 داد بر او پیشی گرفتم، مدتي گذشت تا اینکه چاق شدم و پیامبر(ص) با من مسابقه داد از من پیشی گرفت، و فرمود این به جای آن. روایت از امام احمد، (6/39) و ابوداود، (2578). 
4- عائشه گفته است: من با دختران بازی می‌کردم چه بسا پیامبر(ص) وارد می‌شد و نزد من کنیزاني بودند و چون وارد می‌شد بیرون می‌رفتند و چون خارج می‌شد آنان وارد می‌شدند). روایت از ابوداود (4931) و حمیدی، (260) و ... .
و این احادیث [مذکور] نزد اهل سنت بر اساس علم حدیث صحیح و ثابت‌اند و ایراد و خرده‌گیری موسوی در آنها خللی وارد نمی‌سازد، و دلیلی بر اهل سنت ندارند جز اینکه می‌خواهند روایت عائشه را تکذیب نمایند و این تفکر به ذهن هیچ فرد عامی از اهل سنت خطور نمی‌کند چه برسد به علمایانی از قبیل شیخ الازهر؟؟
و اما حدیث پنجم عبارت است از آنچه به عائشه نسبت داده شده است که گفته است: من دارای هفت چیز بوده‌ام جز مریم بنت عمران، کسی دیگر از مردم آن را نداشته‌اند. 1- فرشته با سیما و شکل من نازل شده است، و رسول خدا(ص) چون با من ازدواج کرد دوشیزه بودم و هيچیک از زنان او در دوشیزگی با او ازدواج نکردند و وحی بر ايشان نازل مي شد و من و او در زیر یک لحاف بودیم، و من محبوب‌ترین مردم نزد پیامبر(ص) بوده‌ام، و آیاتی درباره‌ی من در قرآن نازل شده است که نزدیک بوده امت پیرامون آن هلاک و نابود شوند، و جبرئیل را دیده‌ام و هیچ کدام از زنانش جز من او را ندیده‌اند، و در خانه من جان به جان آفرین تسلیم کرد. 
و در حاشیه (16/267) آن را به ابن ابی‌شیبه به نقل از (الکنز) نسبت داده است. [من] می‌گویم روایت مذکور در کنزالعمال، (37779)از آنچه عبدالحسین نقل نموده است طولانی‌تر است زیرا نمی‌دانم به چه علت او قسمتی از آن را حذف کرده است و لفظ و عبارت کامل روایت اين است  در مورد من هفت چیز وجود دارد که سایرین از آن بهره‌مند نبوده‌اند مگر آنکه [برخی از آنها] به مریم بنت عمران ارزانی شده است] و سوگند به خدا من این را به عنوان افتخار بر دوستانم نمی‌گویم]، فرشته [وحی] با سیما و صورت من نازل شده است، [و در سن هفت سالگی پیامبر(ص) با من ازدواج کرد و در سن نه سالگی به وی اهدا شدم [به خانه بخت رفتم‌ام] و با دوشیزگی با من ازدواج کرد که کسی دیگر همچون من [در این امر] نبوده است، و وحی نزد وی مي آمد و من و او در زیر یک لحاف بودیم، و من جبرئیل را دیده‌ام و جز من کسی از زنان [پیامبر(ص)] او را ندیده‌اند، و در خانه‌ی من جان به جان تسلیم کرد و تنها من و فرشته‌ی [مرگ]در خانه بوديم. ابن ابی‌شیبه آن را روایت کرده و طبرانی در (الکنز)، (ج 23) شماره (77) آن را از طریق ابن ابی‌شبیه روایت نموده است به (مجمع الزوائد، 9/241) مراجعه شود – و حاکم، (4/10) نیز آن را روايت كرده است كذا روايت خلال لي تسعه ( نسبت به من ارزانی شده است) ثبت شده است، و درست نیز همین است زیرا چون آنها را به طور مفصل برمی‌شماری نه مسأله می‌باشند و اسناد آن ضعیف است، زیرا در آن عبدالرحمن بن ضحاک است، و او مجهول‌الحال است و معروف نیست، ابن ابی‌حاتم آن را ذکر کرده و چیزی در مورد وی نگفته است، و در اسناد حاکم با (عبدالرحمن بن ضحاک) نگاشته شده، و گمان می‌نمایم اشتباه شده است و درست آن ابن ابی‌ضحاک است و طبرانی نیز چنین نقل نموده و در جرح و تعدیل نیز چنین ثبت شده است. اما ابن ضحاک در میان راویان فردی به این نام [جز آنچه این ابی‌حاتم ذکر کرده است] وجود ندارد، و گفته است: (ولیدبن مسلم و سویدبن عبدالعزیز و مروان بن معاویه و بقیه بن ولید و مبشر بن اسماعیل از او [ابن ضحاک] روایت کرده‌اند) و ابوحاتم [نیز] از ابن اسماعیل روایت کرده است، و این خود بیانگر این است که او همان راوی مورد نظر نیست و یا اینکه (ابن ضحاک) [نیست] و اشتباه شده است و صواب آن (ابن ابی‌ضحاک است) و یا اینکه [ابن ضحاک راوی دیگری است و مجهول و غیر معروف است، و به هر حال بر خلاف ادعای صحت آن از طرف حاکم و موافقت ذهبی با او؛ ضعف اسناد آن و عدم ثبوت آن به ثبوت رسیده است. 
ولیکن هدف و منظور ما تنها ضعف اسناد روایت است اما مفهوم و معنی روایت و فضایل نه‌گانه در آن برای عائشه به طور کلی از احادیث صحیح ثابت شده‌‌اند، و ما تنها ثبوت فضایل را از آن برداشت می‌نمائیم ولی لفظ حدیث غیرثابت و صحیح نیست، و لذا سخن موسوی در شرح حاشیه (17/267) که می‌گوید: (بدون شک آن اوصاف هفتگانه‌ای که عائشه ذکر کرده در مریم بنت عمران نبوده است تا او را از آنها استثناء نماید. 
پس ما می‌گوئیم لفظ [مذکور] برای حدیث مورد نظر ثابت و صحیح نیست و چیزی را اثبات نمی‌نماید ولیکن تمام فضایل [موجود در آن] صحیح و ثابت، و شاید تصحیح برخی ائمه [بر آن] مربوط به کسانی باشد که حدیث مذکور را با استناد به [مفهوم] فضایل صحیح در آن تصحیح نموده‌اند و در زیر به اشتباه برخی از ائمه در رابطه با تصحیح روایت مذکور می‌پردازیم. 
خالی از لطف نیست که بگوییم این روایت دارای الفاظ [و عبارات] دیگری است که با اسانید دیگری مانند استاد طبری در (الکبیر، ج 23، شماره 74-75) و ابن یعلی (مجمع الزوائد، 9/241) با لفظ مذکور نزدیک است، لیکن مقام آنها همچنان که هیثمی در (المجمع، 9/241) تبیین نموده است، ضعیف الاسناد و غیر ثابت می‌باشند، و بیشتر فضایل در میان الفاظی که در رابطه با این روایت وارد شده است همان لفظی است که قبلاً ذکر کرده‌ایم و ما تنها - با تقریر ضعف حدیث با آن سیاق – به تبیین و صحت فضایل موجود در آن می‌پردازیم. 
اول قول عائشه: (فرشته با سیمای من نازل گردیده است) ترمذی، (3967) روایت نموده است جبرئیل با شکل و سیمای عائشه در خرقه‌ای سبز [رنگ] نزد پیامبر آمد و گفت [این همسر شما در دنیا و آخرت است]، و ترمذی گفته است: این روایت حسن و غریب است [نگارنده] می‌گویم: ترمذی حدیث را با وجود رجال اهل ثقه‌ی آن تصحیح ننموده زیرا همچنان که بیان نموده در وصل و ارسال آن اختلاف است ولیکن حدیث [مذکور] صحیح است زیرا امام احمد، (6/41، 128، 161) و بخاری، (3895، 5078، 5125، 7011، 7012) و مسلم، (2438) از عائشه روایت نموده‌اند که پیامبر(ص) فرموده است: ([ای عائشه] سه شب در خواب شما را دیدم و فرشته با (سیمای] شما در خرقه‌ای حریر نزدم آمد و می‌گفت: این زن شماست و من [چون پرده ی] چهره‌ی شما را برداشتم دیدم شما همان زن می‌باشی، پس می‌گویم اگر این از جانب خداوند است آن را قبول و تأیید نماید). 
دوم و سوم: سخن عائشه که می‌گوید: (پیامبر(ص) در هفت سالگی با من ازدواج و در نه سالگی به خانه‌ی او روانه شدم). 
و این روایت در بخاری، (3894، 5134، 5156، 5160) و مسلم، (1422) و ابوداود، (2121) و ابن ماجه، (1876) با روایات متعدد روایت گردیده است و در برخی از آنها ذکر شده است که پیامبر(ص) با عائشه ازدواج کرد که در حالی که عائشه شش سال و یا به نقل برخی هفت سال داشت. 
چهارم: سخن عائشه اینکه (پیامبر(ص) در دوشیزگی با من ازدواج کرد و با هیچ کدام از همسرانشان چنین ازدواج ننموده است)، بخاری، (7/6) روایت کرده است که عائشه گفته است: (به پیامبر(ص) گفتم هر گاه به دره‌ای