را چشم زده باشد)؟ این بدگمانی جایز نیست، زیرا گفته مولف عمل به حدیث پیغمبر ص می‌باشد که در هنگام تعویذ سهل بن حنیف، فرمودند: آیا کسی را متهم می‌دانی (به اینکه تو را چشم زده باشد)؟ بنابراین گفتة مؤلف عمل به سنّت پیغمبر ص است در مورد چگونگی تعویذ. و اینکه به بیماران بگوید: آیا کسی را متهم می‌دانی؟ آیا کسی به ذهنت خطور می‌کند؟ آیا در خواب کسی تو را اذیت نمی‌کند؟ آیا در خواب چیزی تو را آزار نمی‌دهد؟ این سؤالات مولف از بیماران نباید باعث شود در عقیده او شک کنیم، همچنانکه این سؤالات شبیه گفتار کاهنان، مکاران و شعبده‌بازان نیست که ادعا می‌کنند با تصرفاتی که دارند ویژگیهای بیماری و علل و درمان آن را شناخته‌اند، پناه بر خدا از اینکه دوست (مولف) ما از این گروه باشد در حالی که تعدادی از بیماران روانی و جسمی از تعویذ وی سود برده و سلامت خود را به دست آورده‌اند. و موفقیت او در تعویذ که نعمتی الهی است برای او کرامتی به حساب می‌آید که شاید به خاطر راستی و درستی و تقوی بوده، و از آنجا ناشی می‌شود که تعویذ و منفعت‌رسانی او در جهت تقرب و پاداش الهی باشد. بدون شک این کتاب حقیقت رویکرد مولف و درستی آن را نمایان می‌سازد، و بدون شك منطبق بر قول خداوند می‌باشد كه فرمودند: ﴿إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ﴾. (الحجرات: 12).
«چرا كه بعضي از گمانها گناه است».
خوشحال می‌شوم اگر مقاله بنده در مورد تعویذ شرعی، برای تکمیل فائده و به عنوان تتمه این بحث به پژوهش فرزندم شیخ عبدالله بن محمد السدحان ضمیمه گردد.
وبالله الاستعانة والتوفيق
6/3/1422ه‍4 ـ مردی به بیماری کلیوی حاد مبتلا گردید و به جای بول، خون از بدن او خارج می‌شد، به بزرگترین بیمارستانها مراجعه نمود ولی پزشکان تصریح کردند که: این بیماری قابل درمان نیست و علت آن ناشناخته است و این بیماری IGA نامیده می‌شود، لذا باید به منزل باز گردی و تحت مراقبت باشی چون این بیماری تاکنون مداوا نشده است و کسی از آن نجات نیافته، بلکه ـ خدا نكرده ـ به سرعت به از کار افتادن کلیه می‌انجامد.
بیمار خیلی ناراحت شد و دنیا برای او تنگ شده بود و در نهایت ناامیدی برای مداوای بیماری‌اش از طریق تعویذ نزد شیخ عبدالله السدحان [مؤلف این کتاب] رفت. تعویذخوان به او گفت: إن شاء الله با خواندن آیاتی از قرآن شفاء می‌یابی و در اثنای قرآن‌درمانی چند سؤال پرسید: آیا شخص معینی را می‌شناسی که اوصاف تو را بازگو کرده باشد؟ آیا حادثه، واقعه و یا خوابی [که دال بر چشم خوردن تو باشد] به یاد نمی‌آوری؟ آیا در اثنای تعویذ اشخاصی مدام به ذهنت خطور نمی‌کنند که گمان کنی تو را چشم زده باشند؟
بیمار گوید: در جواب این سؤالات نام اشخاصی را ذکر کردم، بعد از گرفتن اثر آنها [و استعمال آن اثر] بصورتی ناگهانی خونی که به جای بول(ادرار) از بدنم خارج می‌شد قطع شد، ولی دردها همچنان باقی ماند. به هنگام تعویذ در روز دوم نیز اسامی اشخاص دیگری را ذکر و به گرفتن اثر از آنان و استعمال آن پرداختم که ـ الحمد لله ـ دردها نیز کاملاً از بین رفت و احساس کردم (70%) بهبود یافته‌ام.
باز به هنگام تعویذ در روز سوم اسامی اشخاص دیگری را بازگو و از آنها اثر گرفته و استعمال کردم و ـ الحمد لله ـ بیماری کاملاً بهبود یافت و سلامت خود را بازیافتم. به همین دلیل به همه توصیه می‌کنم که از تعویذ شرعی که اصل مداواست، و نزد اشخاص نيكوكار استفاده کنند.

 
فتوای يکی از علماء مبنی بر صحت قرآن‌درمانی
استاد گرامی، عبدالله بن عبدالرحمن جبرین (سلمه الله)! السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته واما بعد:
بعضی از برادران مسلمان تجارب ما در تعویذ را که هیچ تعارضی با شرع ندارد، مردود می‌شمارند در حالی که در حدیث پیغمبر ص آمده که: «اعرضوا عليّ رقاكم ...» . تعویذهایتان را بر من عرضه کنید، در صورتی که مرتکب شرک نشود ایرادی ندارد. در این حدیث: «رقاكم» یعنی «تجربه‌های خودتان در تعویذ».
تجربه‌های این جانب بر بزرگوارانی چون: شیخ عبدالعزیز بن باز، شیخ ابن عثیمین، شیخ عبدالمحسن العبیکان و ... و نیز بر جنابعالی عرضه شده و ـ الحمدالله ـ مورد تأیید واقع شده است.
قرآن‌درمانی بنده به دو طریق انجام می‌گیرد:
1 ـ خواندن قرآن با نیت تنگ کردن عرصه بر شیطان گمراه مسلط بر بیمار، و بعد از آن شناسایی چشم‌زننده از طریق پرسیدن از خود بیمار، بعد از آن از عرق بدن و یا آب دهان چشم‌زننده مقداری تهیه و با آن بیمار را شست و شو می‌دهیم و از آن به او می‌نوشانیم تا به اذن خدا شیطان را از او دور گردانیم و شفا یابد. حدیث ابوهریره ناظر به این طریقة مداواست که: «چشم زدن حقیقت دارد و حضور شیطان و حسادت انسان باعث آن می‌شوند» . و تجارب نیز مؤید این طریقه بوده و این امر بر شما پوشیده نمانده است.
2 ـ قرائت قرآن با نیت شفای بیمار از همه بیماریهای روحی و جسمی، چرا که خداوند می‌فرماید: ﴿وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء﴾. (الإسراء: 82).
و کلمة «شفا» عام بوده و قید نخورده است. همچنین جبرئیل به هنگام تعویذ پیغمبر ص فرمود: «بسم ‌الله، بیماری را از تو دور و تو را در برابر هر دردی، شفا می‌دهد» .
آنانکه تعویذ در چشم زدن و تب کردن را جایز دانسته و به حدیث پیغمبر ص در این باره استناد می‌کنند که «تعویذ جز در چشم خوردن و تب کردن نیست»، فهم درستی از این حدیث ندارند، زیرا مراد حدیث این است که بالاتر از مداوای چشم خورده و تب کرده تعویذی نیست.
این افراد تجارب غیرمخالف شرع در عرصه تعویذ را به این دلیل رد می‌کنند که گمان می‌برند این کار به سحر می‌انجامد، به همین دلیل مخالف مداوا از طریق دمیدن در آب و مداوا با درخت کنار هستند، بلکه بعضی از این افراد در انکارشان افراط کرده و با حجت سد ذرایع، گذشتگان [سلف صالح] این امت مثل امام احمد، ابن تیمیه و ابن القیم ـ رحمهم الله ـ را به خاطر انجام تعویذ زیر سؤال می‌برند همچنانکه مؤلف کتاب «النذیر العریان» این مطلب را ذکر کرده است.
ولی این کار باعث بی‌توجهی به قدرت شفابخشی قرآن و عیب‌گویی علماست و هر امتی که عیب‌گویی علمایش را پیشه سازد هلاک می‌گردد.
از شما می‌خواهم این مسأله را توضیح بفرمایید.
وفقكم الله ورعاكم وسدد خطاكم وصلي الله علي نبينا محمد.
فرزندتان: عبدالله بن محمد السدحان
[برادر گرامی، جناب عبدالله السدحان!]
وعلیکم السلام ورحمه الله وبرکاته واما بعد:
بنده نیز موافق شیوخ گرامی ابن باز، ابن عثیمین و ابن عبیکان هستم. و می‌گویم این تجارب ـ به اذن خدا ـ سودمند بوده و لازم نیست هر تعویذی منقول از پیغمبر ص باشد، بلکه به مقتضای ظاهر حدیث مشهور در این باره، هر تعویذی که تأثیرگذار بوده و شائبه شرک در آن نباشد، جایز است، و فرقی نمی‌کند که تعویذ برای چشم خوردن انجام شود یا جنون و یا هر بیماری دیگری، به این شرط که از کلام نامفهوم، طلسم، حروف مقطعه و امثال آن خالی باشد.
بنابراین به کار خودتان به همان شیوه سابق ادامه بدهید و ا