ن موى سر مى پردازد، زن از اطراف موهاى خويش به اندازه سر انگشت قيچى ميكند، وبه اين شكل متمع عمره خويش را تكميل مينمايد، واحرام خود را دور ميكند، ودرين حال همه آنچيزهائيكه هنگام احرام حرام بود حلال ميگردد، اگر زن در دوران احرام ويا بعد از آن دچار دوره حيض (قاعدگى)شود ويا ولادت كند حج قران را بجا مىآورد، ونيت حج وعمره هر دورا مينمايد، وحيض ونفاس مانع احرام ووقوف در عرفات نميگردد، وفقط درآن حالت طواف صحيح نيست وهمه اعمال حج را انجام ميدهد اما طواف خود را به تأخير مى اندازد وتا اينكه پاك شود اگر پيش از رفتن حجاج به منى پاك شده بود پس غسل نموده طواف وسعى را بجا آورده وخود را حلال مينمايد، وبا حجاج ديگر احرام ميبندد، واگر پيش از طهارت او حجاج احرام بسته بودند، و او هنوز در حالت حيض بود مانند ساير حجاج همه اعمال حج را چون خروج به منى، وقوف در عرفات ومزدلفه، رمى جمرات سه گانه، قربانى، وكوتاه كردن موها را در روز نحر بجا مى آورد، وچون پاك گردد، غسل كرده طواف وسعى را بجا مى آورد اين طواف وسعى او براى حج وعمره هردوكفايت ميكند، مثليكه به أم المؤمنين عائشة رضي الله عنها پيش شده بود، وپيامبر عليه السلام برايش خبر داد كه طواف وسعي شان بعد از طهارت براى حج شان كافى است؛ زيرا براى حج قران يك طواف كفايت ميكند.
واين به احاديث قولى وفعلى هردو ثابت شده است، چون روز هشتم ذى حجة فرا رسيد، حجاج از منازل شان در مكه مكرمه احرام ميبندند، وغسل ميكنند، وبدن خود را پاك كرده سپس لباس احرام را بر تن ميكنند، ونيت حج را ميكنند وتلبييه حج را باين شرح ادا مينمايند: (اللهم لبيك حجاً) واز همه محظورات احرام پرهيز ميكنند تا كه از مزدلفه در روز قربانى به منى برگردد وجمره عقبه را بزند، ومرد حلق، وزن قصر نمايند، همراه با حجاج، چون حاجى در روز هشتم احرام ميبندد همراه با حجاج به منى رفته وشب را در آنجا مىگذراند، ونمازهاى خود را قصرأ (مسافرانه) ميخواند، اما درميان آنها جمع نميكند وبعد از طلوع آفتاب روز عرفه بسوى مسجد نمره مىروند وتا وقت نماز ظهر در آنجا ياقى ميمانند ونمازهاى ظهر وعصر را با امام در جماعت قصراً وجمعاً (مسافرانه وهردونماز ها را به يك آذان ودو اقامت) ادا ميكند، وبعد از زوال آفتاب بطرف عرفه روان ميشود واگر از منى به عرفات برود ودر آنجا توقف نمايد جواز دارد وعرفات همه جاهاى آن موقف است.
 در دوران توقف در عرفات حاجى ذكر خدا را زياد نموده دعا واستغفار بيشتر ميكند، وروى خود را بطرف قبله ميگرداند، نه بسوى جبل رحمة؛ زيرا كه جبل رحمة جزئي از عرفات است كدام خاصيت وبرترى بر ديگر مواقف ندارد. برآمدن  بر جبل رحمة در عرفات بعنوان تعبد وبوسه گردسنگهاى آن بدعت (ويك چيز نوپيدا)، وناروا است واگر بالاى آن برآمد بتصور اينكه جزئي از عرفات است به اينكه يك عبادت وفضيلت جداگانه دارد. 
وتا غروب آفتاب حاجى در عرفات باقى ميماند، وبعد از غروب آفتاب رو بطرف مزدلفه حركت ميكند وچون در مزدلفه برسد بين نمازهاى شام وخفتن جمع كرده آنرا قصراً ادا مينمايد، واين جمع تأخير بوده يعنى نماز شام را دروقت نماز خفتن ادا ميكند، وشب را در مزدلفه ميگذراند، ونماز بامداد يا فجر را خوانده وچون به منى برسد به رمى جمره عقبه مى پردازند، واين عمل را بعد از طلوع آفتاب آغاز ميكنند رمى توسط هفت سنگريزه كه باندازه دانه نخود باشد صورت ميگيرد، ورمى توسط چپلى ويا بوت وغيره چيزها روا نيست، وبعد از انجام رمى قربانى را ذبح نموده سپس مردان موها را تراشيده وزنان قصر يا كوتاه مينمايند، واگر مرد قصر وياكوتاه هم كند جائز است مگر تراشيدن بهتر است، وآنگاه لباسهاى خويش را ميپوشند، ودرين حال ممنوعات احرام برايشان حلال ميگردد، ولى به خانمان خويش نزديك نميشوند، وآنگاه جهت اداى طواف افاضه به مكه مكرمه مىآيند، وطواف وسعى حج را ادا ميكنند، ودرين جا همه چيزها برايشان بشمول يكجا شدن با خانم يا همسر حلال ميشود، وسپس بسوى منى برگشته روزهاى باقيمانده (روز عيد ودو روز هاى بعد از عيد) را در آنجا سپرى ميكند، وبقاء در منى درين ايام واجب است، در طى اين ايام روز يازدهم ودوازدهم زدن جمرات سه گانه را انجام ميدهد، ورمى را از جمره صغرى يا كوچك آغاز نموده سپس به جمره آمده آنرا رمى نموده واخيراً جمره كبرى را ميزند، ودر هر بار با هفت سنگريزه كه باندازه دانه نخود باشد رمى ميكند، وهنگام رمى جمرات تكبير ميكويد، وسنگريزهاى رمى را از جاى اقامتگاهش در منى باخود مىبردارد، وبعد ازاينكه روز دوازدهم رمى نمود، اگرخواسته باشد در همان روز منى را ترك ميكويد، واگر تا روز سيزدهم باقى ميماند اين برايش بهتر است، وچون ارداه سفر مى نمايد طواف وداع را بجا مىآرد وآنگاه متصلاً سفر مينمايد.
زن حائض وآنكه دچار دوره نفاس است اگر طواف وسعى حج را قبلاً انجام داده باشد بر آنان طواف وداع واجب نيست، واگر حاجى ذبح را تا روز دوازدهم وسيزدهم به تعويق اندازد فرقى ندارد، واگر طواف حج وسعى را تأخير نمايد تا آنكه از منى برگردد جواز دارد، اما بهتر است كه اين عمل را طوربكه پيشتر ذكر كرديم انجام دهد، خدا دانا تر است، درود بر پيغمبر ما حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم).
........................
(1) فقط در ميان ركن يمانى وحجر الأسود لازم است كه بگويد:(ربنا آتنا في الدنيا حسنة وفي الآخرة حسنة وقنا عذاب النار) تكرار نمايد.خداوند جل جلاله بر مسلمان واجب گردانيده تا در حال ايمان به ذات اقدس او تعالى به رسول  اكرم (صلى الله عليه وسلم) وساير انبياء وبه فرشتگان (1) وكتابهاى آسمانى (2) كه ختام مسك آن به قرآن كريم صورت گرفته ايمان بياورد. 
مسلمان مكلف است به همه پيغمبران ايمان بياورد زيرا رسالت آنها واحد ودين ايشان يكى است كه عبارت از دين اسلام است ومرسل آنها يكى است وآن ذات اقدس الهى است، پس بر هر مسلمان واجب است كه  به همه آنها وخاتم المرسلين حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) ايمان بياورد، وآنانكه بعد از رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) آمده اند همگى از امت آنحضرت (صلى الله عليه وسلم) اند، برابر است كه مسيحى باشد ويا يهودى ويا از اهل ديانات ديگر بر همه آنها ايمان بر رسول خدا ورسالت او واجب است.
حضرت موسى وعيسى عليهما السلام وديگر انبياء بيزارند از آن مردميكه به آنها  ايمان آوردند،  واما به رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) ايمان نميآورند، وكسيكه دعواى اسلام را نمايد اما به انبياء پيشين ايمان نياورد مسلمان گفته نميشود، وهمچنين كسيكه به رسول عليه السلام ايمان نياورد وخود را پيرو انبياء سابق بداند كافر است ورسول عليه السلام در حديث شريف فرمودند: (والذي نفسي بيده لا يسمع بي أحد من هذه الأمة يهودي أونصراني ثم يموت ولم يؤمن بالذي أرسلت به إلا كان من أصحاب النار) روايت مسلم.
ترجمه: قسم بذاتيكه نفسم در يد اوست هيچ كس ازين امت چه يهودى باشد چه نصرانى وجود ندارد كه رسالت من وبعثت من به اوبرسد اما ايمان نياورد وبه اين