ادى در ويران كردن حق وازبين بردن فضيلت نيست.
(ج ): اسلام مسلمان را در تصرفات شخصى اش در چوكات شريعت آزاد گذاشته، وبراى انسان مرد باشد ويا زن، حق داده كه اعمال وتصرفاتى از قبيل خريد وفروش، هبه وقف، عفو وغيره اقدام نمايد، مرد وزن هر كدام در انتخاب همسرخويش آزاد بوده هيچ كس نميتواند آنها را مجبور گرداند كه مخالف نظر خويش همسر بگيرد، اما اگر زنى شوهرى را كه از لحاظ دين اهل اونيست بخواهد وآرزوى ازدواج كند برايش اجازه داده نميشود، واين كار بخاطر اينست كه دين وعقيده اودر امان باقى ماند، وشرف او پايمال نگردد، واين چيز مانع حريت اونبوده بلكه به خاطر مصلحت عقيده وشرف وحيثيت او وفاميل اوست.
‏ولى امر زن متولى امور زواج اومىباشد، وخود زن به اين كار مبادرت نمىورزد تا شباهت به زانيه پيدا نكند، ولى زن كسيست از نزديكترين وقريبترين مردان از لحاظ نسب ويا وكيل او، ولى ويا وكيل براى مرد مىگويد برايت فلان زن را به نكاح دادم، ومرد در جواب مىگويد پذيرفتم، ودو نفر شاهد در مجلس حاضر مى شود، واسلام به مسلمان اجازه نميدهد كه مسلمان در تصرف خويش از حدود مقرره شريعت تجاوز كند، زيراكه او وآنچه كه در تصرفش قرار دارد ملك خدا بوده پس واجب است كه تصرفش در حدود شريعت صورت بگيرد، كسيكه به شريعت تمسك نمايد براه هدايت سوق ميگردد، وبه سعادت نائل مى شود وكسيكه از آن اعراض مينمايد شقى وبد بخت ميگردد. بناءً اسلام زنا ولواطت را حرام قرار داده وانتحار (خودكشى) را ناروا مى داند، وكسى گفته نمىتواند شرف وجانم مربوط خود من است مى توانم طوريكه دلم مى خواهد در آن تصرف نمايم.
وشباهت به دشمنان اسلام از نگاه ظاهر ناروا است زيرا كسيكه از لحاظ ظاهرى مى خواهد با آنها مشابهت پيدا كند، بيم آن ميرود كه قلباً به آنان تمايل ومحبت ورزد، اسلام مسلمان را مكلف ميسازد كه مصدر اشعاع فكر وعقيده اسلام گشته ومستورد افكار ونظريات نظامهاى جاهلى نگردد. اسلام ميخواهد كه مسلمان پيشتاز وييش آهنگ نيكى وفضيلت باشد نه مقلد دنباله رو، ودر ساحه علوم وتكنولوژى، وفنون وصنايع مفيده اسلام به مسلمان هدايت ميدهد كه اين علوم وتجارب را بياموزد، ولواينكه در ميان كفار ودشمنان اسلام بوده باشد زيراكه معلم همه امور الله تعالى است وخداوند جل جلاله ميفرمايد:[عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ]
سوره العلق آيه 5
آموخت انسان را آنچه را كه نميدانست.
اينها خود عاليترين مرحله آزادى وحريت رأى، وطريق حفظ كرامت وحيثيت از شرور نفس وراه اصلاح  جامعه انسانى است.
(د) مصؤنيت در منـزل وحريت انتخاب در اسلام مصؤن ومحفوظ است هيچكس حق ندارد كه بدون اجازه داخل منـزل كسى شود.
(هـ) اسلام به مسلمان آزادى بخشيده كه مطابق ميل خود كسب نمايد وبه رضاى خويش مصرف نمايد البته در حدود شريعت، اسلام به مسلمان دستور ميدهد كه به كسب وعمل حلال مبادرت ورزيده واز مكاسب خويش بخود وعيال خويش ودر راه اعمال نيك ووجوه خير مصرف نمايد، بر خلاف پيشه هاى چون سود خورى، رشوت، قمار، دزدى، اجره ومزد گرفتن در مقابل جادو، زنا، لواطت وغيره مكاسب دنى را حرام قرار داده است.
همچنان پول وقيمت تصويرهاى جاندار، شراب، خوگ و وسائل لهو حرام، ومزد گرفتن در رقص، آواز خوانى را حرام قرار داده است. وطوريكه مزد گرفتن وكسب اين پيشه ها را اسلام حرام قرار داده است  مصرف كردن در برابر آنرا نيز حرام قرار داده است.
پس مسلمان نمىتواند پول خود را مصرف كند مگر در راه مشروع، واين عاليترين دستوريست در مورد رهبرى انسان در قسمت طرز كسب ومصرف اموال خود، وبا تطبيق آن مسلمان زندگى خويش را سعادتمند وثروتمند بسر مى برد.خداوند جل جلاله نظام فاميل را به كامل ترين وعاليترين شكلى تنظيم كرده، وكسيكه به آن عمل ميكند سعادتمند ميگردد، حكمت وفلسفه ازدواج را قرآن وسنت در نكات ذيل خلاصه مينمايد:
ازدواج قويترين عامل عفت وپاكدامنى، دورى از گناه است.
ازدواج براى زن وشوهر هرد وسكون مى بخشد، زيرا خداوند تعالى بوسيله ازدواج درميان شان دوستى ومحبت پيدا ميكند.
ازدواج وسيله كثرت تعداد مسلمانان وقوت شان مىگردد.
بوسيله ازدواج محيط تعاون وهمكارى جدى جانبين در ميان مرد وزن ايجاد شده، هركدام از مرد وزن در حدود استعداد طبيعى خويش كار ميكنند، مرد در بيرون از منـزل كار كرده مال بدست مى آورد، وآنرا در خانه بمصرف زن واولاد خود مى رساند، وزن بار برمىبردارد، طفل مى زايد  اورا تربيه ميكند، ونان تهيه ميكند، وساير امور خانه را تنظيم ميكند، وچون شوهر بعد از نا راحتى وخستگى داخل منـزل ميگردد، با ديدن همسر اولاد وتنظيم وترتيب خانه آرام ومستريح ميگردد، ودرفضاى خوشى فاميل همه احساس سعادت ميكنند، ‏والبته نه تنها مانعى در ميان نيست، بلكه بهتر است كه شوهر هم در برخى از اعمال منـزلى همسر خود را كمك وهمكارى نمايد، وزن هم ميتواند بخاطر كسب مال در پهلوى شوهر خود قرار گرفته دست بيك سلسله كارهاى توليدى بزند مگر مشروط به اين شروط:
كاريكه زن انجام ميدهد ‏از محيط كار مرد ها دور واقع ميباشد، قسميكه در ميان آنها اختلاط صورت نگيرد، مثلاً در خانه خود اين كار را بكند، ويا در فارم ويا در محل كار شوهرش ويا اقاربش ويا در جائيكه مرد ها در آنجا كار نميكنند، اما كار كردن زنان در ميان مردان وبصورت مختلط جائز نيست، ونبايد شوهر، پدر ومادر ويا اقارب زن برايش اجازه كار دهند كه به چنين كارى مبادرت ورزد؛ زيرا اين نوع كار زن وجامعه را بسوى فساد وتباهى سوق ميدهد.
زن تا وقتيكه در منـزل خود است ويا در محل دور از مرد ها باشد، شرف وكرامت اومحفوظ باقى ميماند، چشمهاى عصيانگر اورا تعقيب نمى كند، ودستهاى گنهكار بطرف او دراز نمىشود، اما وقتيكه در ميان مردها مسكن گزين مى شود، مانند گوسفندى در ميان گله هاى گرك قرار ميگيرد، وديرى نميگذرد كه ازهر طرف بر اوتاخته شرف وكرامت اورا پاره ميكنند.
وهرگاه مرد بيك زن اكتفا كرده نميتواند در صورتيكه قدرت به عدل در ميان زنان داشته وقادر به نفقه ومسكن آنها باشد شريعت برايش اجازه ميدهد كه تا چهار زن را به نكاح خود در آورد، وعدالت در ميان زنان از لحاظ نفقه ومسكن وفراش بوده وشامل محبت قلبى كه خارج از اختيار شوهر باشد نمى شود. وعدليكه قرآن وجود آنرا در ميان زنان نفى كرده همان محبت قلبى، وملحقات آن مى باشد، زيرا كه انسان قادر به آن نيست خداوند جل جلاله ميفرمايد:[وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ ]
سورة النساء آيه 129
وهرگز نمى توانيد در ميان زنان عدالت را برپا داريد اگر چه حرص نماييد، واين عدل كه قرآن كريم آنرا نفى ميكند عدل ازلحاظ محبت قلبى مىباشد.
خداوند جل جلاله به كسانيكه قدرت عدالت را در ميان زنان خود داشته باشد حق داده است كه تا چهار زن را در حباله نكاح خود در آورد،وخداوند ج كه چنين حكم را صادر فرموده اوخود بر احوال مردان وزنان دانا تر است. آرى‍! مرديكه از لحاظ جسم صحت د