<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">معاويه(رض) را بهتر بشناسيم</a></body></html>بدون شك دين بوسيله صحابة كرام (رضي الله عنهم) به ما رسيده است و تا زماني باقي است و ما باقي ايم زير منت و احسان اين بزرگ مردان تاريخيم و هر افتخاري كه داريم به آنها برمي گردد. حال اگر با اين تفكر كه آنها خالي از عيب و نقص نبوده اند، تير هاي نقد و انتقاد را به سوي ساحت مقدمشان شليك كنيم. گويا (نمك را خورده و نمكدان را شكسته ايم) نكته قابل توجه و تعمق اين است كه: امروز وقت بررسي خطاها و لغزش هاي آنها نيست. امروز، گاه نشستن و جرح و تعديل كردن اين مقبولان بارگاه ايزدي نيست، كه گروهي طعني از تاريخ بيرون آورده به آنها بچسبانند و گروهي با تصنيف و تاليف هاي فراوان مشغول به رد كردنش شوند. 

در حاليكه جامعه غرب زده و دور مانده از اصل خويش، در حال دست و پا زدن و جان دادن است و هيچ آشنايي با اسلام عزيز و مردان تاريخ ساز و ايمان داران مسلمان ندارد. 

صحابه همان تشنه لب و تشنگان شهيد اند كه بزرگ ترين آرزويشان تكه تكه شدن در راه مولا و شهادت در بستر خون بود. 

ما از سينة شكافته شده ((عمر فاروق)) -رضي الله عنه- و فرق شكافته و ريش پر خون ((علي مرتضي)) -رضي الله عنه- و دستهاي قطع شده ((جعفر طيار)) -رضي الله عنه- و جگر پاره شده و گوش هاي بريدهء ((حمزه سيد الشهدا)) -رضي الله عنه- آزرم مي كنيم و ما از پشت سوخته و سينه داغ دار ((خباب)) -رضي الله عنه- و((بلال)) -رضي الله عنه- خجالت مي كشيم كه جز به نيكي از آنها ياد كنيم. 

پس اي نويسندگان و متفكران مسلمان و اي صاحب نشريات و مدارس و صاحبان حكومتهاي اسلامي، اين وظيفه خطير بر عهدهء شماست كه اين الگوهاي ايماني و اين نسل پيروز قرآني را به جامعه اسلامي معرفي نمائيد و جوانان حيران و سرگردان در منجلاب تقليد كوركورانه و معصيت و گناه را با اين اسوه هاي خدايي آشنا سازيد. باشد تا دور ايمان و عصر درخشان صحابه تكرار گردد و روح آزردهء رسول الله -صلي الله عليه وسلم- مسرور و خوشحال شود.معاويه بن ابي سفيان، طبق روايت صحيح، 5 سال قبل از بعثت رسول اكرم -صلي الله عليه وسلم- در مكه مكرمه به دنيا آمد.

بعضي از مؤرخين نيز 7 سال قبل از بعثت را ذكر كرده اند و عده اي نيز 13 سال قبل از بعثت را تولد ايشان مي دانند. اما قول راجح همان 5 سال قبل از بعثت مي باشد.[1]

معاويه -رضي الله عنه- از طايفه معروف قريش مي باشد و نسبش به شرح زير به عبد مناف قريشي مي رسد. 

معاويه بن ابي سفيان صخر بن حرب بن اميه بن عبد شمس بن عبد مناف القرشي الاموي.[2] 

سيوطي نيز همين نسب را ازجانب پدري برايشان ذكر كرده است.[3] 

صاحب ((الاستيعاب)) نسب معاويه -رضي الله عنه- را از جانب مادرش چنين ذكر مي كند: 

هند بن عتبه بن عبد شمس بن عبد مناف القريش[4]

اما در مورد كنيه او تمامي مؤرخين در كتب خويش ((ابوعبدالرحمن)) را ثبت كرده اند و با اين كنيه ميان عرب ها مشهور بوده است. 

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1] - الاصابه / ج 3 / ص 412 / دارالكتب العربي.

[2] - الاصابه / ج 1 / ص 412.

[3] - تاريخ ا لخلفاء / جلال الدين سيوطي / ص 193 / آرام باغ كراچي.

[4] - الاستيعاب / ج 3 / ص 375.معاويه -رضي الله عنه- به جهت اينكه از خانواده يكي از سرداران بزرگ قريش بود، از همان بدو تولد مورد توجه خاص پدر و مادرش قرار داشت. در آن وقت كه خواندن و نوشتن را فقط عده انگشت شماري مي دانستند، برايش معلم خصوصي گرفته بودند، تا خواندن و نوشتن را بياموزد.

از همان دوران كودكي آثار نبوغ فكري و شجاعت و دليري و. . . . در چهره ايشان نمايان بود. 

روزي ابوسفيان با همسرش هند نشسته بود و معاويه -رضي الله عنه- مشغول بازي بود.  ابوسفيان به معاويه-رضي الله عنه- نگاه كرد و گفت: اين پسر من سر بزرگي دارد، حتماً سردار قومش مي شود. هند گفت:  فقط سردار قومش! مادرش برايش بگريد، اگر سردار كل عرب نشود. 

((هند )) در حالي كه او را در آغوش گرفته بود، مي گفت: 

ان بني معرق كريم

محبب في اهله حليم

    ليس بفاحش ولا لئيم

ولا فجور و لاشؤوم

    صخر بني فهربه زعيم  

لايخلف الظن ولايخيم[1]

 

به درستي كه پسرم، در ميان خانواده اش، گرامي، بردبار، با اصل و نصب و دوست داشتني است. او بدگو، بدكار، پست و فرومايه نيست. 

ضامن او صخر بن فهر است. گمان خوب بر او راست مي آيد، و از ترس جنگ نمي گريزد.

همچنين ابن كثير از امام شافعي (رحمه الله)،  او نيز از ابوهريره -رضي الله عنه- نقل مي كند: كه ((هند بن عتبه)) را در مكه ديدم، بر چيزي نشسته بود، در كنارش كودكي را ديدم كه مشغول بازي بود. در اين اثنا مردي از آنجا مي گذشت، به او نگاه كرد و گفت: من اين بچه را اينطور مي بينم، اگر زنده بماند، سردار قومش مي شود. 

((هند)) گفت:  اگر سردار غير قومش نشود (اشاره به تمام عرب)، خداوند او را بكشد و نابود سازد. (آن بچه معاويه-رضي الله عنه- بن ابي سفيان بود). 

به همين دلايل،  والدين در تربيت و پرورش او اهتمام خاصي به خرج مي دادند. 

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1] - البدايه و النهايه / ج 8 / صدر مورد اسلام آوردن معاويه -رضي الله عنه- اقوال مختلفي را مؤرخان در كتب خويش نقل كرده اند. 

اكثر مؤرخين، بر اين قائلند كه معاويه -رضي الله عنه- همراه پدر و مادر و برادرش روز فتح مکه به اسلام مشرف شده است. ولی واقدی معتقد است که پس از صلح حديبيه، معاويه -رضي الله عنه- اسلام را پذيرفته است. اما روز فتح مکه مسلمان بودنش را مخفی نموده بود[1]

اما حافظ شمس الدين ذهبی و بعضی ديگر از تاريخ نويسان اين قول را از خود معاويه -رضي الله عنه- نقل می کنند که او در ((عمره القضاء)) مسلمان شده است اما از ترس پدر و مادرش اسلام خويش را تا روز فتح مکه مخفی نموده بود.[2]

علامه ابن کثير از خود معاويه-رضي الله عنه- نقل می کند که: 

روی عنه انه قال: أسلمت يوم القضية ولکن کتمت إسلامی من أبی[3]

يکی از دلايل مسلمان بودنش قبل از فتح مکه اين است که ايشان با وجود آنکه يکی از جوانان شجاع و قوی و غيرتمند قريش و پسر سردار قريش در جنگهای فار با مسلمين بود، اما در اين غزوات شرکت نمی کرد و در مقابل رسول الله -صلي الله عليه وسلم- و يارانش شمشير نمی کشيد. 

معاويه-رضي الله عنه- در غزوات بدر، احد، خندق، وحديبيه (که مهمترين غزوات مسلمانان با کفار بود)در صف کفار شرکت نجستند[4].

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1] - الاصابه / ج 3.

[2] - تاريخ الاسلام / ج 2 / ص 308.

[3] - البدايه و النهايه / ج 8 / ص 308.

[4] - حضرت معاويه و حقايق تاريخی / مفتی محمد تقی عثمانی / ترجمه مولانا ابراهيم دامنی / ص 25.معاويه -رضي الله عنه- پس از اظهار نمودن اسلام خويش در روز فتح مکه، به يکی از نزديکان و مقربان جناب رسول الله -صلي الله عليه وسلم- تبديل شد، تا جايی که در سلک کاتبان وحی الهی در آمده و اين بزرگترين شرف و کرامت است، که به جهت آن بسياری ازاوقات خويش را درمصاحبت وهمراهی جناب  رسول الله -صلي الله عليه وسلم- بسر می برد. 

نقل است که ابوسفيان نيز پس از اسلام آورد