ند و اگر بدان بخوانندش اجابت مي فرمايد.» [ابوداود] 
فضالة بن عبيد مي گويد: درحيني که رسول الله صلى الله عليه و سلم نشسته بود، مردي وارد شد و نماز گزارد و گفت: "اللهم اغفر لي وارحمني" يعني: الهي! مرا بيامرز و بر من رحم فرما!، پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود: (عَجِلتَ (تسرعتَ) أيها المصلي، إذا صليتَ فقعدتَ فاحمد الله بما هو أهله، وصلِّ علي، ثم ادعه) يعني: «عجله کردي اي نماز گزار. وقتي نماز گزاردي و نششستي، حمد و سپاس خداي را آنگونه که سزاوار اوست بگوي و سپس دعا کن!» آنگاه آن مرد ديگري آمد و نماز گزارد و حمد خداوند را گفت و بر حضرت محمد صلى الله عليه و سلم درورد و صلوات فرستاد، پيامبر صلى الله عليه و سلم به او فرمود: (أيها المصلي! ادع تجب) يعني: «اي نماز گزار! دعا کنکه اجابت مي شوي.» [ابوداود و ترمذي و نسائي]

پافشاري و اصرار در دعا و تکرار سه باره ي آن: 

عبد الله بن مسعود -رضي الله عنه- مي گويد: وقتي پيامبر صلى الله عليه و سلم دعا مي نمود، سه بار دعا مي کرد و وقتي چيزي از خدا مي خواست سه بار درخواست مي نمود و پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمود: (يستجاب لأحدكم ما لم يعْجَل. يقول: قد دعوتُ ربي فلم يستجب لي) [متفق عليه] يعني: «اجابت مي شود براي يکي از شما تا ماداميکه شتاب نکند و بگويد به پروردگارم دعاء کردم و مرا اجابت نکرد.»

همچنين آن حضرت صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (لا يقولن أحدكم: اللهم اغفر لي إن شئتَ، اللهم ارحمني إن شئتَ. ليعزم المسألة فإنه لا مستكرِه له (أي يدعو الله وهو موقن أن الله سيقبل دعاءه. فالله هو القادر على كل شيء) [متفق عليه] يعني: «نبايد بگوييد: بارالها! مرا ببخش اگر خواستي، بر من رحم فرما اگر خواستي. بايد سؤالتان را راسخ و مطمئن بيان داريد و مستکرهي (به زور به کاري وادارنده) براي او متصور نيست.(يعني خداوند را بخواند و يقين داشته باشد که دعايش پذيرفته مي شود، که خداوند بر هر چيز تواناست)»

سفيان بن عيينه -رحمه الله- مي گويد: هيچ کس از دعا دست باز نکشد بخاطر آنچه در مورد خود مي داند که خداوند دعاي بدترين مخلوقاتش يعني ابليس را اجابت ففرمود که گفت: {رب فأنظرني إلى يوم يبعثون . قال فإنك من المنظرين. إلى يوم الوقت المعلوم } [حجر: 36-38] يعني: «گفت پروردگارا پس مرا تا روزى كه برانگيخته خواهند شد مهلت ده. فرمود تو از مهلت‏يافتگانى. تا روز [و] وقت معلوم.»

دعا با صداي آرام و کوتاه:

خداوند متعال مي فرمايد: {ادعوا ربكم تضرعًا وخفية } [اعراف: 55] يعني: «پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانيد.»

پيامبر خدا صلى الله عليه و سلم به اصحاب خويش هنگامي که صداي دعايشان را بلند نموده بودند، چنين فرمود: (إنكم ليس تدعون أصم ولا غائبًا، إنكم تدعون سميعًا قريبًا، وهو معكم) [مسلم] يعني: «همانا شما کر و غائبي را نمي خوانيد، شما شنوا و نزديکي را فرامي خوانيد و او با شما است.»

دعاء با آنچه در قرآن و سنت آمده است:

بهتر است که در دعاهايمان ادعيه ي بسياري را که در قرآن كريم آمده است، بکار ببريم، مثل: {ربنا اغفر لنا ذنوبنا وإسرافنا في أمرنا وثبت أقدامنا وانصرنا على القوم الكافرين} [آل عمران: 147] يعني: «پروردگارا گناهان ما و زياده‏روى ما در كارمان را بر ما ببخش و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه كافران يارى ده.» و: {ربنا آتنا في الدنيا حسنة وفي الآخرة حسنة وقنا عذاب النار} [بقره: 201] يعني: «پروردگارا در اين دنيا به ما نيكى و در آخرت [نيز] نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش [دور] نگه دار.»

همچنين با آنچه از پيامبر صلى الله عليه و سلم ثابت گرديده است، مثل: (اللهم أنت ربي، لا إله إلا أنت، خلقتني وأنا عبدك، وأنا على عهدك ووعدك ما استطعت، أعوذ بك من شر ما صنعت، أبوء لك بنعمتك، وأبوء لك بذنبي، فاغفر لي فإنه لا يغفر الذنوب إلا أنت) [بخاري] يعني: « پروردگارا! تو خداي مني، معبود بحقي جز تو نيست. مرا آفريدي و من بندهء تو ام و بر عهد و پيمان تو بقدر توان ايستاده ام، از شر و زشتي آنچه انجام داده ام و بتو پناه مي جويم، به نعمتت بر خويش و هم بر گناهم اعتراف دارم، پس مرا بيامرز، زيرا گناهان را جز تو نمي آمرزد.» وقوله: (اللهم إني أعوذ بك من الشقاق والنفاق وسوء الأخلاق) [نسائي] يعني: «بار الها! از جدايي(انحراف از مسير اسلام) و نفاق و بدي اخلاق به تو پناه مي جويم.»

خود را وادار به بکار بردن عبارات موزون و مسجع در دعا نکنيد: 

در دعا کردن نبايد خود را مکلف به بيان عبارات مسجع نمود؛ دعا جاي تضرع و فروتني و زاري است و تشريفات و ظاهرسازي با آن جور درنمي آيد. ابن عباس -رضي الله عنه- مي فرمايد: (انظر السجع من الدعاء فاجتنبه؛ فإني عهدتُ رسول الله صلى الله عليه وسلم وأصحابه لا يفعلون إلا ذلك الاجتناب.) [بخاري] يعني: «مراقب سجع و موزوني در دعا باش و از آن دوري گزين که من از رسول خدا صلي الله عليه و سلم و اصحابش جز همان دوري نمودن را نديدم.»

بعضي از بزرگان گفته اند: با زبان خواري و افتادگي و نيازمندي دعا کن و نه به زبان شيوايي و سخنوري.

ابتدا دعاء براي خويش و سپس براي ديگران:

خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد: {ربنا اغفر لنا ولإخواننا الذين سبقونا بالإيمان ولا تجعل في قلوبنا غلاً للذين آمنوا ربنا إنك رءوف رحيم} [حشر: 10] يعني: «پروردگارا بر ما و بر آن برادرانمان كه در ايمان آوردن بر ما پيشى گرفتند ببخشاى و در دلهايمان نسبت به كسانى كه ايمان آورده‏اند [هيچ گونه] كينه‏اى مگذار پروردگارا راستى كه تو رئوف و مهربانى.»
پيامبر صلى الله عليه و سلم هنگام دعا براي کسي دعا مي نمود ابتدا از خويشتن آغاز مي فرمود. [ترمذي]

دعاء نکردن بر خويش و خانواده و يا اموال و فرزندان:

پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (لا تدعوا على أنفسكم، ولا تدعوا على أولادكم، ولا تدعوا على أموالكم) [مسلم] يعني: «بر نفس ها و بر اولاد و اموال خود دعاي بد نکنيد.»

دعاء پشت سر برادرت:

رسول الله صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (دعوة المرء المسلم لأخيه بظهر الغيب مستجابة، عند رأسه ملك موكَّل، كلما دعا لأخيه بخير قال الملك الموكل به: آمين، ولك بمثل) [مسلم] يعني: « دعاي شخص مسلمان براي برادرش و در غياب وي مستجاب است. در نزد سرش فرشته اي مؤظف است که هرگاه براي برادرش دعاي خير کند، فرشته ي مؤظف بدان مي گويد: آمين و براي تو مانند آن باد.»

دعاء براي کسي که با شما نيکي کرده است:

پيامبر صلى الله عليه و سلم فرموده است: (من صُنع إليه معروفٌ فقال لفاعله: جزاك الله خيرًا؛ فقد أبلغ في الثناء) [ترمذي و نسائي] يعني: «کسيکه بوي نيکي شود و براي انجام دهنده ي آن بگويد، جزاک الله خيراً هر آئينه در دعاء مبالغه کرده است.» همچنين فرموده است: (ومن أتى إليكم معروفًا فكافئوه (أعطوه مكافأة) فإن لم تجدوا فادعوا له حتى تعلموا أن قد كافأتموه) [ابوداود و نسائي] يعني: «و آنکه به شما احساني نمود، او را مکافات دهيد و اگر چيزي نيافتيد که به وي مکافات دهيد، به حق وي دعا کنيد تا ببينيد که شما مکافاتش را داده اي