ت؛ ایشان اشعار و غزلهای حافظ را با همان سجع و قافیه تردید می  نماید و اشعار نغز و دلکش می سراید.
در کتاب ایشان فواید و لطایف وافری به چشم میخورد که معلومات علمی، فرهنگی و تاریخی بی شماری در دسترس خواننده قرار می دهد.
علامه برقعی عالم مفسر، محدث، نحوی، فلسفی و شاعر بلیغ است و کتابهای زیادی دارد.
البته طوری که خود علامه برقعی نیز تصریح می نماید غرض حافظ از سرودن این اشعار و غزلها جلب نمودن رضایت پادشاه و حاکم زمان بوده و بدنبال مفاد مادی می گشته است؛ لهذا در توشیح و بازنگری اشعار خویش دقت بسیار می نموده و کوشش فراوان داشته است. اما علامه برقعی با وجود مصروفیت ها و تألیفات دیگر در مدت بسیار کمی (کمتر از یکسال) حافظ شکن را سروده است؛ لهذا بعید نمی باشد که گاهی اشعار برقعی در فصاحت و بلاغت به پایة اشعار حافظ نرسد.
به هر حال به کمک و توفیق الله متعال بنده این کتاب را تصحیح و مراجعه نموده ام، و لازم است که نکات ذیل را خدمت خوانندة گرامی تقدیم نمایم:
1-	نسخة دستنویس کتاب «حافظ شکن» به خط خود علامه برقعی در 347 صفحه می باشد که به خط خیلی خوانا و واضح نوشته شده است و مقدمة بسیار جالب و گران سنگ نیز دارد که در صفحة اخیر کتاب تاریخ پایان یافتن آن ذکر شده و آمده است: سال 1371 ق. هـ..
2-	مقدمة کتاب در شانزده صفحه بوده و در صفحة شانزدهم شعبان 1371 ق. نوشته شده است. در مقدمه مطالبی راجع به شعر وصفات شاعر، چگونگی دیوان حافظ و زمان او، امرائی که حافظ از آنها در دیوان خود مدح نموده و ... نوشته است.
3-	صفحة 6 و 7 نسخة دستنویس مفقود است؛ البته کتاب حافظ شکن در زمان حیات ایشان مثل بقیة کتابهای ایشان تایپ شده و در اختیار دوستان و ارادتمندان قرار گرفته است.
اما کوشش ما در تصحیح و حواشی از این قرار است:
1-	مطابقت حرف به حرف نسخة تایپ شده با نسخة دستنویس علامه برقعی.
2-	شکل گذاری ابیات عربی و واژه های مشکل.
3-	ترجمه و توضیح ابیات عربی و بعضی لغات در پاورقی.
4-	گاهی علامه برقعی از بعضی آیات کریمه اقتباس نموده و یا به آیة اشاره کرده  است، که ما در حواشی متن آیه را آورده و نیز شمارة آیه و سوره را نیز آورده ایم.
5-	معرفی و ترجمه برای بعضی از اعلام بطور مختصر.
6-	طوری که محققین در جریان هستند نسخه های متعدد از دیوان حافظ به طبع رسیده است و این نسخه ها با یکدیگر اختلافهای زیادی دارند؛ گاهی تقدیم و تأخیر در غزل ها و گاهی در ابیات رخ داده و گاهی یک یا چند بیت در یک نسخه می باشد و در نسخه های دیگر وجود ندارد که قطعا بعد از زمان حافظ دیوان او دستکاری شده است.
ما در حد توان در پاورقی اختلاف موجود در بین نسخة دستنویس علامه برقعی و نسخة دیوان حافظ که بر آن اعتماد کرده ایم را تذکر داده ایم.
7-	بنده بیشتر به دیوان حافظ با تصحیح و مقدمة محمد بهشتی اعتماد نموده ام که نوبت  چهارم آن در سال 1375 شمسی توسط مطبوعات حسینی (تهران – ناصر خسرو) به نشر رسیده است، و آقای بهشتی نسخة خویش را بر اساس دیوان حافظ بخط محمود وصال و با مقابله با نسخه های:
1-	دیوان حافظ با تصحیح علامه محمد قزوینی و داکتر قاسم غنی.
2-	لسان الغیب با تصحیح پژمان بختیاری.
3-	دیوان حافظ با تصحیح دکتر خانلری.
4-	دیوان حافظ با تصحیح انجوی شیرازی.
5-	دیوان حافظ با مقدمه و تصحیح تیمور برهان لیمودهی 
تصحیح و نشر نموده است.
8-	در دو یا سه مورد بعضی از ابیات حافظ شکن به نظر بنده مفهوم رسا نداشت، در پاورقی تذکر دادم به صفحة مربوطه نسخة دستنویس حافظ شکن مراجعه شود، تا اگر دوستی خواست بیشتر تحقیق نماید به مشکلی بر نخورد.
9-	در یک جا به موردی بر خوردم که گمان می رود 3 بیت به خط خود علامه برقعی نباشد که در پاورقی تذکر دادم؛ و ابیات عادی بود و گمان نمی رود کسی موضوع خاصی را در آن گنجانده باشد.
10-	گاهی علامه برقعی با الفاظ و جملات بسیار شدیدی بر حافظ و اهل تصوف تاخته است که ما از جانب ایشان از فرهنگیان عزیز پوزش می طلبیم؛ و باید متذکر شویم که علامه برقعی با حافظ شیرازی و سایر منتسبین به او هیچ دشمنی شخصی و عداوت فردی نداشته اند و فقط بخاطر صفات موجود در آنها ناپسندیده دانسته که گاهی ردود ایشان به جاهای باریکی کشانده می شود.
11-	لازم به ذکر است که بسیاری از بزرگان علم و ادب از حافظ دفاع می کنند و گفته می شود که خیلی از اشعاری که مخالف دین اسلام و شریعت در دیوان ایشان است بخاطر تغییراتی است که بعد از وفات حافظ در دیوان ایشان برخی مغرضین به وجود آورده اند و امیدواریم که اهل علم و ادب این مسأله را تحقیق کرده و نتیجه آن را  نشر کنند.
وما أرید إلا الإصلاح ما استطعتُ وما توفیقی إلا بالله العلی العظیم
وصلی الله علی خیر خلقه محمد وعلی آله وصحبه أجمعین
سید جمال الدین هروی – نیمة ذوالقعده 1430 هجریساقی بنور باده بر افروز جام ما
		مطرب بگو که کار جهان شد بکام ما

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم
		ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد بعشق
		ثبت است بر جریدة عالم دوام ما

ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست
		نان حلال شیخ ز آب حرام ما

دریای اخضر فلک و کشتی هلال
		هستند غرق نعمت حاجی قوام ما

حافظ زدیده دانة اشکی همی فشان
		باشد که مرغ وصل کشد قصد دام ما<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:401.txt">حافظ</a><a class="text" href="w:text:402.txt">حافظ شكن</a></body></html>خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
		ساحت کون و مکان عرصة میدان تو باد

ای که انشاء عطارد صفت شوکت تست
		عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد

طیرة جلوه طوبی قد دلجوی تو شد
		غیرت خلد برین ساحت ایوان تو باد

حافظ خسته باخلاص ثنا خوان تو شد
		لطف عام تو شفا بخش ثنا خوان تو بادشاعرا دور فلک بوتة حرمان تو باد
		ساحت کون و مکان ماتم و افغان تو باد

گول شاعر مخور ای عاقل فرزانة ما
		جان من حفظ خدا یار و نگهبان تو باد

کار شاعر همه لافست و ملق چون حافظ
		زر و سیمی بده او را که غزل خوان تو باد

حافظا گوی فلک را بستمکار چه کار
		ساحت کون و مکان عور ز دیوان تو باد

ساحت کون و مکان بهر ستمگر نبود
		تف باخلاص تو و خوی ثناخوان تو باد

آنکه انشاء عطارد ز شهان می‌داند
		کفر او زشت‌تر از کفر چه شیطان تو باد

جلوه و خوبی طوبی نبود چون خسرو
		شاعرا خلد برین دور ز شاهان تو باد

نه بتن‌ها حیوان و بشر جن و ملک
		انزجار همه از گفته و سلطان تو باد

حافظا خسته شدی مدح نمودی آنقدر
		تا بزنجیر جفا مردم ایران تو باد

برقعی مدح می و شاه و وزیر و اعیان
		شده ابزار اجانب دل سوزان تو باد<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:404.txt">حافظ</a><a class="text" href="w:text:405.txt">حافظ شكن</a></body></html>گل بی رخ یار خوش نباشد
		بی باده بهار خوش نباشد

طرف چمن و هوای بستان
		بی‌لاله عذار خوش نباشد

رقصیدن سرو و حالت گل
		بی‌صوت هزار(1)  خوش نباشد

هر نقش که دست عقل بندد
		بی نقش و نگار خوش نباشد

با یار شکر لب گل اندام
		بی‌بوس و کنار خوش نباشد

جان نقد محقر است حافظ
		از بهر نثار خوش نباشد
---------------------------------------------------
1) بلبل هزار.