راه علی هم در مخالفت می‌باشد – به روایت مورد اشاره در پاسخ بر مراجعه قبلی مراجعه شود. مراجعه (پیشین) (83): س: 
سؤال سلیم البشری – شیخ الازهر – از امکان جمع میان ثبوت نص و حمل بر صحت آن.سؤال شیخ‌الأزهر در مورد دلیل عدم پایبندی شیعه‌ها به مذاهب جمهور، سپس بیان داشتن میزان احتیاج و نیاز ملت مسلمان به اتحاد و همبستگی.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:171.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:172.txt">قسمت دوم</a></body></html>مراجعه (84): س: 
1- ادعای عدم تعبد صحابه به نصوص مربوط به امور سیاست و کشورداری و ذکر برخی انگیزه‌های [موهوم] صحابه از طرف عبدالحسین. 
2- ذکر آخرین دلیل او بر عوامل موجب سکوت علی در امور خلافت 

پاسخ برمراجعه (84) 
1- نقض ادعای او پیرامون اتهام صحابه در عدم تعبد صحابه و ذکر فضایل صحابه. 
2- رد اسباب – مرهوم – که صحابه را به طرف عدم تعبّد سوق داده باشد. 
3- اشاره به تمام احتمالات مورد احتجاج شیعه پیرامون تفسیر بیعت علی با ابوبکر. 
شیطان مکر و نیرنگ خود را به وسیلة این دجال صفت [عبدالحسین] و پیروان او با دمیدن پلیدی و غرور در آنها گسترش می‌دهد و بزرگنمایی می‌کنند و تا حدی که گمان می‌نمایند دارای قدرت و حجت می‌باشند ولیکن خداوند مرا مطمئن ساخته و می‌فرماید: [إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا] {النساء:76}  و رسول خدا(ص) ما را تعلیم نموده که با استعانت از خداوند و از شر آنان رها شده و خوار و ذلیل می‌گردند و لذا از خداوند بر روافض یاری می‌طلبیم و به او پناه می‌جوئیم تا مرا از شر آنان مصون سازد. 
و این گمراهان همدست شیطان شقاوت‌های خویش را ترویج می‌دهند و در این مراجعه به بدگوئی نسبت به برترین انسان‌ها بعد از پیامبران یعنی یاران محمد(ص) روی می‌آورند. و در واقع کسی از بدگوئی و تهمت او مصون نماند و چه زیبا در این زمینه گفته‌اند: وقتی می‌گویند: خداوند صاحب فرزند است و محمد ساحر بوده و خدوند و پیامبراز [شر] زبان آنان مصون نمانده اند پس من چگونه از آن رها شوم. 
و بر صاحبان خرد پوشیده نیست که بدگویی‌های این فرقه‌های گمراه همچون پارس ‌سگان می‌ماند [ماه سیر خود کند و سگ عوعو کند] و لعمري همچون صدای [جیرک] درب یا وزوز مگس است. 
[و به قول مشهور چون نکوهش من از طرف ناقص نزد شما گفته شود گواه این است که من کامل می‌باشم. 
سوگند به خدا این القائات دشمن اسلام در این فرقه‌های گمراه است که دلشان از این امت [پر از خون] و انتقام است، و بزرگترین عقده آنان اینکه پیامبر دارای یارانی است که در هنگام فشار و سختی و روزگاری که اسلام در غربت و او از هر طرفی مورد هجوم بود آنان با تمام توان و جان و مال خود هر آنچه داشتند برای اسلام و مسلمانان تقدیم کردند، و این بذل و فداکاری هیچ گونه طمع و ریائی در خود جایی نداده است، و این بذل و فداکاری به تنهایی سبب غیظ و خشم دشمنان اسلام اعم از یهودیان و نصاری و .... نگشته است ولیکن آنچه بیشتر از هر چیز سبب غیظ آنان شده اینکه بزرگترین موضع‌گیری و موقف اصحاب هیچ کدام از پیامبران با پایین‌ترین موضع و موقف صحابه محمد مصطفی قابل قیاس نیست، و موسی در ده‌ها آیات چگونگی موقف یاران خود را برای ما بازگو می‌نماید. بلکه پاک‌ترین آنها را تا اینکه امر به حدي رسیده می‌فرماید: { رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسي‏ وَ أَخي‏ } ترجمه: [موسى‏] گفت: «پروردگارا! من جز اختيار شخص خود و برادرم را ندارم‏ و نیز عیسی از یاران خاص خود [حواریون او که برای صدق او خواهان و نیازمند معجزه بیانگر صداقت نبوت او می‌باشند گفته‌اند: {هَلْ يَسْتَطيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ } آیا (ای عیسی) پروردگار شما خواهد توانست از آسمان سفره‌ای نازل نماید. و آن را چنین توجیه می‌نمایند: [قَالُوا نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ] {المائدة:113} گفتند: «مى‏خواهيم از آن بخوريم، و دلهاى ما آرامش يابد، و بدانيم كه به ما راست گفته‏اى، و بر آن از گواهان باشيم.». 
و انسان خردمند شرم می‌نماید اینکه میان آنان و صحابه محمد(ص) مقایسه نماید. 
یاران محمد(ص) که در سخت‌ترین روزها و تاریک‌ترین شب‌ها با او بودند وهرگز روزی نشانه و آیتی از وی نخواستند تا با آن بر وضعشان استعانت جویند بلکه اسوه تسلیم شدن در برابر امر خدا و صبر بر قدر و مشیت او و آنچه در مسیر یاری پیامبر(ص) دچارشان می‌گردد نمونه و الگو می‌باشند و بلکه مشکلات پیش آمده به ایمان و یقین آنان می‌افزود و خداوند پیرامونشان می‌فرماید: [وَلَمَّا رَأَى المُؤْمِنُونَ الأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا] {الأحزاب:22}  و نیز درباره‌‌ی آخرین جهادشان با رسول خدا(ص) می‌فرماید: [لَقَدْ تَابَ اللهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالمُهَاجِرِينَ وَالأَنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ العُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ] {التوبة:117} ) که منظور از آن جنگ تبوک است و اینگونه مسائل فراوان است که دشمنان اسلام علی‌الخصوص یهودیان و نصاری خواسته‌اند صحابه را مورد نکوهش قرار دهند ولیکن به طور علنی یارای آن را نداشته‌اند و بزرگترین یاوری در این گروه گمراه یافته‌اند و رافضیان [با تشویق دشمنان اسلام] بر آن نسل پاک و تربیت یافته‌ی رسول(ص) افترا نموده و چنانچه آن نسل به طور عملی وجود نمی‌داشتند انسان آن را جزو خیال‌پردازی و رؤیاها به حساب می‌آورد. 
و هر آنکه سخن عبدالحسین - در این مراجعه و قبل از آن (80-82) و یا شماره‌های (86-88) - و سخن سایر رافضیان را مطالعه نماید یقین حاصل نماید که آنان به صراحت می‌گویند که اصحاب رسول خدا(ص) برادر ایمانی و خدایی [یکدیگر] نبوده‌اند میان خود رحمت و مهربانی نداشته‌اند و با هم دشمن بوده یکدیگر را فریب و لعن و بر یکدیگر توطئه می‌نمودند.
سوگند به خداوند دروغ گفته‌اند و ابوبکر و عمر، عثمان و علی از این حرف‌ها بالاترند و بنی‌هاشم و حتی بنی‌امیه با هم چنین نبوده‌اند. 
پست‌ترین دروغ رافضیان اینکه تصور می‌نمایند که اصحاب رسول خدا(ص) نسبت به یکدیگر در دل دشمنی داشته‌اند – بلکه خداوند – بر خلاف سخن عبدالحسین – می‌فرماید: [أَشِدَّاءُ عَلَى الكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ] {الفتح:29} و موقف و موضع‌گیری آنان چنین بوده گرچه در میانشان پدران و برادران و خویشاوندانشان هم بوده باشند، ولیکن تمام رابطه‌ها را قطع نموده‌اند، و موقفشان با مؤمنین تنها برادری دینی بوده آن سختگیری [با دشمن] و آن رحمت [با خودی] برای خداوند بوده است و نسبت به یکدیگر چیزی در دل نداشته‌اند، و عواطف و احساسات خود را همچون رفتار و روا