارف در مبحث (32) از کتاب (الیواقیت و الجواهر) (ص 172) از او نقل نموده است. 
می‌گویم: این سخن مربوط به برخی اشتباهات و گمراهی‌های این عربی است که در آثار خود از جمله (فصوص الحکم) و (الفتوحات المکیه) وارد نموده است که با میل و سرکشی‌های عبدالحسین رافضی تناسب داشته است، و ابن عربی می‌گوید: اولیاء از انبیاء برترند و خاتم اولیاء از خاتم انبیاء برترست، و چون علی نبی نیست بلکه او ولی است لذا از انبیاء برترست و عبدالحسین با این سخن بر مطلوب فاسد خود استدلال نموده است، و این سخن (محی الدین عربی) با گفتار غالیان روافض در برتری علی بر انبیاء که رازی – در صفحه‌ی قبل – از محمود بن حسن حمصی نقل نموده هماهنگ و موافقت یافته است، بلکه علی را بر محمد(ص) برتری بخشید‌ه‌اند، و این گونه افراد [گمراه] همگی در ضلالت و گمراهی هم‌دست و برادرند، و برای تأیید گمراهی‌های خود به ضلالت یکدیگر احتجاج می‌نمایند و خداوند چه زیبا می‌فرماید: [وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنْسِ وَالجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ القَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ] {الأنعام:112}  سپس خداوند بیان می‌نماید که چه کسانی به حرف آنان گوش نموده و اراجیفشان را می‌پذیرند:[وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالآَخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ] {الأنعام:113}  و سخن محی الدین عربی اینکه تمام انبیاء معرفت خداوند را از نور خاتم اولیاء دریافت می‌نمایند و او خود آن را از معدن و سرچشمه‌ی اخذ می‌نماید که فرشته وحی آن را نزد خاتم الانبیاء می‌آورد. و منظور او از خاتم اولیاء خود اوست [ابن عربی]، نگا: (الفتوحات المکیه) (2/252) و (نصوص الحکم) (1/63) و کسانی مانند امام ابن تیمیه بر او رد و پاسخ داده‌اند نگا: (المجموع الفتاوی) (11/363-372) و ابن تیمیه در کتاب خود تبیین نموده که برترین اولیاء خدا در میان اُمت محمد(ص) ابوبکر صدیق(رض) و سپس عمر فاروق است. - نگا: (الفرقان بین الحق و الباطل) (ص 142-144)، (الحسنه و السئیه) (ص 116-117) و ... 
35- حدیث علی(رض) که می‌گوید: پیامبر(ص) مرا فرا خواند و فرمود: (ای علی شما همچون عیسی می‌باشی یهود از او کینه داشتند تا حدی که مادرش را متهم نمودند، و نصاری او را چنان دوست داشتند تا او را در جایگاهی نشاندند که او در آن منزلت نبود). و علی گفت: هان هلاک می‌گردد هر آنکه، در حب من افراط نماید و مرا از حدی که در آن نیستم بالاتر ببرد، و [نیز] هر آنکه: از من نفرت داشته باشد و بر من افترا نماید تا مرا متهم نماید، آگاه باشید من نبی نیستم و به من وحی نمی‌شود ولیکن هر آنچه بتوانم به کتاب خدا و سنت پیامبر او(ص) عمل می‌نمایم، پس هر آنچه از عبارت خداوند که شما را به آن امر نمایم بر شماست چه درست بدارید یا از آن کراهت داشته باشید پیروی نمائید، و هر آنچه از معصیت، من و غیر من دستور دادیم پس در معصیت خداوند اطاعت نیست و همان اطاعت [تنها] در [عمل] معروف است. حاکم (3/123)، عبدالله بن احمد در (زوائد المسند) (1/160) ابو یعلی (1/156)، ابن ابی عاصم (السنه) (1004) و ابن الجوزی (العلل المتناهیه) (1/162) همگی آن را از طریق حکم بن عبدالملک از حارث بن حصیره از ابو صادق از ربیعه بن تاجذ – موسوم به ناجد – از علی روایت نموده‌اند. و اسناد آن ضعیف است، در آن علل [قادحه‌ی] زیادی وجود دارد از جمله: 
•	همچنانکه در (التقریب) ذکر شده حکم بن عبدالملک ضعیف است و بسیاری او را ضعیف به شمار آورده‌اند و ذهبی او را علت ضعف حدیث به حساب آور