ا صَالِحًا وَلَا يُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا]
سوره كهف آيه 110
ترجمه: بگو همانا كه من بشرى مانند شما هستم كه بمن وحى نازل شد، هر آينه خداى شما خداى يكتا وواحد است، پس كسيكه آرزومند ديدار پروردگار خود باشد پس بايد عمل نيك انجام دهد ودر پرستش پروردگار هيچ كسى را شريك نگرداند، اما اين جاهلانيكه علماء سوء آنها را منحرف ساخته بنام طلب وسيله وشفاعت  اعمالى را مرتكب ميشوند كه بوى شرك از آن برميآيد، تمسك ودليل اينها تأويلات بىفائده بعضى نصوص واحاديث غير صحيحه وقصه ها وخوابها نيست كه هيچكدام آنها سند واقع شده نميتوانند، اين علماء سوء در كتب ومؤلفات خويش چنين دلائلى را جمع كرده اند كه جز گمراهى ومتابعت هوى وتقليد كوركورانه چيزى ديگر را در بر ندارند، ناگفته نماند وسيله كه خداوند در قرآنكريم طى آيه 35 سوره مائده از آن نام برده فرموده:[وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ ]
مراد ازين وسيله همان اعمال صالحه ميباشد از قبيل توحيد خداوند، نماز، صدقه، روزه، حج، جهاد، امر بالمعروف ونهى عن المنكر، صله رحم ومانند اينها..
اما طلب از مردگان واستعانت خواستن از آنها در وقت سختى ومشكلات اينها يك نوع عبادت غير الله اند.
هرچه شفاعت انبياء واولياء وسائر مسلمانان يك حقيقت است كه به آن ايمان داريم والبته اين در آنوقت ميباشد كه خداوند به آنها إذن واجازه ميدهد مگر مستقيماً از اموات سؤال نميشود زيرا اين كار حق خدا است واز اوتعالى مطالبه نميگردد، وانسان موحد باين ترتيب از خداوند مطالبه ميكند:(خدا يا پيغمبر وبندگان صالح ات را در حق من شفيع بگردان ونميگويد كه اى فلان ولى برايم شفاعت كن زيرا او مرده است و از مرده سؤال صورت نميگيرد خداوند ميفرمايد:[قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ]
سوره زمر آيه 44 
ترجمه: بگو خاص مرخدا را است شفاعت مر اوراست ملك آسمانها وزمين سپس بسوى او برگردانيده  ميشويد.
ويكى از جمله بدعت هاى محرم كه رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) از آن ممانعت نموده است، واحاديث صحيحه ممنوعيت آنرا بيان ميكند، مسجد ساختن، چراغ روشن كردن، خانه تيار كردن وپرده انداختن و گجكارى وسينگارى مقبره ها ونماز خواندن بر آنها است، واينها را رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) به علت اين نهى فرموده اند كه اين اعمال از اسباب عبادت وپرستش اصحاب قبور است.
وبناءً همه آن اعماليكه در برخى از كشورهاى اسلامى صورت ميگيرد از قبيل مولد وطواف بر قبر بى بى زينب وبدوى در مصر، وقبر عبدالقادر در بغداد وقبور منسوب به آل بيت در نجف وكربلا درعراق وطلب حاجت وغيره از آنها اينها همه اعمال شركى بوده وناروا ميباشد.
وآنها كه باين عمل مبتلا اند گمراه اند؛ زيرا آنها كه بغير از خداوند بكسى ديگرى عقيده نمايند كه قدرت نفع وضرر رساندن را دارد ولوكه نماز وروزه را نيز بگيرند، وكلمه شهادت را بزبان آورند موحد شناخته نميشوند تا آنكه مفهوم توحيد را شناخته وبه مقتضاى آن عمل كند، اما كسيكه تازه در اسلام داخل گرديده همين كه شهاتين را تكرار نمود مسلمان بوده وتا آن زمان كه كدام چيزى منافى اسلام از او سر نزده به اسلام خود باقى ميماند واگر بعد از نطق به شهادتين به دين و مسلكى اظهار وپيروى نموده كه مخالف دين اسلام انبياء واولياء بود البته در آن حال صفت اسلام را از دست ميدهد درين جا از اولياء نام برديم بايد متذكر شد كه (اولياء عبارت از آن اشخاص موحد ومطيع خداوند ميباشند كه از اوامر پيغمبر پيروى كرده وبرخى از آنان از راه علم وجهادى كه ميكنند شناخته ميشوند وگروه غير معروف باقى ميمانند وآنهائيكه معروف اند از مردم مطالبه ندارند كه آنهارا تقديس نمايند، اولياء حقيقى مدعى ولايت نبوده بلكه آنها خود را مقصر ميخوانند وآنها كدام لباس مخصوص را بر تن نميكنند وهيئت خاصى ندارند، صفت بارز آنها پيروى از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) وتعاليم اسلام است، وهر مسلمان موحد وپيرو اوامر پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) مطابق به تقوى وصلاح اش بهره از ولايت دارد ازين جا برمىآيد آنها كه با لباس وهيئت مخصوص مدعى ولايت اند ولي نبوده ودروغگو هستند). 
انبياء واولياء بيزار اند از آنهائيكه از غير خدا استعانت وكمك ميخواهند زيرا انبياء بخاطر آن مبعوث شدند اند كه مردم را به عبادت خداى واحد دعوت كنند، محبت انبياء واولياء اين نيست كه آنها عبادت شوند، بخاطريكه اين طور عبادت در حقيقت با آنها دشمنى است، بلكه محبت آنها پيروى آنها در آنچه امر ميكنند مى باشند، مسلمان واقعى انبياء واولياء را دوست دارد مگر آنها  را پرستش نميكنند، ما عقيده داريم كه محبت پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) بر ماواجب است واين محبت قويتر وبالا تر از محبت جان، اهل واولاد وهمه مردم است.مسلمانان از لحاظ عدد زياد اند، مگر در حقيقت تعداد شان كم است، گروه هاى منسوب به اسلام تا به هفتاد وسه ميرسد، وتعداد آنها به هزار ها ميليون ميرسند، (البته هنگام تأليف اين كتاب) اما گروه مسلمانان واقعى فقط يك گروه بوده واين همان گروه موحدين اند كه طريقه پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وسلم)  را اختيار نموده ودر عقيده وعمل ازآن پيروى ميكنند رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) در حديثى كه بخارى ومسلم آنرا روايت كرده فرموده اند: يهود به هفتاد ويك گروه تقسيم شد، ونصارى به هفتاد ودوگروه منقسم شدند، اما اين امت به هفتاد وسه فرقه تقسيم خواهد شد، كه همه در دوزخ اند مگر يك گروه در  دوزخ نيستند، صحابه پرسيدند: اين گروه كدام است؟ فرمود: كسيكه به طريقهء باشد كه من واصحابم امروز قرار داريم.
وطريقهء كه رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) واصحابش بودند همان اعتقاد به كلمه شهادت وعمل به آن است، طوريكه خداوند را به وحدانيت بشناسد، ذبح ونذر را تنها بنام خداوند جل جلاله بنمايد واستعانت وپناه خواستن  تنها از اوبخواهد ونفع وضرر را خاصه خداوند جل جلاله بداند، اركان اسلام را به اخلاص ادا نمايد، به فرشتگان وكتب آسمانى، پيغمبران، زنده شدن بعد از مرگ، حساب وكتاب، بهشت ودوزخ، تقدير خير وشر از طرف خداوند جل جلاله عقيده واعتراف نمايد، قرآن وسنت را در همه امور حاكم گشتانده وبه حكم آن راضى شدن، دوستان خدا را دوست دارد وبادشمنان خدا عداوت داشته باشد، به راه خداوند دعوت كند ودر جهت اعلاء كلمة الله جهاد نمايد، واوامر ولى امر مسلمان را كه به معروف ونيكى امر مينمايد اطاعت كند، وحق را در هر جاكه باشد اظهار نمايد، به ازواج واهل بيت رسول عليه السلام واصحاب كرام او احترام ومحبت داشته باشد، واز لحاظ فضائل آنها را بر يكديگرشان مقدم دارد وبه بدى هيچكدام زبان نكشايد، واختلافاتيكه در ميان آنها صورت گرفته مورد نقد قرار ندهد، واز آنچه كه منافقين در مورد آنها ميگويند  پرهيز نمايد، چه اين گفته ها اكثراً به منظور تفرقه افكنى در ميان مسلمانان بوده وبرخى از علماء ونويسندگان مسلم