كتا و يگانه است و هيچ خدائي جز او كه رحمان و رحيم است وجود ندارد».
در جای دیگری می‏فرماید: { وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ (٢٦)إِلا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ (٢٧)وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (٢٨)} (الزخرف: ٢٦ - ٢٨) «‏(اي پيغمبر! براي تكذيب‌كنندگان معاصر بيان كن گوشه‌اي از داستان ابراهيم را) وقتي ابراهيم به پدر و قوم خود گفت: من از معبودهائي كه مي‌پرستيد بيزارم، ‏‏ بجز آن معبودي كه مرا آفريده است. (او را خواهم پرستيد) چرا كه او مرا (به راه حق) رهنمود خواهد كرد. ابراهيم توحيد را به عنوان شعار يكتاپرستي در ميان قوم خود باقي گذاشت، تا اين كه ايشان (بدان ايمان آورده و) برگردند».
همچنین می‏فرماید: { اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ (٢)} (آل عمران: ٢ ) «‏جز الله، خدائي نيست و او زنده (به خود) و متصرّف (در كار و بار جهان) است».
معنای شهادت محمد رسول الله این است که انسان مسلمان به زبان اقرار نماید و با قلب ایمان داشته باشد که محمد بن عبدالله قریشی هاشمی، فرستاده‏ی خدا به سوی تمامی آفریده‏ها اعم از جنیان و آدمیان است؛ خدای متعال می‏فرماید: { قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (١٥٨)} (الأعراف: ١٥٨) «‏اي پيغمبر! (به مردم) بگو: من فرستاده خدا به سوي جملگي شما (اعم از عرب و عجم و سياه و سفيد و زرد و سرخ) هستم. خدائي كه آسمانها و زمين از آن او است. جز او معبودي نيست. او است كه مي‌ميراند و زنده مي‌گرداند. پس ايمان بياوريد به خدا و فرستاده‌اش، آن پيغمبر درس نخوانده‌اي كه ايمان به خدا و به سخنهايش دارد. از او پيروي كنيد تا هدايت يابيد». در جای دیگری می‏فرماید: { تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا (١)} (الفرقان: ١ ) «والا مقام و جاويد كسي است كه فرقان، (جدا سازنده حق از باطل) را بر بنده خود (محمّد) نازل كرده است، تا اين كه جهانيان را (بدان) بيم دهد (و آن را به گوش ايشان برساند)».
پس کلمه‏ی «لا إله إلا الله» شامل دو جزأ نفی و اثبات است:
1- نفی (لا إله)، این جزأ تمام معبودهای غیرخدا را نفی می‏کند. پس کسی غیر از خدا استحقاق پرستش را ندارد. نکره در سیاق نفی، عام است. پس این جزء شامل تمام موجودات غیرخداوند است که ممکن است پرستیده شود و به سوی او رو کرده شود.
2- اثبات (إلا الله)، این جزء عبادت برای خدای متعال را اثبات می‏کند. پس خدا معبود حقیقی و مستحق پرستش است. چون خبر «لا» که «بحق» است محذوف می باشد، همان چیزی است که نصوص قرآن آن را بیان کرده است. پس لا إله إلا الله یعنی لا إله بحق إلا الله؛ یعنی هیچ معبود برحقی جز الله نیست. پس همان طور که تنها خدا خالق و رازق و زنده کننده و میراننده و به وجود آورنده و از بین برنده است و تنها اوست که سود و زیان می‏رساند و احدی در آفرینش مخلوقات و در تصرف در چیزی از این‏ها با او شریک نیست، همین طور تنها خدا مستحق الوهیت است و شریکی ندارد؛ خداوند بلندمرتبه می‏فرماید: { ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (٣٠)} (لقمان: ٣٠ )[1] «‏اين (آفريده‌هاي عجيب و غريبي را كه مي‌بينيد) دليل بر آن است كه خداوند حق است، و آنچه را كه بجز او به فرياد مي‌خوانيد و عبادت مي‌نمائيد باطل است، و خداوند والامقام و بزرگوار (و بالاتر و برتر از آن) است (كه به توصيف درآيد)».
لفظ جلاله‏ی «الله» در کلمه‏ی شهادت، یکی از نام‏های خدا، بلکه از نظر جماعتی اسم اعظم خداست. این اسم بیشتر از دیگر اسماء خدا در قرآن و سنت آمده است. لفظ «الله» از همه‏ی نام‏های دیگر خدا مشهورتر است و بیشتر بر زبان همه‏ی انسان‏ها در لغات و زبان‏های مختلف‏شان وارد می‏شود.
«الله» اسمی است که بر ذات عظیم و جامع صفات الوهیت و ربوبیت دلالت می‏کند پس این اسم، تنها اسم خداست و به کسی غیر از خدا تعلق ندارد و بر غیر خدا اطلاق نمی‏شود و احدی از انسان‏ها ادعای آن را نمی‏کند.
«الله» نام پروردگار معبود ستوده‏ای است که مخلوقات او را تمجید و تسبیح و ستایش می‏کنند و آسمان‏های هفتگانه و زمین‏های هفتگانه و موجودات میان آنها و شب و روز و آدمیان و جنیان و خشکی و دریا او را به پاکی می‏ستایند: { وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا (٤٤)} (الإسراء: ٤٤ ) «و هیچ موجودی نیست مگر اين كه (به زبان حال يا قال) حمد و ثناي وي مي‌گويد، ولي شما تسبيح آنها را نمي‌فهميد (چرا كه زبانشان را نمي‌دانيد و از ساختار اَسرارآميز عالَم هستي و نظام پيچيده جهان آفرينش چندان مطلع نيستيد. پس همآهنگ با سراسر جهان هستي به يكتاپرستي بپردازيد و از راستاي جملگي كنار نرويد و دور نشويد. درهاي توبه و برگشت به سوي يزدان جهان به روي همگان باز است). بي‌گمان يزدان بس شكيبا و بخشنده است (و در كيفر رساندن شتاب نمي‌ورزد و فرصت آشنائي با توحيد و رهاكردن شرك را به مردمان مي‌دهد، و در برابر بيداري از خواب غفلتشان مغفرت خود را شاملشان مي‌سازد)».
«الله» پروردگاری است که قلب‏ها معبودش می دانند و درون‏ها به سوی او مشتاق‏اند و شوق‏ها به سوی او سر بر می‏آورند و با یاد خدا خوشحال می‏شوند و به سوی او اشتیاق دارند، و تمامی آفریده‏ها در هر لحظه و ساعتی و در هر چشم به هم زدنی در امور خاص و عام‏شان، بزرگ و کوچک‏شان، و حال و آینده‏شان محتاج اویند. چون خدا این مخلوقات را به وجود آورده و پس از نابودی دوباره آنها را زنده می‏گرداند و او آنها را آفریده و به آنها هستی داده است. و این آفریده‏ها فرمانبردار و فروتن خدایند. هیچ انسانی نیست مگر اینکه احساس می‏کند که خدای متعال منت‏ها و نعمت‏هایی را بر گردن او نهاده و از نعمت‏ها و لطف و کرم خویش، چیزهای زیادی بر او سرازیر کرده است. پس شایسته است که قلب انسان با محبت و مهربانی و تعظیم به سوی خدای متعال رو کند.
«الله» به این معناست که خداوند در ذات و صفات و اسماء و جلال و مجدش، عظیم است. عقل‏ها به او احاطه ندارند و فهم‏ها او را درک نمی‏کنند و گمان‏ها به عظمت او نمی‏رسند. پس عقل‏ها در عظمت پروردگار در حیرت و شگفتی اند هر چند با توجه به توانایی و قدرتی که به آن بخشیده شده می‏توانند گوشه‏ای از این عظمت را درک کنند. محبت خدا و ترس از خدا و امید به پروردگار و پرستش برای او در حد توان به او توان شناخت عظمت او تعالی را می‌بخشد.[2]
شاعر می‏گوید:
لله فی الآفاق آیات 
لعل أقلها هو ما إلیه هداکا
«خدا در آفاق و کرانه‏های زمین، نشانه‏هایی دارد، شاید کمترین این نشانه‏ها تو را به سوی خدا هدایت کند».
لعلّ ما فی النفس من آیاته
عجب عُجاب لو تری عیناکا
«و شاید از آیات و نشانه‏های خدا در درون، چیزی شگفت‏انگیزی باشد اگر چشمانت آن را می‏دیدند».
والکون مشحون بأسرار
إذا حاولت تفسیراً لها أعیاکا[3]
«هستی پر از رازهایی است، که هرگاه تلاش کنی به آنها پی ببری، تو را سرگشته و درمانده می‏کند».
«الله» فرمانروا، فریادرس و معبودی است که مؤمنان، دل‏ها و عبادت‏ها و نماز و حج و شعایر و حیات و آخرتشان را برای او خالص می‏گردانند: { قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (١٦٢)لا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ (١٦٣)} (الأنعام: ١٦٢ - ١٦٣ ) «‏بگو: نماز و عبادت و زيستن و مردن من از آن خدا است كه پروردگار جهانيان است (و اين است كه تنها خدا را پرستش مي‌كنم و كارهاي اين جهان خود را در مسير رضايت او مي‌اندازم و بر بذل مال و جان در راه يزدان مي‌كوشم و در اين راه مي‌ميرم، تا حياتم ذخيره مماتم شود). ‏ خدا را هيچ شريكي نيست، و به همين دستور داده شده‌ام، و من اوّلين مسلمان (در ميان امت خود، و مخلص‌ترين فرد در ميان همه انسانها براي خدا) هستم».
روح و راز لا إله إلا الله این است که محبت و تعظیم و بزرگداشت و ترس و امید و توابع آن از قبیل توکل، روی آوردن، رغبت و رهبت، فقط برای او باشد. پس انسان مسلمان غیرخدا را دوست نمی‏دارد، بلکه اگر غیرخدا را دوست می‏دارد به تبع از محبت خداست و خداست که وسیله‏ی زیاد شدن محبت‏‏اش می‏شود، و از غیرخدا نمی‏ترسد و به غیرخدا امید ندارد.
تنها به خدا توکل می‏کند و تنها مشتاق اوست و تنها از او می‏ترسد. جز به اسم خدا سوگند نمی‏خورد و جز برای خدا نذر نمی‏کند و تنها به سوی خدا توبه می‌نماید. تنها از اوامر و دستورات پروردگار اطاعت می‏نماید و جز از خدا امید ثواب و پاداش را ندارد. در سختی‏ها تنها از خدا کمک و یاری می‏جوید و تنها به او پناه می‏برد. جز برای خدا سجده نمی‏کند و جز برای او با نام او ذبح نمی‏کند. همه‏ی اینها در یک کلمه خلاصه می‏شود و آن اینکه کسی با تمامی انواع عبادات پرستش نمی‏شود جز خدا. این همان محقق نمودن شهادت لا إله إلا الله است. به همین خاطر خداوند کسی را که حقیقتاً شهادت لا إله إلا الله بدهد، از آتش دوزخ دور نگه می‏دارد و محال است کسی داخل آتش جهنم شود که حقیقت این شهادت را محقق نموده و بدان قیام نموده است، همان طور که خداوند متعال می‏فرماید: { وَالَّذِينَ هُمْ بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ (٣٣)} (المعارج: ٣٣) «‏و كساني كه گواهي هائي را كه بايد بدهند، چنان كه بايد اداء مي‌كنند (و شهادت لازم را پنهان و كتمان نمي‌كنند)». پس او در باطن و ظاهرش و در قلب و جسم‏اش به شهادت این کلمه قیام می‏کند.[4]
مقتضای این شهادت این است که رسول خدا صلی الله علیه و سلم را در آنچه آورده، تصدیق کنی و از اوامرش فرمانبرداری نمایی و از نواهی‏اش دوری کنی، و تنها مطابق شریعت و برنامه‏ی خدا، خدا را بپرستی و معتقد نباشی که رسول خدا در ربوبیت و گرداندن هستی یا در پرستش، حقی دارد بلکه پیامبر صلی الله علیه و سلم بنده‏ای است که پرستیده نمی‏شود و فرستاده‏ای است که تکذیب نمی‏شود و برای خود و غیرخود، نفع و زیانی از دستش بر نمی‏آید مگر آ