<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">زيارت قبور بين حقيقت و خرافات</a></body></html>اين بود معرفي کوتاهي از آثار استاد حيدر علي قلمداران.
اما قابل ذکر است که استاد علاوه بر تأليف و تصنيف و ترجمه و نوشتن مقالات ديني, سخنراني ها و جلسات تحقيقي بسياري نيز در شهرهاي تهران (مسجد گذر و زير دفتر در زمان امامت آيت الله سيد ابوالفضل برقعي) و تبريز و اصفهان داشتند, همچنين طی يکي از سفرهايشان به کربلا در روز عاشورا سخنراني مهمي در صحن قبر امام حسين (رض) ايراد فرمود که متن آن در کتاب «زيارت و زيارتنامه» آمده است.
اين دانشمند محقق و چهره‌ی کم نظير ايران زمين پس از سالها تحمل مشقات و رنجهاي زندگي, مجاهدت در راه نشر احکام و حقايق دين مبين اسلام و تحمل هشت سال بيماري طاقت فرسا که توأم با صبري ايوب وار بود در روز جمعه 15/02/68 بعد از سحر روز 29 رمضان المبارک 1409 قمري در سن هفتاد و شش سالگي دار فاني را وداع گفت. و به ديدار معبود يگانه اش شتافت, و عصر همان روز با حضور عده اي از همفکرانش و طي مراسمي ساده و عاري از هرگونه بدعت و تشريفات خرافي زائد پس از اقامه ی نماز به خاک سپرده شد.
خداوند متعال از ايشان و ساير دعوتگران و مصلحان راضي و خشنود گردد.
در پايان اين نکته را بايد عرض کنم که ما معتقديم دين الله و شريعت پاک وبي آلايش مصطفي (ص) بالاخره غالب خواهد شد, و ازميان توده ی مردم که عشق ومحبت دين در اعماق وجودشان ريشه دارد حتما کساني بلند خواهند شد و گرد و غبار خرافات از چهره‌ی نازنين اسلام عزيز را خواهند زدود و آئينه حق را با آب زلال ايمان و يقين و اخلاص و تقوا و مجاهدت صيقل خواهند بخشيد اگر چه همانند آيت الله برقعي بر سر نماز گلوله برسرش شليک کنند يا همانند استاد قلمداران در آغوش فرزندانش بر گلويش گلوله شليک کنند يا صدها و هزارها نمونه‌ی ديگر از فداکاري ها و مجاهدت هايي که در صفحات زرين تاريخ به ثبت رسيده است اما مطمئنا کسي که طعم شيرين حقيقت را بچشد از تير و گلوله و مردن نمی‌ترسد بلکه عاشقانه به آغوش مرگ و شهادت پر افتخار می‌رود اما حاضر نيست تن به ذلت دهد يا دست از حق پرستي بردارد.
پس مژده باد به همه حق جويان و حق پرستان و عاشقان و شيفتگان حق و حقيقت و پيروان راستين اسلام خالص و دين بي آلايش و شريعت شامل و کامل محمدي صلوات الله وسلامه عليهم.
خدايا تو را سپاس که ما را با نعمت اسلام خالص و پاک از شرک و خرافات و بدعتها سر افراز کردي و افتخار بخشيدي پس برروح پاک همه رهروان راه حق بويژه صاحب اين کتاب استاد حيدر علي قلمداران هزاران رحمت فرست.   آمين.
ناشر
تيرماه 84 خورشيديدر كتاب «راه نجات از شر غلات» پنج بحث به ميان آورده‌ايم كه يك بحث آن موضوع زيارت است زيرا غالياناين زمان در ادعاي خود به ولايت تكويني و تصرف چهارده معصوم به ملكوت زمين و آسمان به پاره‌اي از فقرات زيارتنامه‌ها تمسك جسته اند چون فقره: «السلام عليكم يا عين الله الناظرة ويده الباسطة» ترجمه: (سلام بر شما اي چشم بيناي خداوند و اي دستش كه آنرا می‌گشايد.) و امثال آن, از اين رو ناگزيريم كه در اصل مسألة «زيارت» و مشروعيت آن به طريق علمي به تحقيق بپردازيم:
مسلم است كه «زيارت» بدين كيفيت در دين مقدس اسلام حقيقتي ندارد و قطعاً از احكام «ما أنزل به الكتاب وأرسل به الرسول» نيست و هيچ پيغمبري در شريعت خود حكمي براي زيارت نياورده و در هيچ ديني از اديان حق إلهي, عبادتي به عنوان زيارت قبور تشريع نشده است. شاهد اين مطلب كتب موجودة آسماني و عدم وجود قبور انبياي بيشمار إلهي و نوادگان آنان است. و كتاب مجيد و فرقان حميد نيز نه تنها در هيچ آيـه‌اى اشاره بدين عمل ندارد بلكه از اين عمل مذمت نيز شده است. 
اگر روزي هم زيارت مرقد اولياء براي رضاي خدا بوده باري امروز اكثراً براي اعمالي است مورد نهي شرع كه سبب ملامت و مذمت خداي اكبر و موجب حسرت و ندامت در روز محشر است زيرا چنانكه گفتم در كتاب خدا, زيارت از ابتداي بعثت حضرت ختمي مرتبت (ص) مورد نفرت و كراهت شريعت بوده است .چنانچه فقره متواتره: «إني نهيتكم عن زيارة القبور» ترجمه:(من شما را نهي کردم از زيارت قبور).
براين مدعي دليلي روشن و برهاني متقن است. و اگر جملة بعد از آن مورد استناد مدعي قرار گيرد كه مقام رسالت پس از نهي امر بعد الحظر فرموده است كه: «ألا فزوروها فإنها تذكركم الآخرة ( الموت )(1)  ».
اكنون قبرستانها را زيارت كنيد كه آن آخرت (مرگ) را به ياد شما می‌آورد. 
در جواب می‌گوييم:
بديهي است اينگونه زيارت قبور كه انسان را به ياد مرگ و آخرت می‌افكند در اين زيارتگاههاي پر جلال و جبروت و آراسته به انواع زينتهاي دنيا از ضرايح سيمين و گنبدها و نيز گلدسته‌هاي زرين و ايوانهاي طلا و آئينه كاري و فرشهاي گرانبها و لوسترها و شمعدانهاي زيبا, نه تنها خاصيت تذكر آخرت و ياد مرگ را ندارد, بلكه تماشاي آنها خود محركي قوي براي جمع آوري زينتها و توجه شديد به دنياست. به علاوه دستور شارع در اين مسأله منحصر به زيارت قبرستانهاي مؤمنين نيست بلكه زيارت قبور مؤمنين و كفار در آن مساوي است زيرا هر دوي اينها انسان را به ياد مرگ و آخرت مي‌افكند به شرط آن كه از حد قبرستان تجاوز نكند و به سرحد عاليترين بناي با شكوه و عظمت نرسد, چنانكه رسيده است. و اگر متشبثين, مفهوم مخالف آية شريفة ﴿وَلاَ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلاَ تَقُمْ عَلَىَ قَبْرِهِ﴾. (التوبه:84). «ابداً بر يكي از ايشان (منافقين) كه مرده است نماز مگذار و بر قبرش نايست». را كه رسول خدا (ص) را از نماز بر منافق و قيام بر قبر او نهي می‌فرمايد, دليل بر مدعاي خود گيرند كه بنابراين می‌توان بر قبر مؤمن قيام كرد! اگر طالب حق باشند و تشبث غريقانه نكنند, می‌دانند كه مراد از قيام بر قبر در اين آية شريفه, عملي است كه پس از انجام نماز ميت صورت می‌گيرد و به هر كيفيتي كه باشد اصلاً ناظر به زيارت نيست زيرا بلا فاصله بعد از نماز ميت قيام به قبر كه همان پرداختن به دفن است می‌باشد, چنانكه گوئي: قام علي الأمر = به كار قدام كرد. 
صرف نظر از نبودن چنين عملي در هيچ ديني و آئيني از شرايع حق الهي(2)  و عدم وجود چنين حكمي در كتاب و سنت سني اسلامي, تاريخ مسلمين صدر اول و سيرة نبوي نيز از وجود چنين عملي خالي و بي خبر است تا جايي كه پس از گذشت بيش از سي يا چهل سال از رحلت رسول بزرگوار همين كه عائشه زوجه ي رسول خدا (ص) در زمان حكومت معاويه به زيارت قبر برادرش «عبد الرحمن بن ابي بكر» رفت مورد ملامت و نهي صحابه‌ى پيغمبر و مسلمانان قرار گرفت كه چرا مرتكب عملي شده است كه رسول خدا (ص) از آن نهي فرموده است(3) .
پس اين عمل, در صدر اول هرگز رخ نداده است و شعبي (ابوعمر، عامر بن شراحيل الكوفي متوفاي 104 هجري) كه خود از دانشمندان بزرگ اسلامي است و بيش از صد و پنجاه تن از صحابه‌ى رسول خدا (ص) را ديده, و از آنان حديث اخذ كرده, بقول "ابن بطال" همواره می‌گفت: «لولا أن رسول الله (ص) نهي عن ز