ه مى‏ديد كه در مصحفى اين دو سوره را نوشته‏اند، آن را پاك مى‏كرد و مى‏گفت: غير قرآن را با قرآن خلط نكنيد و هرگز در نماز اين دو سوره را نمى‏ خواند.
در ضمن اين مصحف در بسيارى از آيات و كلمات قرآنى، با مشهور مخالفت دارد؛ زيرا ابن مسعود بر اين باور بود كه مى‏توان كلمات قرآن را به مترادف آن تبديل كرد. او مى‏گفت: هرگاه كلمه‏ اى بر شما دشوار باشد يا براى خواننده فهم آن مشكل آيد، مى‏توان آن را به كلمه ديگر كه سهل و واضح است و معناى آن را دارد، تبديل كرد. او كلمه «زخرف» را به كلمه «ذهب» تبديل مى‏كرد و كلمه «عهن» را به كلمه «صوف» زيرا معناى هر دو كلمه در هر دو موضع يكى است. او در تعليم يك نفر اعجمى كه تلفظ كلمه «اثيم» بر وى دشوار بود، تجويز كرد تا به جاى آن بگويد: «انّ شجرة الزقوم طعام الفاجر» به جاى «طَعامُ الْأَثِیم»

پاسخ:
ابتدا متن روایت:
قال أبو بكر الأنباري: حدثني أبي قال حدثنا نصر قال حدثنا أبو عبيد قال حدثنا نعيم بن حماد عن عبدالعزيز بن محمد عن ابن عجلان عن عون بن عبدالله بن عتبة بن مسعود قال: علم عبدالله بن مسعود رجلا "أن شجرة الزقوم. طعام الأثيم " فقال الرجل: طعام اليتيم، فأعاد عليه عبدالله الصواب وأعاد الرجل الخطأ، فلما رأى عبدالله أن لسان الرجل لا يستقيم على الصواب قال له: أما تحسن أن تقول طعام الفاجر ؟ قال بلى، قال فافعل.
عبدالله ابن مسعود رضی الله عنه به مردی (اعجمی و غیر عرب زبان) قرآن یاد میداد "أن شجرة الزقوم. طعام الأثيم " درخت زقوم غذای گناه کاران است. پس ان مرد گفت ان شجره الزقوم طعام الیتیم ،یعنی طعام یتیمان است. عبد الله دوباره تلفظ درست را برایش تکرار کرد و ان مرد دوباره اشتباه خواند پس وقتی که عبد الله بن مسعود دید که زبان ان مرد درستش را تلفظ نمیکند به او گفت: میتوانی بگویی طعام الفاجر؟ گفت بلی، گفت پس بگو.
در تفسیر رازی نیز آمده است
واحتج المخالف على صحة مذهبه بأنه أمر بقراءة القرآن، وقراءة الترجمة قراءة القرآن، ويدل عليه وجوه : الأول : روي أن عبد الله بن مسعود كان يعلم رجلاً القرآن فقال: {إِنَّ شَجَرَةَ الزقوم طَعَامُ الأثيم} [ الدخان: 43 ، 44 ] وكان الرجل عجمياً فكان يقول : طعام اليتيم : فقال : قل طعام الفاجر ، ثم قال عبد الله إنه ليس الخطأ في القرآن أن يقرأ مكان العليم الحكيم بل أن يضع آية الرحمة مكان آية العذابمفاتیح الغیب تفسیر رازی ج1/ص193
قبل از توضیح این موضوع لازم به ذکر است که تمام قرآن با تمام احکام آن یکباره بر پیامبر علیه الصلاه و السلام نازل نشد بلکه در طی 23 سال تدریجا نازل شد و حکم ابدالی که در بالا ان را دیدیم مربوط به زمانی است که هنوز حکم چنین عملی از طرف الله سبحانه و تعالی نازل نگشته بود و عبد الله ابن مسعود رضی الله عنه برای اینکه معنای قرآن توسط آن مرد غیر عربی عوض نشود و در واقع نگوید درخت زقوم طعام یتیمان است پس از مدارسه با آن اعجمی میگوید که آیا میتوانی بگویی طعام الفاجر و این جمله بر زبان آن شخص راحت تر گفته میشد و برای همین عبد الله ابن مسعود میگوید پس این را بگو و احتجاج کرده که"ثم قال عبد الله إنه ليس الخطأ في القرآن أن يقرأ مكان العليم الحكيم بل أن يضع آية الرحمة مكان آية العذاب" 
اشکال در این است که آیه ی رحمت را با آیه ی عذاب جابجا کنیم، همان طور که آن اعجمی اثیم را با یتیم جابجا میکرد. و به همین خاطر عبد الله ابن مسعود رضی الله عنه نه از روی این نیت که قرآن را تحریف کند بلکه برای یاد گیری آن شخص و جلو گیری از تحریف کلی معنی آن کار را کرد و هرچند عملش مروبط به زمان خود بوده و سپس در همان زمان نیز ممنوع شد و مربوط به قبل از نسخ چنین عملی است.
آیه های فراوانی در اثبات عدم تحریف و تغییر و تبدیل کلمات الله نازل شده اند منجمله «‏ وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‏» 115/اعام.
معنی:فرمان پروردگار تو صادقانه و دادگرانه انجام مي‌پذيرد . هيچ كسي نمی‌تواند آن را تباه و دگرگون كند و او شنوای داناست
«‏ وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَداً ‏»27/کهف.
معنی: بخوان آنچه را كه از كتاب (قرآن) از سوی پروردگارت به تو وحی شده است كسی نمی‌تواند سخنان او را تغيير دهد، و هرگز پناهی جز او نخواهی يافت
«‏ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ‏»9/حجر.
معنی: ما خود قرآن را فرستاده‌ايم و خود ما پاسدار آن مي‌باشيم

و در مورد نسخ چنین عملی طحاوی رحمه الله میگوید:
قال الطحاوي إنما كان ذلك رخصة لما كان يتعسر على كثير منهم التلاوة بلفظ واحد لعدم علمهم بالكتابة والظبط واتقان الحفظ ثم نسخ بزوال العذر وتيسرالكتابة والحفظ وكذا قال ابن عبد البر والباقلاني وآخرون - الألوسي ج25/ص132
و قول رافضی که میگوید:« در ضمن اين مصحف در بسيارى از آيات و كلمات قرآنى، با مشهور مخالفت دارد؛ زيرا ابن مسعود بر اين باور بود كه مى‏توان كلمات قرآن را به مترادف آن تبديل كرد.» 
این توهین قبیح و بسیار بی شرمانه است که از طرف روافض به ابن مسعود رضی الله عنه نسبت داده شده است و نزد این قوم تهمت زدن و افترا بستن بسیار آسان است . و هیچ وقت ابن مسعود رضی الله عنه به این باور نبود که میتوان کلمات قرآن را به مترادفاتش تبدیل کرد و باز ادعای تحریف نشدن قرآن را داشته باشد. در واقع رافضی از آن یک مورد نسخ شده که به اعجمی یاد میداد سوء استفاده کرده و آن را به کل قرآن نسبت داده است!!! و بدون هیچ دلیلی گفته که کل قرآنی که او جمع کرده بر همین منوال بوده است!!! واقعا باید از شر چنین فتنه گرانی به خدا پناه برد که تهمت و افترا و توهین را اساس مذهب خود قرار داده اند.
اما در مورد معوذتین ابن مسعود رضی الله عنه فکر میکرد که ان دو سوره دعائی هستند که بر پیامبر نازل شده تا با ان از چشم زخم را دفع کند ولی نظر او در این باره اشتباه بوده است و به اجماع امت ثابت شده که معوذتین نیز جزوی از قرآن است و در نماز خوانده میشود
و هرچند در این باره در بین علما نسبت به این روایات اختلاف هست و دسته ای کلا این روایات را باطل میدانند.
برای مثال ابن حزم در المحلى 1/13 میگوید : كل ما روي عن ابن مسعود أن المعوذتين وأم القرآن لم تكن في مصحفه فكذب موضوع لا يصح ، وإنما صحت عنه قراءة عاصم عن زر بن حبيش عن ابن مسعود ، وفيها أم القرآن والمعوذتان.
معنی:کل آنچه که از ابن مسعود رضی الله عنه روایت شده که معوذتین و ام اقرآن در مصحفش نبوده است کذب و وضع شده میباشد و صحیح نیست. همانطور که از او به صحت رسیده در قراءت عاصم از زر از ابن مسعود که در ان ام القرآن و معوذتان وجود دارد.
موضوعی که این دسته از روایاتی که اشاره به حذف معوذتین از مصحف ابن مسعود رضی الله عنه را باطل میکند در واقع قراءت وارده از عاصم بن ابی النجود کوفی و قراءت ابو عمرو بصری و همچنین حمزه و کسائی میباشد که همه ی انها از طریق ابن مسعود میباشند و در انها معوذتین آمده است. پس چطور باز گفته میشود که چنین عقیده ای نسبت به معوذتین داشته است؟
همچنین روایت دیگری وجود دارد که 1-ابن مسعود معوذتین را با بسم الله الرحمن الرحیم میخواند 2-و همچنین به خواننده هم میگوید تقراء، و در بین عرب تقراء را برای قرآن بکار میبرند و اگر دعا بود باید میگفت تدعو. 3- و همچنین ابن مسعود ان دو سوره را همراه سوره ی اخلاص یک جا میخواند که باز اشاره به این دارد که ابن مسعود ان را جزو قرآن میدانسته است
فروى الطبراني في المعجم الكبير عن عبد الله بن مسعود، أنه رأى في عنق امرأة من أهله سيرا فيه تمائم فمده مدا شديدا حتى قطع السير، وقال:"إن آل عبد الله لأغنياء عن الشرك"، ثم قال:"إن التولة، والتمائم، والرقى لشرك"، فقالت امرأة: إن أحدانا لتشتكي رأسها فيسترقي فإذا استرقت ظن أن ذلك قد نفعها، فقال عبد الله:"إن الشيطان يأتي أحدكم فيخش في رأسها فإذا استرقت خنس فإذا لم تسترق خنس، فلو أن إحداكن تدعو بماء فتنضحه في رأسها ووجهها، ثم تقول: بسم الله الرحمن الرحيم، ثم تقرأ: "قل هو الله أحد" ، "وقل أعوذ برب الفلق" ، "وقل أعوذ برب الناس" نفعها ذلك إن شاء الله".رواه الطبراني في المعجم الكبير [8772 ] سلسه احادیث صحیحه ج4/382
همچنین روایاتی دیگر که اشاره به سوره بودن معوذتین دارند:
أنَّ النبيَّ صلَّى اللهُ عليهِ وسلمَ أقرأه المُعَوِّذَتينِ وقال له: إذا أنتَ صلَّيتَ فاقرأْ بهما
. یعنی: پیامبر صلی الله علیه و سلم معوذتین را خواند و به او گفت هرگاه نماز خواندی پس با آن دو سوره بخوان
الراوي: رجل من الصحابة المحدث: ابن حجر العسقلاني و العيني - المصدر: فتح الباري لابن حجر و عمدة القاري - الصفحة أو الرقم 8/615و 20/16
خلاصة حكم المحدث: إسناده صحيح

‏عَنْ ‏عُقْبَةَ بْنِ عَامِرٍ ‏قَالَ ‏: ‏قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ ‏صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ‏: ‏أُنْزِلَ أَوْ ‏أُنْزِلَتْ عَلَيَّ آيَاتٌ لَمْ يُرَ مِثْلُهُنَّ قَطُّ ‏" ‏الْمُعَوِّذَتَيْنِ " .
عقبه بن عامر میگوید که پیامبر صلی الله علیه و سلم به من گفت نازل شد بر من ایاتی که مثل ان را هیچ وقت ندیده بودم"سوره ی فلق و ناس"
رواه مسلم (814(

و اگر هم گفته شود که ابن مسعود آن را در مصحف ننوشته است و چنین روایاتی را صحیح بدانیم در واقع این اجتهاد خطای او بوده که فکر میکرده ان دو سوره دعا بوده اند. و این به معنی تحریف قرآن نیست ولی بعدا با مشاهده ی اجماع امت بر اینکه ان دو از قرآن هستند او هم به همین نظر بر گشته چنانکه ابن کثیر در تفسیرش میگوید« ثم لعله رجع عن قوله ذلك إلى قول الجماعة » تفسير القرآن العظيم (6/582)سپس از قولش نسبت به معوذتین بر گشت به سوی قول جماعت که ان دو از قرآن هستند.

شبهه ی دوم رافضی:
2. مصحف ابی بن کعب: اين مصحف دو سوره به نامهاى «خلع و حفد» بيش از مصاحف ديگر دارد. اين دو دعاى قنوت اند و به گمان اينكه از سوره‏هاى قرآنى است، در قرآن درج شده است.
دعاى خلع: «بسم الله الرحمن الرحيم اللهم انّا نستعين بك و نستغفرك و نثنى عليك الخير و لانكفرك و نخلع و نترك من يفجرك» دعاى حفد: «بسم الله الرحمن الرحيم اللهم اياك نعبد و لك نصلّى و نسجد و اليك نسعى و نحفد، نخشى عذابك و نرجو رحتمك ان عذابك بالكفار ملحق» الاتقان؛ ج 1، ص 65
در ضمن در اين مصحف ميان دو سوره فيل و قريش، بسم الله الرحمان الرحيم، نيامده و آن دو، يك سوره پنداشته شده است. همان؛ ج 1، ص 64- 65.
همچنین در اين مصحف ابتداى سوره زمر با «حم» شر